الگوی تربیت الهی در خانوادۀ انبیاء علیهمالصلاةوالسلام
بخش هفتادوهشتم
فروتنی و شکایت حضرت زکریاعلیهالسلام در درخواست فرزند
حضرت زکریاعلیهالسلام در دعای خود ضعف و پیری خویش را برای پروردگارش بیان کرد. هنگامی که استخوانها سست شوند، در حقیقت همۀ بدن ناتوان میشود؛ زیرا استخوان محکمترین بخش بدن و ستون آن است.
او همچنین از سپید شدن سر خود سخن گفت؛ تعبیری زیبا که گویی سفیدی مو مانند آتشی است که در سر شعلهور شده و تمام آن را فرا گرفته است، تا جاییکه دیگر سیاهی در آن باقی نمانده است.
سستی استخوانها و سپید شدن مو هر دو کنایه از پیری و ضعفاند که حضرت زکریاعلیهالسلام آن را به درگاه خداوند عرضه کرد. سپس گفت:«وَلَم أَكُن بِدُعائِكَ رَبِّ شَقِيًّا»[1]؛ ترجمه: پروردگارا! من هرگز در دعا کردن به درگاه تو محروم و ناامید نبودهام.
او با این سخن اعتراف میکند که خداوند همواره دعاهایش را اجابت کرده است؛ بنابراین امید دارد که در این زمان پیری نیز دعایش را بپذیرد و نعمت خود را بر او کامل سازد.
پس از بیان حال خود، آنچه را که از آن بیم داشت نیز مطرح کرد. او میترسید که پس از مرگش، کسانی که باقی میمانند نتوانند میراث او را آنگونه که باید حفظ کنند.
منظور از این میراث، دعوت دینی او (که یکی از پیامبران برجستۀ بنیاسرائیل بود) و نیز خانوادهاش است؛ از جمله حضرت مریم رضیاللهعنها که تحت سرپرستی او قرار داشت و در محرابی عبادت میکرد که او مسئول آن بود.
او بیم داشت که خویشاوندانش نتوانند این میراث را بهدرستی حفظ کنند؛ زیرا آنان را شایستۀ انجام چنین مسئولیتی نمیدانست. از سوی دیگر، همسرش عقيم و نازا بود و فرزندی نداشت تا او را تربیت کند و برای ادامۀ راهش آماده سازد.[2]
هدف از درخواست فرزند
حضرت زکریا علیهالسلام از پروردگارش خواست که فرزندی صالح به او عطا کند؛ فرزندی که شایستگی میراث او و میراث نبوت خاندانش را داشته باشد. الله متعال میفرماید:
«فَهَب لي مِن لَدُنكَ وَلِيًّا * يَرِثُني وَيَرِثُ مِن آلِ يَعقوبَ»[3]؛ ترجمه: پس از جانب خود فرزندی به من ببخش که وارث من و وارث خاندان یعقوب باشد.
او همچنین آرزو کرد که این فرزند انسانی پسندیده و نیکو باشد:«وَاجعَلهُ رَبِّ رَضِيًّا»[4]؛ ترجمه: پروردگارا! او را بندهای پسندیده قرار ده.
واژۀ «رضی» معنای گستردهای دارد؛ یعنی کسیکه خود خشنود است و دیگران را نیز خشنود میکند و فضای رضایت و آرامش را در اطراف خود میگستراند.
این دعای حضرت زکریا علیهالسلام بود که با نهایت فروتنی و در خلوت به درگاه پروردگارش عرضه شد. الفاظ، معانی و آهنگ آرام آیات قرآن همه در ترسیم این صحنۀ دعا نقش دارند.[5]
همچنین خداوند میفرماید:«وَزَكَرِيّا إِذ نادى رَبَّهُ رَبِّ لا تَذَرني فَردًا وَأَنتَ خَيرُ الوارِثينَ»[6]؛ ترجمه: پروردگارا! مرا تنها مگذار و تو بهترین وارثانی.
دعای زکریا علیهالسلام این است: مرا بدون فرزند و وارثی که پس از من در میان مردم به وظیفۀ خود عمل کند رها مکن.[7]
بدین گونه، حضرت زکریا علیهالسلام ویژگیهای فرزندی را که میخواست مشخص کرد: فرزندی که ولیّ الله باشد و رسالت او را به ارث ببرد؛ وارث علوم نبوت و شکوه و مجد پدران و نیاکان باشد؛ مورد رضایت پروردگارش و نیز مورد رضایت خود او و خانوادهاش قرار گیرد و در نزد اطرافیانش نیز مقبول باشد.
او فرزندی میخواست که روشنی چشم پدر و مادرش باشد و برای اطرافیانش نیز سبب خیر و نیکی گردد.[8]