
نویسنده: مفتی احمدالله مهاجر
مقتداء {امام اعظم أبوحنیفة رحمه الله}
مجموعه مقالات
بخش: ۲۵
اوضاع سیاسی جهان اسلام در روزگار امام ابوحنیفه رحمهالله
امام ابوحنیفه رحمهالله در دورانی دیده به جهان گشود که جهان اسلام زیر سلطهی بیرحمانهی برخی حاکمان بنیامیه قرار داشت. در یک حادثه تاریخی، حضرت حسین رضیالله عنه و خاندان رسولالله (صلیالله علیه و سلم) در کنار رود فرات با لبانی تشنه به شهادت رسیده بودند. در واقعهی جانسوز دیگری که به «واقعهی حره» شهرت یافت، شهر مدینهی منوره، مأمن و جایگاه زیست پیامبر اسلام (صلیالله علیه و سلم)، مورد هجوم و تاراج قرار گرفت.
عبدالله بن زبیر رضیالله عنه، نوادهی حضرت ابوبکر صدیق رضیالله عنه که در حمایت از حق و عدالت قیام کرده بود، در جوار بیتالله به شهادت رسید. در همین دوران، حاکمان ظالمی چون یزید، ابنزیاد و حجاج بن یوسف بر مقدرات مردم مسلط شده و در عرصهی سیاست و حکومت، بیمحابا دست به ستم و جنایت آلودند.
شهر کوفه که زادگاه و محل زیست امام ابوحنیفه رحمهالله بود، وضعیتی به مراتب ناگوارتر داشت. سایهی شوم ستمهای ابنزیاد و سپس حجاج بن یوسف بر سر مردم بیدفاع این شهر سنگینی میکرد. این اوضاع چنان خفقانآور و شوم بود که شخصیتهای برجستهی علمی و فکری همچون حسن بصری، ابنسیرین، ابراهیم نخعی و امام شعبی (رحمهمالله)، در برابر این همه بیداد و خشونت، چارهای جز سکوت و انزوا نمییافتند.
در چنین دوران پرمخاطرهای، امام ابوحنیفه رحمهالله پرورش یافت و شخصیت سیاسی او شکل گرفت؛ دورانی که اوج کشمکشهای سیاسی و اجتماعی بود و نخبگان علمی میان دو راهیِ سکوت یا مخالفت با حاکمان جائر قرار داشتند.
تأثیر محیط بر آموزههای فکری و سیاسی امام ابوحنیفه رحمهالله
امام ابوحنیفه رحمهالله بیست و پنج سال از عمر خویش را در دوران خلافت اموی و هجده سال باقیمانده را در عهد خلافت عباسی سپری کرد. او اوج قدرت امویان و سپس ضعف و فروپاشی آنان را به چشم خویش نظاره کرد و به عنوان شاهدی بر این دگرگونیها، درکی عمیق از تحولات سیاسی و اجتماعی آن زمان به دست آورد. بیگمان این تجربیات، تأثیری فوق العاده بر منظومهی فکری و سیاسی امام بر جای گذاشت.
امام ابوحنیفه رحمهالله شاهد مراحل گوناگون شکلگیری و پیشرفت خلافت عباسی بود؛ زمانی که بنیعباس با فعالیتهای مخفیانه و به یاری شبکهی داعیان خویش، مبارزه علیه امویان را آغاز کردند. این دعوتها در خانههای تیمی و دور از چشم کارگزاران حکومت اموی صورت میگرفت و هدف آن، سرنگونی رژیم اموی و جایگزینی خلافت عباسی بود.
پس از تلاشهای گسترده، این جنبش به حرکتی عظیم بدل گشت و سرانجام توانست حکومت اموی را سرنگون کرده و سرزمینهای اسلامی را تحت فرمان عباسیان درآورد. امام ابوحنیفه رحمهالله به عنوان ناظری دقیق، همواره جریانات سیاسی و اجتماعی آن عصر را با هوشمندی رصد میکرد.
تأثیر این حوادث بزرګ و همهجانبه بر شخصیت فکری و سیاسی امام ابوحنیفه رحمهالله انکارناپذیر است. اگرچه منابع تاریخی بهطور دقیق مشخص نکردهاند که ایشان شخصاً در کدام جنبش یا قیام حضور فیزیکی داشته، اما از آثار و سخنانشان چنین برمیآید که امام به حرکتهای عدالتخواهانه گرایش داشتند و از جنبشهای علوی و مبارزات آنان در برابر امویان و حتی عباسیان، حمایتهای مالی و معنوی میکردند.
