
نویسنده: مفتی محمدگل سعید
مقتداء {امام اعظم أبوحنیفة رحمه الله}
مجموعه مقالات
بخش: ۱۳
دیدگاههای علما دربارۀ مقام شامخ امام اعظم رحمهالله (ادامه…)
امام عیسی بن یونس (متوفی ۲۶۴ هـ.ق) گفته است: «لاتتكلمن في أبي حَنِيفَةَ بِسُوءٍ وَلا تُصَدِّقَنَّ أَحَدًا يسئ الْقَوْلَ فِيهِ فَإِنِّي وَالله مَا رَأَيْتُ أَفْضَلَ مِنْهُ وَلا أَوْرَعَ مِنْهُ وَلا أَفْقَهَ مِنْهُ». یعنی: درباره امام ابوحنیفه سخن به بدی مگویید و هیچ بدگویی را درباره او باور مکنید؛ سوگند به خدا که من کسی را برتر، با تقواتر و فقیهتر از او ندیدهام. امام ابن عبدالبر درباره ایشان گفته است: «قد اثنى عَلَيْهِ قوم كثير لفهمه ويقظته وَحُسْن قِياسه وَوَرَعِهِ وَمُجانبته السَّلاطين». (گروه کثیری از علمای پیشین، ایشان را به سبب فهم، هوشیاری، قیاسهای نیکو، تقوا و دوری جستن از سلاطین ستودهاند).
سفیان بن عیینه رحمهالله میفرماید: «ما مقلت عيني مثل أبي حنيفة»؛ یعنی چشمان من شخصیتی همچون امام ابوحنیفه رحمهالله را ندیده است. امامِ جرح و تعدیل، حضرت یحیی بن سعید القطان رحمهالله میفرماید: «انه والله لأعلم هذه الأمة بما جآء عن الله و رسوله». یعنی: سوگند به خدا که ابوحنیفه رحمهالله نسبت به آنچه از جانب خداوند متعال و رسولالله صلیاللهعلیهوسلم آمده، داناترینِ این امت است. یحیی بن معین رحمهالله، استاد امام بخاری رحمهالله، میفرماید: «عدل، ثقةٌ، ما ظنک بمن عدّله ابن المبارک و وکیعٌ». یعنی: امام ابوحنیفه رحمهالله عادل و مورد اعتماد است؛ چه گمان میبری درباره کسی که بزرگان چون ابنالمبارک و وکیع او را تایید و تعدیل کردهاند؟
حافظ محمد بن یوسف شافعی رحمهالله در کتاب خود «عقود الجمان» نگاشته است: «كان ابوحنيفه رحمه الله من کبار حفاظ الحديث وأعيانهم». بدین معنا که: امام ابوحنیفه رحمهالله از بزرگترین حافظان حدیث و از سرآمدانِ علما بود. حافظ ابن عبدالبر مالکی رحمهالله (متوفی ۴۶۳ هـ.ق) نوشته است: «روى حماد بن زيد عن أبي حنيفه أحاديث كثيرةً». یعنی: حماد بن زید احادیث بسیاری را از امام ابوحنیفه رحمهالله روایت کرده است. علامه ذهبی رحمهالله در معرفی امام ابوحنیفه رحمهالله چنین میگوید: «أبوحنيفه الامام الأعظم فقيه العراق، متورع، عالم، عامل، متعبد، کبيرالشان». یعنی: ابوحنیفه رحمهالله امام اعظم، فقیه عراق، انسانی پرهیزگار و دانشمند، عامل به علم، اهل عبادت و دارای جایگاهی بلندمرتبه است.
ابنخلدون، مورخ بزرگ جهان اسلام، میفرماید: «انَّه من كبار المجتهدين في علم الحديث». یعنی: امام ابوحنیفه رحمهالله در دانش حدیث از بزرگانِ مجتهدین است. امیرالمحدثین، علی بن مدینی رحمهالله میفرماید: «هو ثقةٌ لابأس به». یعنی: امام ابوحنیفه رحمهالله مورد اعتماد است و در روایت او هیچ مشکلی نیست. همچنین امام شافعی رحمهالله مینویسد که از امام مالک پرسیده شد: آیا امام ابوحنیفه رحمهالله را دیدهای؟ ایشان فرمود: آری! او را دیدهام؛ او شخصی بود که اگر برای تو دلایلی میآورد تا ثابت کند این ستون از طلاست، قطعاً با دلایل خود پیروز میشد (و ثابت میکرد که این پایه از طلاست).
