
نویسنده: م. مهرالله عزیزی
تحلیلی بر تاریخ و باورهای بودیزم
بخش: ۴۰
حکم رهبانیت در اسلام (ادامه)
د: حکم رهبانیت در اسلام از نگاه آزار دادن بدن
آزار دادن بدن و عدم توجه به نیازهای آن از دیگر پایههای اساسی رهبانیت است. چون رهبانیت یکی از کارهای با فضیلت و نیکو در آیین مسیحیت و بودایی به شمار میآید، ازاینرو آنان میکوشند تا با اذیت و آزار بدن به این فضیلت نایل آیند.
اما وقتی این موضوع را با معیار دین و عقل بسنجیم، درست به نظر نمیرسد. خداوند که خود آفرینندۀ انسان است و بهتر از هر کسی او را میشناسد، برای بشر خواسته که زندگی طبیعی خود را داشته باشد و از زیباییهای دنیا و نعمتهای پاک -مثل خوردنی، نوشیدنی و لباس- بهره ببرد. این روش از زمان حضرت آدم علیهالسلام تا امروز سنت الهی بوده است. اما در برخی افکار مانند بودایی و نصرانی، نوعی رقابت در آزار دادن بدن و سختگرفتن بر آن دیده میشود، به این گمان که این کار باعث نزدیکی به خدا میشود. درحالیکه اسلام راه میانه را اختیار کرده و به هر صاحب حقی، حقش را داده است. ازهمینرو گفته شده: «بدن تو هم بر تو حق دارد.» و در حدیث معروف گروهی از صحابه رضیاللهعنهماجمعین آمده که یکی از آنان میخواست همیشه روزه بگیرد و بدنش را به زحمت بیندازد، اما پیامبر صلیاللهعلیهوسلم او را از این کار منع کرد.
پیامبر صلیاللهعلیهوسلم همچنین روشن ساخته که رسیدگی به بدن خودش نوعی عبادت و نزدیکی به خدا است؛ مانند وضو گرفتن پیش از نماز، غسل در روز جمعه، و پاک نگهداشتن بدن از آلودگیها؛ چراکه خداوند پاکیزگان را دوست دارد. این روش اسلام در توجه به بدن و تأکید بر پاکی آن است، چون سرشت انسان هم با پاکی و نظافت آمیخته شده است.[1]
اسلام به پیروان خود دستور میدهد تا عورتهای خود را بپوشانند و زینت مناسب بگیرند، این در حقیقت تأکید برای توجه به بدن و رسیدگی به آن است، در این باره خداوند متعال میفرماید:
«يَا بَنِي آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنَا عَلَيْكُمْ لِبَاسًا يُوَارِي سَوْآتِكُمْ وَرِيشًا وَلِبَاسُ التَّقْوَى ذَلِكَ خَيْرٌ ذَلِكَ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ»[2]؛ ترجمه: «ای فرزندان آدم! لباسی برایتان فرو فرستادیم که شرمگاههایتان را میپوشاند و نیز لباسی که مایۀ زینت شماست؛ و لباس تقوا بهتر است. این از نشانههای الله است؛ باشد که پند بگیرند.» و نیز میفرماید: «يَا بَنِي آدَمَ خُذُوا زِينَتَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَكُلُوا وَاشْرَبُوا وَلَا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ»[3]؛ ترجمه: «ای فرزندان آدم! (هنگام هر نماز و) در هر مسجدی زیورتان (یعنی لباسهایتان) را بپوشید؛ و بخورید و بیاشامید و اسراف نکنید. همانا الله اسراف کنندگان را دوست ندارد.»
پس اسلام میان این دو خوبی جمع کرده است: هم بهرهگیری معتدل از دنیا را مشروعیت داده و هم رسیدن به پاداش بزرگ آخرت را. اما تفکر رهبانی با عقل سازگار نیست و کاملاً از اعتدال بدور است و حق بدن و معنویت انسان را کاملا نادیده گرفته است.
ه: حکم رهبانیت در اسلام از نگاه گوشهگیری و کنارهگیری از جامعه
یکی دیگر از پایههای اساسیِ رهبانیت گوشهگیری از جامعه و مردم است. در آیین بودایی و مسیحیت، کنارهگیری از جامعه و مردم بهترین راه رسیدن به خدا گفته شده و با فضیلتترین کار تلقی میشود.