این رویکرد، امام ابوحنیفه رحمهالله را نهتنها به یک فقیه بزرگ، بلکه به یک اندیشمند سیاسی بدل ساخت که نسبت به عدالت اجتماعی و اصلاحات همهجانبه حساس بود و از نظریاتی که با اصول اخلاقی و انسانی اسلام همخوانی داشت، پشتیبانی میکرد.
امام ابوحنیفه رحمهالله و دوران پرفراز و نشیب اموی و عباسی
دوران زندگی امام ابوحنیفه رحمهالله یکی از پیچیدهترین و پرمحنتترین ادوار تاریخ اسلام بهشمار میرود. این بازه که از اواخر خلافت بنیامیه تا آغاز خلافت عباسی را در بر میگیرد، با ناآرامیهای سیاسی گستردهای همراه بود. در این مقطع، ستم برخی حاکمان، وضعیت اجتماعی و دینی را به شدت تحت تأثیر قرار داده بود.
این شرایط آشفته، بر مسیر علمی و اجتماعی امام ابوحنیفه رحمهالله اثر عمیقی گذاشت و ایشان را به شخصیتی استوار و مقاوم در برابر ظلم و جنایت بدل کرد.
بنیامیه پس از خلافت راشده به قدرت رسیدند و با گذشت زمان، از سیرهی خلفای نخستین فاصله گرفتند. سیاستهای بنیامیه عمدتاً بر پایهی زور و خشونت بنا شده بود و تاریخ در دوران خلافت آنان، شاهد سلسلهای از جنایات و تندرویها علیه مخالفان بود.
فاجعهی کربلا و شهادت حضرت حسین رضیالله عنه و یاران و خاندان ایشان، تلخترین حادثهی این دوران بود که موجی از خشم و اندوه را در میان مسلمانان برانگیخت. همچنین واقعهی حره که در آن شهر مدینهی منوره توسط لشکریان یزید غارت شد و حرمت مردمِ شهرِ رسولالله (صلیالله علیه و سلم) هتک گردید، از دردناکترین وقایع تاریخ اسلام محسوب میشود.
اوضاع کوفه در زمان امام ابوحنیفه رحمهالله
کوفه، زادگاه امام ابوحنیفه رحمهالله، شهری بود که به دلیل وقایع پیاپی سیاسی و مذهبی به مرکز ناامنی و بیثباتی بدل گشته بود. ابنزیاد و حجاج بن یوسف از چهرههای سفاک این دوران بودند که با اقدامات ظالمانهی خود، بذر غم در دل مردم کاشتند و راه را بر هرگونه اعتراضی بستند.
آنان با رفتار مستبدانهی خویش، بسیاری از بزرگان و عالمان زمانه را خانهنشین کردند. این شهر شاهد قیامها و جنبشهای متعددی علیه ستم بنیامیه بود، اما این خیزشها به دلیل خشونت و بیرحمی حاکمان، به سرعت سرکوب میشدند.
نقش امام ابوحنیفه رحمهالله در برابر ظلم
امام ابوحنیفه رحمهالله با وجود تمامی دشواریها و شرایط سختی که ذکر شد، راه مقاومت در برابر ظلم را برگزید. ایشان در عرصهی علوم و فقه، با همتی والا به تربیت شاگردان پرداخت و تدریس خویش را بر پایهی ارزشهای اسلامی و عدل و انصاف شرعی استوار کرد.
امام ابوحنیفه رحمهالله به عنوان یک فقیه، همواره برای آزادی اندیشه و استقلال در نتایج فقهی اهمیت بسیاری قائل بود و در برابر فشارهای سیاسی و دولتی پایمردی میکرد. ایشان هرگز با ظالمان همپیمان نشد؛ چنانکه پیشنهادهای همکاری با خلافت را نپذیرفت و علیرغم تهدیدها و شکنجهها، از پذیرش هرگونه مسئولیت دولتی سر باز زد.
امام ابوحنیفه رحمهالله با گسترش مکتب فقهی خویش، فراتر از تدریس صرفِ احکام دینی، بهطور غیرمستقیم به ترویج عدل، اخلاق و حقطلبی پرداخت و در فتاوای خود، حقوق مردم و انصاف را بر منافع دولت ترجیح داد و از طریق استدلال و اجتهاد در برابر استبداد ایستادگی کرد. خلاصه آنکه، روش ایشان در تعلیم شاگردان و پیریزی مکتب حنفی، خود نوعی مقاومت فکری و فرهنگی در برابر بیدادگریهای زمانه بود.
ادامه دارد…