مورخ بزرگ، شیخ محمد بن یوسف صالحی در کتاب مقبول و جامع خود «عقودالجمان في مناقب الامام الاعظم أبي حنيفة النعمان»، مقام و منزلت امام اعظم رحمهالله را چنین مینگارد: «إعلم رحمك الله أنَّ الإمام أباحنيفة رحمه الله مِن کبار حفاظ الحديث وقد تقدَّم أنَّه أخذ عن أربعة آلاف شيخ من التابعين وغيرهم و ذكره الحافظ الناقد ابوعبدالله الذهبي في كتابه الممتع طبقات الحفاظ من المحدثين منهم ولقد أصاب وأجاد، ولولا كثرة إعتنائه بالحديث ماتهيأ له إستنباط مسائل الفقه فإنَّه أول من استنبطه من الأدلة».
بدان – که خداوند تو را رحمت کناد – بیگمان امام ابوحنیفه رحمهالله از حافظان بزرگ حدیث به شمار میرود. در صفحات پیشین بیان شد که ایشان از چهار هزار تن از تابعین، مشایخ و دیگران کسب علم نموده است.
علامه ابن خلکان رحمهالله در «وفیات الاعیان» چنین مینویسد: «أبوحنيفة النعمان بن ثابت بن زوطى بن ماه الفقيه الكوفي، مولى تيم الله ابن ثعلبة، وهو من رهط حمزة الزيات؛ كان خزازاً يبيع الخز، وجده زوطى من أهل كابل، وقيل بابل، وقيل من أهل الأنبار، وقيل من أهل نسا، وقيل من أهل ترمذ، وهو الذي مسه الرق فأعتق، وولد ثابت على الإسلام. وقال إسماعيل بن حماد بن أبي حنيفة: أنا إسماعيل بن حماد بن النعمان بن ثابت بن النعمان بن المرزبان، من أبناء فارس من الأحرار، والله ما وقع علينا رق قط. ولد جدی سنة ثمانين، و ذهب ثابت إلى علي بن أبي طالب، وهو صغير، فدعا له بالبركة فيه وفي ذريته، ونحن نرجو أن يكون الله تعالى قد استجاب ذلك لعلي فينا، والنعمان بن المرزبان أبو ثابت هو الذي أهدى لعلي بن أبي طالب، الفالوذج في المهرجان النيروز.»
امام اعظم رحمهالله به بازرگانیِ پارچههای ابریشمی اشتغال داشت و مرکز تجاری ایشان در کوفه مستقر بود، اما شعبات کاریاش در شهرهای گوناگون فعالیت داشتند. در زمان خلافت حضرت عمر فاروق رضیاللهعنه و به فرمان ایشان، شهر کوفه بنا گردید و هزاران تن از صحابه کرام در آنجا سکنا گزیدند. از آن جمله، حضرت عمرو بن حریث رضیاللهعنه نیز به کوفه آمد و در مجاورت مسجد، سرایی (بازاری) بنا کرد که بسیار بزرگ و نامآور بود. دکان و کارگاه ابریشمبافی امام اعظم رحمهالله در همین سرای قرار داشت.
