نویسنده: دوکتور نورمحمد محبی
قرآن؛ معجزهای فراتر از زمان
بخش یکصدویازدهم
اعجاز علمی حس در سورۀ نساء
قرآن کریم بهعنوان کتاب هدایت الهی، افزون بر جنبههای اعتقادی و اخلاقی، دربردارندۀ اشارات دقیق و عميق به حقایق علمی نیز میباشد؛ اشاراتی که در بسیاری موارد، قرنها بعد توسط علم بشری کشف و تبیین گردیده است. یکی از نمونههای برجستۀ این حقیقت، آیۀ ۵۶ سوره نساء است که به مسئلۀ عذاب و تجدید پوست اشاره دارد:
«كُلَّمَا نَضِجَت جُلُودُهُم بَدَّلنَٰهُم جُلُودًا غَيرَهَا لِيَذُوقُواْ ٱلعَذَابَ»[1]؛ ترجمه: «هرگاه بسوزد (پخته شود) پوستهایشان تبدیل کنیم با ایشان پوستهای غیر پوستهای اول تا بچشند عذاب را.)»
این آیه در نگاه نخست، توصیفی از عذاب اخروی است، اما با تأمل علمی و تدبر عمیق، ابعاد شگفتانگیزی از اعجاز علمی قرآن کریم، بهخصوص در بخش شناخت حس و دستگاه عصبی انسان، آشکار میگردد.
مفهوم لغوی و تفسیری آیه
کلمۀ «نَضِجَتْ» در لغت به معنای پختهشدن کامل است، و در اینجا کنایه از سوختن کامل پوست میباشد؛ بهگونهای که دیگر قابلیت طبیعی خود را از دست میدهد. «بَدَّلنَٰهُم جُلُودًا غَيرَهَا» نیز بیانگر جایگزینی پوست سوخته با پوستی جدید است.
هدف این تبدیل در ادامۀ آیه بیان شده است: «لِيَذُوقُواْ ٱلعَذَابَ» یعنی تا عذاب را بچشند. این تعبیر نشان میدهد که چشیدن عذاب وابسته به وجود ابزاری است که احساس را منتقل کند، و آن ابزار همان پوست است.
نظریههای علمی دربارۀ منشأ احساس
در تاریخ علم، سؤال از منشأ احساس و درد، یکی از مسائل مهم در علوم زیستی و طبی بوده است. دیدگاههای گوناگونی در این زمینه مطرح شده است: برخی دانشمندان، مغز را مرکز اصلی احساس دانستهاند. گروهی دیگر، نخاع شوکی و واکنشهای انعکاسی را عامل احساس معرفی کردهاند.
اما تحقیقات جدید نشان میدهد که گیرندههای حسی موجود در پوست (پایانههای عصبی) نقش اساسی در دریافت و انتقال درد دارند.
آزمایشهای ساده نیز این حقیقت را تأیید میکند؛ بهعنوان مثال، هنگام تزریق سوزن، درد عمدتاً در لحظۀ عبور از پوست احساس میشود، نه در عمق عضله. این نشان میدهد که پوست، جایگاه اصلی آغاز احساس درد است.
تحلیل علمی آیه در پرتو علم معاصر
با توجه به یافتههای علمی، آیۀ مورد بحث به نکتهای بسیار دقیق اشاره میکند:
هنگامی که پوست در اثر سوختن شدید از بین میرود، پایانههای عصبی آن نیز تخریب شده و در نتیجه، احساس درد کاهش یافته یا از بین میرود. بنابراین، اگر هدف استمرار عذاب باشد، باید وسیلۀ احساس دوباره فراهم گردد.
قرآن کریم این حقیقت را چنین بیان میکند:
«كُلَّمَا نَضِجَت جُلُودُهُم بَدَّلنَٰهُم جُلُودًا غَيرَهَا لِيَذُوقُواْ ٱلعَذَابَ»[2]؛ ترجمه: «هرگاه بسوزد (پخته شود) پوستهایشان تبدیل کنیم با ایشان پوستهای غیر پوستهای اول تا بچشند عذاب را.)»
این بیان، کاملاً با یافتههای علم طبی امروز همخوانی دارد و نشان میدهد که قرآن کریم، بدون ورود به جزئیات پیچیدۀ علمی، به اصل اساسی این پدیده اشاره کرده است.
دیدگاه علامه شعراوی رحمهالله و تبیین حس
علامه شعراوی رحمهالله با نگاهی عمیق و علمی، این آیه را تحلیل نموده و بیان میدارد که: مرکز احساس در انسان، شعاعهای عصبی گسترده در سطح پوست است. هنگامی که پوست میسوزد، این شعاعها از کار میافتند و دیگر دردی احساس نمیشود.
ازهمینرو، خداوند متعال برای استمرار عذاب، پوست جدیدی میآفریند تا ارتباط میان جسم و نفس برقرار مانده و درد به ادراک انسان برسد.
وی همچنین تأکید میکند که قرآن کریم، این حقیقت علمی را بهصورت مستقیم و صریح بیان نکرده، بلکه آن را در قالبی بیان نموده که با گذشت زمان و رشد علم، برای بشر قابل درک گردد؛ و این خود از وجوه اعجاز بیانی قرآن کریم است.
بُعد فلسفی و حکمت الهی
پایان آیه با این جمله همراه است: «إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ عَزِيزًا حَكِيما»[3]؛
«عزیز» بودن خداوند، بیانگر قدرت مطلق و شکستناپذیری اوست؛ یعنی هیچکس نمیتواند از قلمرو قدرت او خارج شود. اما «حکیم» بودن، نشان میدهد که این قدرت، با عدالت و حکمت همراه است.
بنابراین، استمرار عذاب از طریق تجدید پوست، نه نشانۀ خشونت بیهدف، بلکه جلوهای از عدالت دقیق الهی است؛ عدالتی که بر اساس اعمال انسانها تحقق مییابد.
اعجاز علمی
اعجاز قرآن كريم در این آیه در دو سطح قابل مشاهده است:
۱. سطح علمی زیستشناسانه: قرآن كريم پیش از کشف علمی مرکز حس در پوست انسان، به این واقعیت اشاره کرده است که پوست، واسطۀ اصلی انتقال حس و درد است. آیه نشان میدهد که وقتی پوست آسیب میبیند و از کار میافتد، حس درد هم متوقف میشود؛ بنابراین، برای ادامۀ عذاب، پوست جدید جایگزین میشود.
۲. سطح فلسفی و انسانی: آیه با بیان دقیق جایگاه درد و حس انسان، به حکمت و عدالت خداوند در عذاب و پاداش اشاره دارد. نه تنها به جنبههای مادی و علمی توجه شده، بلکه تأکید بر عدالت و حکمت الهی نیز، روح و جان انسان را متوجه حقیقت هستی میکند.
ازاینرو، میتوان گفت که اعجاز قرآن کریم تنها در فصاحت و بلاغت آن خلاصه نمیشود، بلکه در اشارات دقیق علمی و هماهنگی آن با واقعیتهای هستی نیز جلوهگر است.
این آیه، انسان را به تفکر عمیق در آفرینش خود واداشته و او را متوجه قدرت، حکمت و عدالت بیپایان خداوند متعال میسازد؛ و این همان هدف نهایی قرآن، یعنی هدایت انسان به سوی حقیقت، میباشد.[4]
ادامه دارد…
بخش قبلی | بخش بعدی
[1]. النساء: ۵۶.
[2]. النساء: ۵۶.
[3]. النساء: ۵۶.
[4]. فشردهای از: تفسير الشعراوي ۴/۲۳۳۷-۲۳۳۸.


