الگوی تربیت الهی در خانوادۀ انبیاءعلیهمالصلاةوالسلام
بخش: ۹۴
رهنمودهای تربیتی داستان لقمان حکیم علیهالسلام
رهنمود دوم:علم فراگیر خداوند به خوردترین امور
دومین اندرز و موعظهای که لقمانِ حکیم علیهالسلام به فرزند خویش ارائه میکند، مربوط به مسئلۀ آخرت، حسابرسی دقیق اعمال انسان و جزای عادلانۀ الهی است. قرآن کریم این حقیقت را با بیانی اعجازگونه و تأثیرگذار ترسیم میکند؛ بیانی که دلها را به لرزه درمیآورد؛ زیرا عظمت علم فراگیر، دقیق و لطیف خداوند متعال را به تصویر میکشد؛ علمی که حتی هموزن دانهای خردل نیز از آن پنهان نمیماند، هرچند آن دانه در دل سنگی سخت، یا در گوشهای از زمین و آسمان نهفته باشد.
پس چگونه ممکن است اعمال بندگان از دیدگاه خداوند متعال پنهان بماند، درحالی که علم او سراسر مُلک و ملکوت را فرا گرفته است؟[1]
خداوند متعال میفرماید: «يَا بُنَيَّ إِنَّهَا إِن تَكُ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِّنْ خَرْدَلٍ فَتَكُن فِي صَخْرَةٍ أَوْ فِي السَّمَوَاتِ أَوْ فِي الْأَرْضِ يَأْتِ بِهَا اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَطِيفٌ خَبِيرٌ»[2]؛ ترجمه: ای پسرکم! اگر (عمل انسان) هموزن دانهای خردل باشد و در دل سنگی، یا در آسمانها، یا در زمین پنهان گردد، خداوند آن را (در روز حساب) حاضر میسازد؛ زیرا خداوند باریکبین و آگاه است.
در این موعظه نیز لقمانعلیهالسلام بار دیگر فرزند خویش را با تعبیر محبتآمیز «يَا بُنَيَّ» خطاب میکند تا توجه و آمادگی ذهنی او برای شنیدن اندرز، تازه تجدید شود و با دقت بیشتری به سخنان پدر گوش فرا دهد.
این آیه بهروشنی بر گستردگی و دقت علم خداوند متعال، قدرت مطلق او، و نیز عدالت دقیق در حسابرسی اعمال دلالت دارد. لقمانعلیهالسلام به فرزندش میفهماند که اگر نیکی یا بدی انسان، به اندازۀ دانهای خردل (که نهایت کوچکی را میرساند) باشد، و حتی در دل سنگی سخت و پنهان جای گیرد، یا در گسترۀ عظیم آسمانها و یا در تاریکیهای زمین گم شود، باز هم خداوند متعال آن را آشکار میسازد و به حساب میآورد.
اشاره به «سنگ» بیانگر نهایت پنهانی و استتار است؛ اشاره به «آسمانها» کنایه از دوری و گستردگی بیپایان عالم هستی است؛ و اشاره به «زمین» یادآور تاریکیها و ناشناختگیهای اعماق آن میباشد. با این همه، علم خداوند متعال همه چیز را دربر گرفته و قدرت او چیزی را فروگذار نمیکند.
برخی از مفسران بر این باورند که مقصود از این وصیت، تنها بیان علم الهی نسبت به اعمال نیست؛ بلکه اشاره به مسئلۀ رزق نیز دارد. یعنی اگر روزیِ انسانی به اندازۀ دانهای خردل باشد و در دل سنگ یا در گوشهای از آسمانها و زمین قرار گیرد، خداوند متعال آن را به صاحبش خواهد رساند.
بر این اساس، انسان مؤمن نباید آنچنان در اندیشۀ روزی غرق شود که او را از عبادت خدا و پیمودن راه بندگان صالح باز دارد؛ زیرا هر رزقی که برای او مقدر شده باشد، بیتردید به او خواهد رسید.
خداوند متعال میفرماید: «وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ * مَا أُرِيدُ مِنْهُم مِّن رِّزْقٍ وَمَا أُرِيدُ أَن يُطْعِمُونِ * إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِينُ»[3]؛ ترجمه: و جن و انسان را نیافریدم مگر برای آنکه مرا عبادت کنند. من از آنان هیچ روزیای نمیخواهم و نمیخواهم که مرا طعام دهند. بیگمان خداوند، خود روزیدهنده و صاحب قوت و قدرت استوار است.
سپس خداوند متعال در پایان آیه میفرماید: «إِنَّ اللَّهَ لَطِيفٌ خَبِيرٌ»[4]؛ ترجمه: همانا خداوند باریکبین و آگاه است.
«لطیف» به کسی گفته میشود که از دقیقترین و پنهانترین امور آگاهی دارد و آنها را با نهایت دقت و ظرافت تدبیر میکند.
بنابراین، این وصف الهی هم بر کمال علم خداوند متعال دلالت دارد و هم بر قدرت کامل او در دسترسی به همه چیز و اجرای ارادۀ خویش.
تناسب وصف «لطیف» با فضای آیه بسیار زیبا و دقیق است؛ زیرا سخن از دانهای کوچک در دل سنگی سخت است، و خداوند با لطافت و قدرت کامل، آن را بیرون میآورد، بدون آنکه نظام دقیق آفرینش دچار اختلال گردد.[5] این تعبیر، نهایت دقت، احاطۀ علمی و قدرت الهی را در زیباترین صورت به تصویر میکشد.[6]