خطیب بغدادی در «تاریخ بغداد» مینویسد که بازرگانانِ پارچههای ابریشمی و دکانهای آنان در سرای عمرو بن حریث بسیار مشهور و شناختهشده بودند. چنان به نظر میرسد که سرای عمرو بن حریث بهطور کامل به بافت و فروش پارچههای ابریشمی اختصاص یافته بود. امام یافعی رحمهالله نیز با یادکرد از کارگاه و ابریشمبافی امام اعظم رحمهالله مینویسد: «له دار کبير لعمل الخز و عنده مناع الخز»؛ یعنی ایشان سرای بزرگی برای تولید پارچههای ابریشمی داشتند و کارگرانِ ابریشمباف نزد ایشان به کار اشتغال داشتند. ابن خشنام رحمهالله درباره دانش و مهارت امام اعظم رحمهالله در شناخت انواع پارچههای ابریشمی مینویسد: «کان خزازا و کان فى بيعه و شرائه يستقصي و يدق النظر فيه»؛ امام رحمهالله بازرگانِ پارچههای ابریشمی بود و در خرید و فروش آن، با در نظر داشتِ نیازهای زمانه، نگاهی بسیار دقیق و ژرف داشت. هرگاه در کوفه کسی سراغ پارچهای مرغوب یا خاص را میگرفت، مردم او را به دکان امام ابوحنیفه رحمهالله راهنمایی میکردند. چنین برمیآید که در این مرکزِ عمدهفروشی، همچون بازارهای بزرگِ امروزی، قیمت هر کالا مقطوع و مشخص بود و ایشان وقت خود را با چانهزنی ضایع نمیکردند. ایشان در این راه تنها در پی سود خویش نبودند، بلکه بیش از خود، مراعات مردم را میکردند. امام صاحب رحمهالله بخش اعظم سرمایه خویش را صرف اهدای تحایا به علما و نیکوکاری در حق عامه مردم میکرد. سفیان بن عیینه رحمهالله میگوید که ابوحنیفه رحمهالله بسیار اهل صدقه و خیرات بود و هر سودی که به دست میآورد، بر مردم انفاق میکرد. ایشان آنچنان تحفههای فراوانی برای من میفرستاد که از کثرت آنها شگفتزده میشدم؛ چون این موضوع را با دوستان ایشان در میان گذاشتم، گفتند اگر آن هدایایی را که برای سعید بن ابیعروبه فرستاده است میدیدی، چه میگفتی؟ امام ابوحنیفه رحمهالله هیچکس را وانگذارد مگر آنکه در حق او نیکی و احسان کرده باشد.
گفته میشود که امام ابوحنیفه رحمهالله شرکتی میان بغداد و کوفه داشت که از آن طریق با سرمایهای معین به کسبوکار میپرداخت و سود و منافع آن تجارت را میان علما، محدثین و فقهای کوفه تقسیم میکرد تا آنان نیازهای خود را برطرف ساخته و از احتیاج به دیگران بینیاز گردند.
خلاصه آنکه امام عالیمقام رحمهالله صاحب اخلاقی والا و صفاتی عالی بود. مناقب، صفات، شمایل، کرامات و همچنین زندگی سیاسی، نحوه برخورد با توده مردم، نیکیهای ایشان در حق علما و عامه، دلایل عقلی و منطقی، بصیرت و تعاملات ایشان در امور بازرگانی، بیش از آن است که در این چند صفحه گنجانده شود. ما در اینجا مشتی را نمونه خروار ذکر کردیم؛ برای آگاهی بیشتر به کتابهایی که در باب زندگینامه و سوانح امام عالیمقام نگاشته شده است مراجعه کنید که شمار آنها از حد افزون است و در پایان این زندگینامه نیز نام چند اثر آورده شده است.
در کتابهای سیره و سوانح چنین مسطور است که هرگاه مسئلهای بر امام ابوحنیفه رحمهالله دشوار میگشت، به یاران خود میفرمود: «این سختی به سبب گناهی است که از من سر زده است»؛ سپس به گفتن «استغفرالله» آغاز میکرد و گاه به نماز میایستاد تا آنکه مسئله گشوده میشد. آنگاه میفرمود: «گویی خداوند گناهم را آمرزیده است». چون حضرت فضیل بن عیاض رحمهالله که از عارفان و زاهدان بزرگ زمانه بود، از این شیوه امام ابوحنیفه رحمهالله آگاه گشت، بسیار گریست و گفت: گناهان این مرد بسیار اندک است.
ادامه دارد…