اما انسان وقتی با دید درست و عاقلانه نگاه کند، این روش هم خلاف عقل بوده و دین هم آن را تایید نمیکند.
برای مثال، حضرت آدم علیهالسلام نه خودش از مردم کناره گرفت و نه فرزندانش را به این کار دستور داد؛ بلکه در متن زندگی قرار داشت و با کار و تلاش زندگی میکرد. حتی در تورات به او گفته شده: «با عرق پیشانیات نان بخور تا زمانی که به همان زمینی که از آن گرفته شدهای برگردی.» یعنی انسان باید تا آخر عمر کار و تلاش کند. همچنین برای بیدار کردن آدمهای تنبل، مثال مورچه آورده شده که: «ای انسان تنبل! به مورچه نگاه کن، راه و روشش را ببین و دانا شو؛ تا چه وقت میخوابی؟» در تورات وظیفۀ آدم علیهالسلام هم مشخص شده، و آن آباد کردن زمین است؛ چنانکه آمده: «خداوند او را از بهشت بیرون کرد تا در زمینی که از آن گرفته شده بود، کار کند.» حضرت عیسی علیهالسلام نیز همین راه را دنبال کرد و برای مردم مثالهای گوناگون -مثل مثال کِشت و زراعت- میآورد. حضرت موسی علیهالسلام هم مانند بسیاری از پیامبران علیهمالصلاةوالسلام، چوپانی میکرد و با کار و زحمت زندگی میگذراند.[4]
در اسلام هم کار کردن و هم در میان مردم بودن، جایگاه مهمی دارد؛ چون باعث میشود زندگی جامعه بهخوبی پیش برود و مردم در یک توازن و اعتدال، نیازهای همدیگر را برآورده کنند. حتی در روز جمعه که عید هفتگی مسلمانان است،[5] خداوند میفرماید:
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نُودِيَ لِلصَّلَاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ وَذَرُوا الْبَيْعَ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ * فَإِذَا قُضِيَتِ الصَّلَاةُ فَانْتَشِرُوا فِي الْأَرْضِ وَابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَاذْكُرُوا اللَّهَ كَثِيرًا لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»[6]؛ ترجمه: «ای مومنان، چون در روز جمعه برای نماز ندا داده شد، به (عبادت) و یاد خدا بشتابید و خرید و فروش را رها کنید. اگر بدانید این برایتان بهتر است. آنگاه چون نماز گزارده شود، در زمین پراکنده شوید و از فضل خدا بجویید و خداوند را بسیار یاد کنید تا شما رستگار شوید.»
در عین حال، اسلام هشدار هم میدهد که مبادا انسان آنقدر در کار و مال و اولاد غرق شود که خدا را فراموش کند: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُلْهِكُمْ أَمْوَالُكُمْ وَلَا أَوْلَادُكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ»[7]؛ ترجمه: «ای مومنان, اموالتان و اولادتان شما را از یاد خدا غافل نکند. و هرکس که چنین کاری کند آنانند که زیانکارند.»
پس دین مقدس اسلام، کاملاً با این تفکر مخالف است و برای پیروان خود اجازه داده است که از نعمتهای دنیا بهخوبی استفاده کند و با مردم یکجا زندگی نماید و نیازهای مسلمانان را برآورده کند. چون انسان وقتی از جامعه کنارهگیری نماید، از بسیار خوبیها و پاداشها محروم میماند؛ مثل انفاق کردن، عیادت کردن مریض و اشتراک کردن به جنازه و… ازاینرو، اسلام توصیه دارد که پیروانش هم با مردم زندگی کند، هم کار کند و هم رابطهاش را با خدا حفظ نماید. این مورد، یکی از زیباییهای دین اسلام است که در ادیان دیگر مشاهده نمیشود.
ادامه دارد…
[1]. الأدیان الوضعیة، ص ۲۷۸.
[2]. سورة الأعراف: ۲۶.
[3]. سورة الأعراف: ۳۱.
[4]. الأدیان الوضعیة، ص ۲۷۹.
[5]. همان، ص ۲۷۹.
[6]. سورة الجمعة: ۹-۱۰.
[7]. سورة المنافقون: ۹.