نویسنده: دوکتور نورمحمد محبی
قرآن؛ معجزهای فراتر از زمان
بخش صدوسیزدهم
اعجاز اثر انگشت در پرتو اکتشافات علمی معاصر
قرآن کریم بهعنوان آخرین کتاب آسمانی، همواره منبعی از هدایت، معرفت و اعجاز برای بشریت بوده است. یکی از جلوههای اعجاز این کتاب، اشارات علمی دقیق و شگفتانگیزی است که در زمان نزول آن، بشر از درک کامل آن عاجز بوده، اما با پیشرفت علوم، بهتدریج اسرار آن آشکار گردیده است. از جملۀ این اشارات، موضوع «بنان» یا سرانگشتان انسان است که در آیات سورۀ قیامت بهصورت خاص مورد توجه قرار گرفته است.
خداوند متعال میفرماید: «أَيَحسَبُ ٱلإِنسَٰنُ أَلَّن نَّجمَعَ عِظَامَهُۥ بَلَىٰ قَٰدِرِينَ عَلَىٰٓ أَن نُّسَوِّيَ بَنَانَهُ»[1]؛ ترجمه: «آیا میپندارد انسان که جمع نخواهیم کرد استخوانهای او را بلکه (جمع میکنیم) در حالیکه توانائیم بر این که دُرُست کنیم سر انگشتان او را.»
این آیه، در نگاه نخست، به قدرت الهی در بازآفرینی انسان اشاره دارد؛ اما با دقت بیشتر و در پرتو یافتههای علمی جدید، بُعدی از اعجاز علمی آن نمایان میشود که توجه دانشمندان و مفسران را به خود جلب کرده است.
مفهوم «بنان» و دلالت آن در قرآن
کلمۀ «بنان» در زبان عربی به معنای سرانگشتان دست و پا است. انتخاب این کلمه در آیه، بسیار دقیق و قابل تأمل است؛ زیرا خداوند متعال بهجای اشاره به کل بدن یا حتی استخوانها، به یکی از کوچکترین و ظریفترین اجزای بدن انسان توجه داده است.
در این آیه، خداوند متعال پس از طرح شبهۀ منکران قیامت دربارۀ امکان جمعآوری استخوانهای پوسیده، جواب میدهد که نهتنها قادر به جمعآوری استخوانها است، بلکه میتواند «بنان» انسان را نیز بهگونهای دقیق و کامل بازسازی نماید. این تأکید، نشاندهندۀ ظرافت و پیچیدگی خاص این بخش از بدن است.
دیدگاه مفسران پیشین
مفسران قدیمی قرآن کریم، با توجه به دانش زمان خود، تلاش کردهاند حکمت اشاره به «بنان» را تبیین کنند. آنان به خصوصیاتی مانند: ظرافت ساختار استخوانهای انگشتان بهعنوان بخشی از مظاهر قدرت مطلقۀ الهی اشاره کردهاند.
امام قرطبی رحمهالله میگوید: بنان به معنای انگشتان، واحد آن بنانه است.
در ادبیات عرب، به لطافت و ظرافت انگشتان اشاره شده است و اشاره به قدرت مطلق خداوند در بازسازی انسان، حتی از کوچکترین بخشها، و تضمین امکان قیامت و بازگرداندن انسان به صورت اصلی.
همچنین، اشاره به امکان تبدیل انسان به شکلهای دیگر (مثل حیوانات) ولی بازگرداندن او به صورت اصلی آسانتر است.[2]
اما اینگونه تفسیرها، هرچند ارزشمند، هنوز به عمق علمی این اشارۀ قرآنی نرسیده بودند؛ زیرا دانش مربوط به اثر انگشت در آن زمان هنوز کشف نشده بود.
کشف علمی اثر انگشت در قرن نوزدهم
در قرن نوزدهم میلادی، دانشمندان علم طب و جرمشناسی به کشف مهمی دست یافتند: خطوط ریز و برجستهای که بر پوست سرانگشتان انسان وجود دارد، در هر فرد منحصر بهفرد است.
این خطوط به چهار نوع اصلی تقسیم میشوند:
۱. قوسی Arches))
۲. حلقوی Loops))
۳. گردابی Whorls))
۴. مرکب Composite))
تحقیقات نشان داده است که این خطوط در دوران جنینی (حدود ۱۰۰ تا ۱۲۰ روزگی) شکل میگیرند و تا پایان عمر ثابت باقی میمانند. حتی در صورت سوختگی یا آسیب، الگوی اصلی آنها حفظ میشود. هیچ دو انسانی دارای اثر انگشت کاملاً یکسان نیستند، حتی جورهایها (جملیها)ی همسان. این خصوصیت باعث شد که اثر انگشت بهعنوان دقیقترین روش شناسایی هویت افراد شناخته شود.
ادامه دارد…
بخش قبلی | بخش بعدی
[1]. القيامة: ۳-۴.
[2]. خلاصهای از: تفسير القرطبي = الجامع لأحكام القرآن: ۱۹/۹۴.


