
نویسنده: م. مهرالله عزیزی
تحلیلی بر تاریخ و باورهای بودیزم
بخش سیام
در سلسلۀ مبحث عقاید و افکار بودیزم، در بخش قبلی به بررسی شماری از عقاید مهم بودیزم پرداختیم که پیروان بودا دربارۀ زندگی و جایگاه او مطرح کردهاند؛ باورهایی مانند ظهور ستارهای مخصوص هنگام تولد او، صعود جسمانی او به آسمان و همچنین شادمانی موجودات آسمانی در هنگام تولدش و… . این دیدگاه و عقاید آنها را از زاویۀ عقل و نقل بهبررسی و نقد گرفتیم و پاسخ روشن و قانعکننده ارایه نمودیم.
در این بخش یکی از عقاید و آموزههای مهم و اساسی آنها را که عبارت از «دعوت به رهبانیت» است، به تحلیل و نقد میگیریم و بیشتر توضیح میدهیم که این باور آنان از کجا سرچشمه و نشأت گرفته، چگونه باوری است، خصوصیات راهبان بودایی چگونه بوده است و دیدگاه اسلام رابطه به رهبانیت چیست و… .
۱۰. دعوت به رهبانیت
از جمله آموزه و باورهای مطرح در آیین بودا، رهبانیت و اختیار زندگی زاهدانه است.
بودیزم، پیروان خود را تشویق میکند تا از مال، داراییها، زمینها و کارهای خود دست بکشند و زندگی زاهدانه اختیار کنند.
همچنین آنان را توصیه میکند که برای تأمین نیازها و حاجات خود دست به سوی دیگران دراز کرده و از راه گدایی و درخواست کمک زندگی نمایند؛ ازاینرو بسیاری از آنان (مخصوصاً طبقۀ راهبان) زندگی خود را بدون کار و پیشۀ مشخص میگذرانند.
روزی یکی از پیروان آیین جینی از بودا سوال کرد: آیا تو مردم را به رها کردن کار و کنار گذاشتن کارها و هنرها دعوت میکنی؟ بودا در پاسخ گفت: من دعوت میکنم به ترک هر کاری که زشت است و انسان را به سوی بدیها میکشاند؛ اما در کنار آن، مردم را به انجام هر آنچه برای بدن، گفتار و اندیشه نیکو است دعوت مینمایم. همچنان به انجام هر کاری دعوت میکنم که به خیر و سعادت بینجامد. با این همه، شیوۀ زندگی بودا در مجموع با روحیۀ کاردوستی سازگار نبود.
درهبانیت در آیین بودایی به این معنا هست که انسان بهگونۀ کامل از همۀ امور زندگی اجتماعی و شهری خود را کنار بگیرد؛ یعنی از کارها و زندگی بوداییانی که در خانهها و میان جامعه زندگی میکنند دوری اختیار کند.
در آیین بودا پیروان به دو دسته تقسیم میشوند:
یک دسته مردم عادی که در خانهها زندگی میکنند و زندگی معمولی دارند؛
و دستۀ دیگر راهباناند؛ کسانیکه خانه، مال و دارایی، خواهشها و لذتهای دنیا را رها میکنند تا زندگی رهبانی پیش بگیرند.
از اینجا واضح میشود که هدف اصلی رهبانیت در آیین بودا از بین بردن درد و رنج و بالا بردن روح انسان است؛ یا به تعبیری رسیدن به «نیروانا»، یعنی خوشبختی در همین زندگی.
بوداییان بر این باورند که رسیدن به خوشبختی تنها زمانی ممکن است که انسان وارد راه رهبانیت شود؛ زیرا به نظر آنان زندگی عادی و خانوادگی موانع و دشواریهای زیادی دارد که ممکن است انسان را از رسیدن به خوشبختی در این دنیا مانع شود.
اما زندگی رهبانی، به باور آنان، فرصت بیشتری برای رسیدن به خوشبختی میسر میدارد؛ چون انسان در آن از همۀ قید و بندها، مانعها، خواهشها و لذتها، و نیز از نعمتها و زرقوبرق دنیا آزاد میشود.
بودا نیز رهبانیت را شیوهای بلند و ارزشمند از زندگی میدانست؛ زیرا در آن فداکاریهای سختی وجود دارد که هر کسی توان انجام آن را ندارد و هر کس نمیتواند به هدف نهایی آن برسد. او حتی ادعا میکرد که رهبانیت والاترین وظیفه برای انسان است و راهبان در بلندترین جایگاه میان مردم قرار دارند.
در ادامه، پس از تعریف رهبانیت، نخست به تاریخ پیدایش رهبانیت در آیین بودا میپردازیم؛ سپس رابطه و پیوند میان آیین بودا و مسیحیت را در نظام رهبانی بررسی میکنیم. در پایان نیز رهبانیت را از دیدگاه اسلام مورد بررسی و نقد قرار میدهیم.
الف: تعریف رهبانیت
معنای لغوی: رهبانیت در اصل از کلمۀ «رَهبه» گرفته شده است که به معنای ترس است. گفته میشود: «رَهِبَ یَرْهَبُ رَهبةً»؛ یعنی ترسید.
واژۀ «رهبانیت» نیز به «رَهبه» نسبت داده شده و با افزودن الف ساخته شده است. از مظاهر آن کارهایی مانند اختصاص دادن خود به این شیوۀ زندگی، به گردن انداختن زنجیرها، پوشیدن لباسهای خشن و پشمین، ترک خوردن گوشت و مانند اینها بوده است؛ کارهایی که راهبان در رهبانیت خود به آنها پایبند بودند.
ابن اثیر میگوید: این واژه از رهبانیت مسیحیان گرفته شده است و اصل آن همان «رَهبه» به معنای ترس است. آنان با رها کردن کارهای دنیا، ترک لذتهای آن، زهد ورزیدن در دنیا و دوری از مردم، به رهبانیت میپرداختند و حتی سختیها را بر خود تحمیل میکردند؛ تا جایی که برخی از آنان خود را اخته میکردند یا زنجیری بر گردن میانداختند و به انواع دیگرِ ریاضت و آزار دادن نفس دست میزدند.
امام ماوردی رحمهالله میگوید: در این کلمه دو نوع قرائت وجود دارد:
قرائت اول: با فتح حرف «ر» خوانده میشود که معنای آن ترس و خوف است و از واژۀ «رَهَب» گرفته شده است.
قرائت دوم: با ضم حرف «ر» خوانده میشود که در این صورت به الرُهبان نسبت داده میشود؛ همانگونه که واژۀ «الرُضوانیّه» به «رُضوان» نسبت داده میشود. سبب این نامگذاری آن است که راهبان خود را به تحمل سختیها وادار میکردند؛ مانند: خودداری از خوردن و نوشیدن، ترک ازدواج، و کنارهگیری از مردم با پناه بردن به غارها و صومعهها.
راهب کسی است که در صومعهها به عبادت میپردازد و از کارها و لذتهای دنیا دست میکشد، از آنها رویگردان میشود و از مردم کنارهگیری میکند. ریشۀ این کلمه همان «رَهبه» و «رهبانیت» است.
ادامه دارد…