
نویسنده: م. مهرالله عزیزی
تحلیلی بر تاریخ و باورهای بودیزم
بخش بیستونُهم
۸. باور به بازگشت دوبارۀ بودا به زمین
الف: تبیین عقیده
بوداییان باور دارند که بودا بار دیگر به زمین بازخواهد گشت تا صلح و برکت را به آن بازگرداند.[1] این هم مشابه عقیدهای است که ما مسلمانان در مورد حضرت عیسی علیهالسلام داریم. صعود حضرت عیسی علیهالسلام بهصورت زنده بهسوی آسمان و برگشت ایشان دوباره به زمین در نزدیکی قیامت از قرآن و سنت ثابت است و این مورد قطعی بوده و هیچ شک و شبههای در آن وجود ندارد. اما برگشت دوبارۀ بودا به زمین، محل نقد و بطلان است.
ب: پاسخ و نقد
باور بازگشت دوبارۀ بودا به زمین، عقیدهای است بدور از پشتوانۀ عقلی و نقلی. این دیدگاه معمولاً مثل باور صعود او بهسوی آسمانها از یاوه و افسانهگوییهای بوداییان بهشمار میرود که در این مورد هیچ دلیل قانع و موثق ندارند. چنین دیدگاهها معمولاً برای دلگرم و استوار ساختن پیروان بودا از سوی پیشوایان و راهبان این آیین مطرح میشود؛ چنانکه نمونههای چنین باورها در ادیان و فرقههای باطلۀ دیگر نیز به چشم میخورند.
خداوند متعال در آیات گوناگون، مرگ را حقیقتی قطعی و انکارناپذیر معرفی کرده و بازگشت دوبارۀ انسانها به این دنیا پس از مرگ را ناممکن دانسته است.
«حَتَّىٰ إِذَا جَاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّي أَعْمَلُ صَالِحًا فِيمَا تَرَكْتُ ۚ كَلَّا ۚ إِنَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَائِلُهَا ۖ وَمِنْ وَرَائِهِم بَرْزَخٌ إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ»[2]؛ ترجمه: «تا آن گاه که مرگ بهسوی کسی از آنان آید، گوید: پروردگارا، مرا بازگردان باشد که در سرایی که (آنجا کارهای نیک) را فروگذار کردهام، کار نیک انجام دهم. چنین نیست. بیگمان آن سخنی است که او آن را میگوید و فرارویشان تا روزی که برانگیخته میشوند برزخی است.»
این آیه بهوضوح نشان میدهد که بعد از مرگ بازگشت انسان به زندگی دنیا ناممکن است، هر چند انسان از پروردگار عالم درخواستهای مکرر نماید.
براساس نص قرآنی و حدیثی، حضرت عیسی علیهالسلام در نزدیکی قیامت به زمین فرود خواهد آمد و مطابق شریعت محمدی صلیاللهعلیهوسلم در روی زمین حکمرانی خواهد کرد؛ و این یک موردی استثنایی و مخصوص حضرت عیسی علیهالسلام است. غیر ازیشان نه کسی بطور مداوم به آسمان صعود کرده و نه دوباره به زمین آمده است.
«وَإِنْ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ إِلاّ لَيُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَيَوْمَ الْقِيامَةِ يَكُونُ عَلَيْهِمْ شَهِيداً»[3]؛ ترجمه: «و کسی اهل کتاب نیست مگر آنکه پیش از مرگش به او ایمان میآورد و (عیسی) روز قیامت بر آنان گواه خواهد بود»
گروهی از مفسران در تفسیر این آیه گفتهاند: مقصود این است که پیش از وفات عیسی بن مریم همۀ اهل کتاب به او ایمان خواهند آورد. این زمانی خواهد بود که حضرت عیسی علیهالسلام برای کشتن دجّال به زمین فرود آید؛ در آن هنگام همۀ آیینها به یک آیین تبدیل میشود و آن، آیین اسلام حنیف است؛ همان دین ابراهیم علیهالسلام. ابن جریر همچنین روایت میکند که یعقوب برایم نقل کرد: ابورجاء از حسن بصری روایت کرد که دربارۀ این آیه گفت: مقصود پیش از مرگ عیسی است. به خدا سوگند که او اکنون نزد خدا زنده است؛ اما هنگامی که به زمین فرود آید، همگی به او ایمان خواهند آورند.[4]
۹. باور به خوشحالی موجودات آسمانی بر تولد بودا
الف: تبیین عقیده
از جمله باورهای شگفت و تعجبآور بوداییان این است که میگویند: هنگامی که بودا به دنیا آمد، موجودات آسمان شادمان شدند و فرشتگان برای آن نوزاد مبارک ترانههای محبت و شادی سر دادند.[5]
ب: پاسخ و نقد
دیدگاهی که بوداییان میگویند هنگام تولد بودا لشکریان آسمان شادمان شدند و فرشتگان بر او سرود خواندند، در برخی متون آیینی بودایی و همچنان در برخی کتابهای تاریخ ادیان نقل شده است؛ اما این ادعا از نظر عقل و نقل قابل نقد و دور از واقعیت است:
نخست: از دیدگاه عقل، هر ادعای خارقالعاده نیازمند دلیل مستحکم، روشن و قابل اعتماد است. روایتهایی مانند شادی موجودات آسمانی یا آوازخوانی فرشتگان در هنگام تولد یک انسان، از جمله امور فوقطبیعیاند؛ بنابراین بدون دلیل قوی و مستند نمیتوان آن را پذیرفت.
دوم: براساس عقیدۀ اسلامی، فرشتگان از امور غیب هستند و بههیچکس غیر از پیامبران علیهمالصلاةوالسلام قابل مشاهده نمیباشند؛ چنانکه خداوند متعال میفرماید: «الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ» براساس تفسیر مفسران، مراد از غیب هر آنچه از چشم و حواس انسان بدور است را گفته میشود که از مصادیق آن فرشتگان نیز میباشند.[6] پس وقتی وجود فرشتگان از امور غیب و نامرئی باشند، چگونه پیروان بودا، آنها را دیدهاند و یا از کدام منابع و مدرک این دیدگاه را نقل میکنند؟ معلوم است که چنین دیدگاهها به ادبیات اسطورهای و تقدیس شخصیتها شباهت دارند و از حقیقت بدورند.
ادامه دارد…
[1]. محمد الحمد، رسائل فی الادیان والمذاهب، ۵۵.
[2]. المؤمنون، آیات ۹۹-۱۰۰.
[3]. النساء: ۱۵۹.
[4]. تفسیر ابن کثیر، ج ۲، ص ۴۰۱.
[5]. موسوعة الملل و الادیان، ج ۲، ص ۱۱۷.
[6]. تفسیر ابن کثیر، ج ۱، ص ۷۶.