
نویسنده: م. مهرالله عزیزی
تحلیلی بر تاریخ و باورهای بودیزم
بخش سیوچهارم
ه: علاقه و پیوند مسیحیت با بودیزم در نظام رهبانیت
در مورد اینکه مسیحیت با بودیزم در نظام رهباینت پیوندی دارد یا نه، باید گفت که در اصل رهبانیت پدیدهای است که در هیچ یکی از ادیان سماوی به آن اشاره یا توصیه نشده است، بلکه ادیان سماوی بهخصوص شریعت حضرت عیسی علیهالسلام آن را کاملاً مردود و خلاف فطرت انسانی دانسته و همچنان روح اسلام هم با این نظام فرسوده سازگاری ندارد.
رهبانیت، بدعتی است که در زمانهای واپسین و بعد از عروج حضرت عیسی علیهالسلام با تأثیر از گرایشهای فلسفی و مکتبهای اخلاقیِ دعوت کننده به زهد و گوشهنشینی در مسیحیت شکل گرفت.
چنانکه قبلاً هم یادآور شدیم، نظام رهبانیت نخستین بار در آیین برهمنی پدید آمد و بعد بهتدریج بعداز شکلگیری آیین بودا، به آن نیز راه یافت. بعد از آن این نظام از بودیزم و آیینهای هندویی از طریق تجارت و بازرگانی به مصر منتقل شد و از آنجا راهبان قبطی آن را به فرانسه، ایتالیا و دیگر سرزمینها منتقل کردند.
نخستین صومعههایی که شناخته شد در مصر بهخصوص در شهر اسکندریه به وجود آمدند. اسکندریه در آن زمان بهعنوان یک شهر بازرگانی، مرکز بزرگ تمدنی و تجاری امپراتوری روم شناخته میشد. روم و توابع آن روابط خوب تجارتی همراه با هند در آن زمان داشتهاند، ازاینرو بسیاری از تاجران بودایی و جینی برای تجارت به آنجا رفتوآمد میکردند. آنان با استفاده از فرصت، آموزههای دینی و عقیدتی خویش را به آنان منتقل میساختند که همین روش سبب شد تا نظام رهبانیت در مسیحیت نیز ریشه بداوند.
بودیزم و مسیحیت در نظام رهبانیت شباهتهایی دارند که ذیلاً ذکر مینماییم:
۱. مسیحیت در بسیاری از آموزهها، تعالیم و قوانین رهبانیت با بودیزم شباهت دارد؛ چنانکه حتی ساختار و نفوذ کلیساهای مسیحی در آغاز شباهت زیادی با سازمان رهبانی بودایی داشت. وقتی صومعههای بودایی در جهان روبهصعود و گسترش نمود، چند قرن پس از بودا برای پیروان او این اندیشه را داد که کلیسا را برهمان الگو و نمونه بنا کند.
۲. یکی دیگر از شباهتهای این دو دین در زمینۀ رهبانیت، بروز فسادها و انحرافاتی است که در برخی صومعههای بودایی و مسیحی دیده شده است؛ موضوعی که در تحقیقات تاریخ ادیان نیز مطرح شده است؛ زیرا سرکوب شدید غرایز انسانی که در رهبانیت تحمیل میشود، عملاً قابل دوام نیست و در نهایت گاه به نتیجۀ معکوس، یعنی انحرافات و فسادها، میانجامد.
۳. از دیگر شباهتها، نوعی تقدیس و پرستش راهبان و قدیسان است. بوداییان، بودا و بسیاری از راهبان مقدس را مورد پرستش قرار میدهند و آنان را بخشی از تثلیث مقدس خود میدانند. در مسیحیت نیز گروهی از پیروان آن در مورد حضرت عیسی علیهالسلام دچار غلو شدند و او را شریک خدا و جزئی از ذات الهی دانستند. همچنین دربارۀ قدیسان و صالحان خود نیز غلو کردند و آنان را مورد پرستش قرار دادند.
قرآن کریم به این مسئله اشاره کرده و میفرماید: «اتخذوا احبارهم ورهبانهم أربابا من دون الله»؛ ترجمه: «آنان دانشمندان و راهبان خود را، و نیز مسیح پسر مریم را، به جای خدا معبود گرفتند.»
گفته میشود که این دو آیین در گفتار و آموزههای متونشان نیز باهمدیگر شباهتهایی دارند؛ چنانکه اگر سخنان منسوب به بودا و سخنانی که در انجیل یا اناجیل تحریف شده به حضرت عیسی علیهالسلام نسبت داده شده است را مقایسه نماییم، میان آنها شباهتهای زیادی به نظر میرسد.
در کتاب «تریپیتاکا» آمده است که بودا به پیروان خود توصیه و سفارش مینمود که دنیا را کنار بگذارند، از خانهها، داراییها و حتی خانوادۀ خود دست بکشند، فقر را اختیار نمایند و زندگی خود را با دستدرازی و کاسۀ گدایی بگذرانند.
در انجیل تحریف شده هم مطالبی مشابه مطلب مزبور دیده میشود، چنانکه آمده است گویا مسیح علیهالسلام برای کسیکه میخواهد وارد دعوت او شود شرط میگذاشت که از داراییهای خود دست بکشد، فقر را بپذیرد تا به ملکوت خدا وارد گردد.
همچنان یک روایت دیگر نیز به مسیح علیهالسلام در انجیل تحریف شده نسبت داده شده که وقتی جوانی ثروتمند از او دربارۀ کاری پرسید که به زندگی جاودان میانجامد، به او گفت: اگر میخواهی کامل باشی، برو داراییهای خود را بفروش و به فقیران بده؛ آنگاه برای تو در آسمان گنجی خواهد بود، سپس بیا و از من اطاعت و پیروی بکن!
مثل چنین مشابهتها بین کتاب تریپیتاکا و اناجیل تحریف شده مسیحی زیاداند که در اینجا به ذکر نمونهای از آنها بهعنوان مشت نمونۀ خروار اکتفاء نمودیم.
برخی شباهتهایی میان مسیحیت و بودیزم وجود دارد که هر محققی میتواند آنها را در خصوصیات و آداب راهبان مسیحی مشاهده نماید:
۱. راهب به مدت سه سال در مرحلۀ امتحان و آزمایش قرار میگیرد؛
۲. موی سر خود را میتراشد؛
۳. اطاعت کامل و بیچون و چرا از پدران روحانی و روسا؛
۴. تلاوت همۀ مزامیر به صورت روزانه همراه با تامل و تسبیح؛
۵. تقدیم قربانی فروتنی (نشانۀ خضوع و تذلل)؛
۶. تلاوت چهل فصل از کتاب مقدس در هر روز؛
۷. خواندن دعای روزانۀ تسبیح؛
۸. زیاد روزه گرفتن؛
۹. حضور در نمازها و نشستهای جمعی راهبان؛
۱۰. مطالعۀ سخنان و گفتههای معلمان و بزرگان رهبانیت؛
۱۱. شب را برای اندیشه و آزمایش دل قرار دادن؛
۱۲. و… .
ادامه دارد…