الگوی تربیت الهی در خانوادۀ انبیاء علیهمالصلاةوالسلام
بخش هفتادوهفتم
حضرت زکریا علیهالسلام و خانواده
حضرت زکریا علیهالسلام از پیامبران بنیاسرائیل است. ایشان عمر خود را در دعوت مردم به سوی خدای متعال سپری کرد. همسر او خواهر حضرت مریم رضیاللهعنها دختر عمران، مادر حضرت عیسی علیهمالسلام بود. حضرت زکریا علیهالسلام از راه کار و تلاش خود زندگی میکرد و نجار بود.
از ابوهریره رضیاللهعنه روایت شده است که رسول خدا صلیاللهعلیهوسلم فرمودند: «وَكَانَ زَكَرِيَّا نَجَّارًا»[1]؛ یعنی: حضرت زکریا نجار بود و از دسترنج خود روزی میخورد.
درخواست فرزند از سوی حضرت زکریا علیهالسلام از الله متعال
حضرت زکریا علیهالسلام آرزو داشت که خداوند متعال فرزندی به او عطا کند تا پس از او راه دعوت به سوی خدا را ادامه دهد. او بیم داشت که قومش دچار گمراهی شوند؛ زیرا نشانههای انحراف در میان آنان آشکار شده بود.
نزدیکان و خویشاوندان او در امر دین سستی میکردند و به آن توجه لازم نداشتند؛ ازاینرو میترسید که پس از وفات او دین ضایع گردد.[2] به همین سبب هنگامی که کرامت الهی را نسبت به حضرت مریم رضیاللهعنها دختر عمران (که زن صالح و خواهر همسرش بود) مشاهده کرد، به درگاه پروردگار روی آورد و دعا نمود.
حضرت زکریا علیهالسلام سرپرست حضرت مریم رضیاللهعنها بود و گاهگاهی نزد او میرفت. هرگاه وارد محراب عبادت او میشد، نزد وی رزقی مییافت؛ یعنی خوراک، نوشیدنی و میوههایی که در غیر فصل خود فراهم بود. از او پرسید: اینها از کجا برای تو آمده است؟ حضرت مریم رضیاللهعنها پاسخ داد: اینها از جانب خداست؛ زیرا خداوند هرکس را که بخواهد بیحساب روزی میدهد.
وقتی حضرت زکریا علیهالسلام این نشانههای آشکار قدرت خداوند و لطف او نسبت به مریم عابده رضیاللهعنها را مشاهده کرد، این امر ا و را برانگیخت تا به محراب عبادت خود برود، در پیشگاه پروردگار بایستد و با تمام وجود و زبان خود از خداوند چیزی را بخواهد که سالها فکر او را به خود مشغول ساخته بود.
ازاینرو به درگاه خداوند دعا کرد و از او درخواست فرزند نمود. او این دعا را به صورت پنهانی انجام داد تا راز میان او و پروردگارش باشد؛ زیرا یقین داشت که خداوند از درون و آرزوی قلب او آگاه است. همچنین نمیخواست مردم او را سرزنش کنند که در این سن و سال درخواست فرزند میکند. افزون بر این، خداوند دعای پنهانی و دل پاک را دوست دارد.
بنابراین، حال خود را (درحالیکه خداوند به آن آگاهتر است) برای الله متعال بیان کرد و با نهایت فروتنی و امیدواری خواستۀ خود را مطرح نمود.
خداوند متعال در این باره میفرماید:
«كهيعص* ذِكرُ رَحمَتِ رَبِّكَ عَبدَهُ زَكَرِيّا * إِذ نادى رَبَّهُ نِداءً خَفِيًّا * قالَ رَبِّ إِنّي وَهَنَ العَظمُ مِنّي وَاشتَعَلَ الرَّأسُ شَيبًا وَلَم أَكُن بِدُعائِكَ رَبِّ شَقِيًّا * وَإِنّي خِفتُ المَوالِيَ مِن وَرائي وَكانَتِ امرَأَتي عاقِرًا فَهَب لي مِن لَدُنكَ وَلِيًّا * يَرِثُني وَيَرِثُ مِن آلِ يَعقوبَ وَاجعَلهُ رَبِّ رَضِيًّا»[3]؛ترجمه: کاف، ها، یا، عین، صاد. این یادآوری رحمت پروردگار تو نسبت به بندهاش زکریاست؛ آنگاه که پروردگار خود را در نهانی ندا داد و گفت: پروردگارا! استخوانم سست شده و سرم از پیری سپید گشته است، و من هرگز در دعا کردن به درگاه تو محروم و بدبخت نبودهام. من از خویشاوندان پس از خود بیم دارم و همسرم نازا است؛ پس از جانب خود فرزندی به من ببخش؛ فرزندی که وارث من و وارث خاندان یعقوب باشد و او را (ای پروردگار من) پسندیده قرار ده.
همچنین الله متعال دربارۀ حضرت مریم رضیاللهعنها و ورود حضرت زکریا علیهالسلام بر او میفرماید:
«كُلَّما دَخَلَ عَلَيها زَكَرِيَّا المِحرابَ وَجَدَ عِندَها رِزقًا قالَ يا مَريَمُ أَنّى لَكِ هذا قالَت هُوَ مِن عِندِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَرزُقُ مَن يَشاءُ بِغَيرِ حِسابٍ * هُنالِكَ دَعا زَكَرِيّا رَبَّهُ قالَ رَبِّ هَب لي مِن لَدُنكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَميعُ الدُّعاءِ»[4]؛ترجمه: هرگاه زکریا وارد محراب عبادت مریم میشد، نزد او رزقی مییافت. گفت: ای مریم! این از کجا برای تو آمده است؟ گفت: این از جانب خداست؛ همانا خداوند هرکس را بخواهد بیحساب روزی میدهد. در همانجا زکریا پروردگارش را خواند و گفت: پروردگارا! از جانب خود فرزندانی پاک به من عطا کن؛ همانا تو شنوندۀ دعا هستی.
و نیز میفرماید:«وَزَكَرِيّا إِذ نادى رَبَّهُ رَبِّ لا تَذَرني فَردًا وَأَنتَ خَيرُ الوارِثينَ»[5]؛ ترجمه: و زکریا را یاد کن آنگاه که پروردگارش را خواند و گفت: پروردگارا! مرا تنها مگذار و تو بهترین وارثان هستی.
این آیات کریمه بهخوبی صحنۀ مناجات حضرت زکریا علیهالسلام با پروردگارش را ترسیم میکنند. او دور از دید و شنیدن مردم، در خلوتی که در آن با اخلاص کامل به پروردگارش روی آورده بود، آنچه بر دلش سنگینی میکرد و سینهاش را میآزرد با او در میان گذاشت.
او پروردگار خود را بسیار نزدیک خواند و گفت: «ربّ»، بیآنکه حتی از حرف ندا استفاده کند؛ درحالیکه خداوند بدون دعا و صدا نیز میشنود و میبیند. اما انسان گرفتار با دعا آرامش مییابد و نیاز دارد اندوه خود را بیان کند. خداوند مهربان میداند که این از سرشت انسان است؛ ازاینرو دوست دارد بندگانش او را بخوانند و غمهای خود را با او در میان بگذارند.[6]
چنانکه الله متعال میفرماید:«وَقالَ رَبُّكُمُ ادعوني أَستَجِب لَكُم»[7]؛ ترجمه: و پروردگار شما فرموده است: مرا بخوانید تا دعای شما را اجابت کنم.