امام بخاری در مورد صلح حدیبیه از مشورت پیامبر اکرم ـ صلیالله علیه وسلم ـ با اصحابش یاد میکند. هنگامی که حضرت پیامبرﷺ شخصی را از قبیله خزاعه برای جمعآوری اطلاعات فرستاد تا خبر قریش را بیاورد… او بازگشت و گفت قریش علیه شما لشکر جمع کردهاند، از همه قبایل نیرو گرد آوردهاند و میخواهند با شما بجنگند و مانع ورود شما به مکه شوند.
رسول الله ـ صلیالله علیه وسلم ـ فرمود: «ای مردم، نظر شما چیست؟ آیا پیشنهاد میکنید که بر زنان و کودکان آنان حمله کنیم، چون آنان ما را از زیارت خانه خدا منع کردهاند؟»
حضرت ابوبکر ـ رضیالله عنه ـ گفت: «ای رسول خدا! تو به قصد زیارت خانه خدا از مدینه خارج شدهای. ما قصد کشتن یا جنگ نداریم؛ ما به سوی آنان حرکت میکنیم و اگر کسی مانع ما شود، با او خواهیم جنگید.»[1]
رسول الله ـ صلیالله علیه وسلم ـ فرمود: «به نام خدا حرکت کنید.»
شورا در پرتو احادیث
«کان أبوهریرة یقول: مَا رَأَيْتُ أَحَدًا قَطُّ كَانَ أَكْثَرَ مَشورَةٌ لأَصْحَابِهِ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صلیاللهعلیهوسلم»؛ «حضرت ابوهريره رضیاللهعنه مىگفت: هیچکسی را ندیدم که بیشتر از رسول اکرم صلیاللهعلیهوسلم با یارانشان مشورت کند.»[2]
عَنْ عَلِيٍّ قَالَ: قَالَ رَسُولُ الله صَلَّىاللهُعَلَيْهِوَسَلَّمَ: «لَوْ كُنْتُ مُؤَمِّرًا أَحَدًا دُونَ مَشُورَةِ الْمُؤْمِنِينَ، لَأَمَرْتُ ابْنَ أُمِّ عَبْد»؛ «حضرت علی رضیاللهعنه از رسول اکرم صلىاللهعلیهوسلم روایت کرده که فرموده است: اگر من کسی را بدون از مشورت مسلمانان امیر میساختم، پسر مادرِ عبد (عبدالله بن مسعود) را میساختم.»[3]
عَنِ ابْنِ غَنْمِ الْأَشْعَرِيِّ: «أَنَّ النَّبِيَّ صَلَّىاللهُعَلَيْهِوَسَلَّمَ قَالَ لِأَبِي بَكْرٍ، وَعُمَرَ، لَوِ اجْتَمَعْتُها فِي مَشُورَةٍ مَا خَالَفْتُكُما»؛ «حضرت ابوغنم اشعری رضیاللهعنه از رسول اکرم صلیاللهعلیهوسلم روایت کرده است که ایشان به ابوبکر و عمر فرمود: «اگر مشورت هر دوی شما در مسئلهای متفق شود، با شما مخالفت نمیورزم.»[4]
عَنْ أَبِي هُرَيْرَةَ قَالَ قَالَ رَسُولُ الله صَلَّىاللهُعَلَيْهِوَسَلَّمَ: «إِذَا كَانَ أمَرَاؤُكُمْ خِيَارَكُمْ وَأَغْنِيَاؤُكُمْ سُمَحَاءَكُمْ وَأُمُورُكُمْ شُورَى بَيْنَكُمْ فَظَهْرُ الْأَرْضِ خَيْرٌ لَكُمْ مِنْ بَطْنِهَا وَإِذَا كَانَ أُمَرَاؤُكُمْ شِرَارَكُمْ وَأَغْنِيَاؤُكُمْ بُخَلَاءَكُمْ وَأُمُورُكُمْ إِلَى نِسَائِكُمْ فَبَطْنُ الْأَرْضِ خَيْرٌ لَكُمْ مِنْ ظَهْرِهَا»؛ «حضرت ابوهريره رضىاللهعنه از رسول اکرم صلىاللهعلیهوسلم روایت کرده است که فرمود: هرگاه امرای شما بهترین شما بودند و ثروتمندان شما سخاوتپیشه و جوانمرد بودند و کارهای شما بر بنیاد مشورت انجام میگرفت، پس پشت زمین برای شما از باطن آن بهتر است؛ و هرگاه امرای شما بدترین شما بودند و ثروتمندان شما بخیل بودند و امور شما به زنهای شما سپرده میشد، پس باطن زمین برای شما از ظاهر آن بهتر است.»[5]
نبی کریم صلىاللهعليهوسلم در حیات مبارکشان در قضایای مختلف و موارد متعدد با اصحابشان مشورت کرد و با این سخنشان، «أشيروا على أيها الناس»؛ «اى مردم، به من مشورت دهید»، از آنان میخواست که آرایشان را در مورد موضوع موردنظر شریک سازند.
از حضرت انس و ابن عمر رضیاللهعنهما روایت است که در اوایل هجرت در مدینۀ منوره مردم اوقات نماز را مطابق حدس و گمان خودشان تعیین مینمودند و هنوز اذان بهصورت یک امر معین در نیامده بود. روزی روی این مسئله مشورت صورت گرفت. برخی «بوقی» را که یهودان استفاده مینمودند، پیشنهاد کردند. برخی هم «ناقوس» نصارا را پیشنهاد کردند، اما حضرت عمر رضیاللهعنه پیشنهاد کرد که در هنگام نماز یک نفر باید تعیین گردد که با آواز خویش مردم را بهسوی نماز فرابخواند و همان بود که روی این مشورت فیصله صورت گرفت و رسولالله صلىاللهعليهوسلم هم برای انجام این مسئولیت حضرت بلال رضیاللهعنه را انتخاب نمود.[6]
حضرت بلال رضیاللهعنه هم هنگامیکه نماز جماعت برپا میشد، به مردم آواز میداد: «الصلوة جامعة»؛ «ای مردم، نماز جماعت آماده است.» اما بعدازآن، عبدالله بن زید رضىاللهعنه کلمات اذان را که امروز مروج است، در خوابش دید و شنید و سپس آن کلمات را به حضور رسولالله صلىاللهعليهوسلم عرض نمود و ایشان هم حكم اذان را مطابق کلمات خوابدیدهٔ عبدالله بن زید جاری ساخت و سپس وحی هم در تأیید آن آمد.
علامه ابن حجر رحمهالله فرموده است: «مبدء الأذان كان عن مشورة أوقعها النبي صلىاللهعليهوسلم بين أصحابه حتى استقر برؤيا بعضم وفيه مشروعية التشاور في الأمور المهمة»؛ «اذان با مشورت آغاز گردید؛ زیرا که رسولالله صلیاللهعلیهوسلم این مسئله را به اصحابشان پیشکش نموده و بعداً بهواسطۀ خواب برخی اصحاب، کلمات مروج اذان انتخاب گردید. این حدیث دلیل بر این قول است که اگر روی اخبار مهم مشورت صورت بگیرد، به طریقۀ شرعی عمل شده است.»[7]
شورا و بدر کبرا
«حدثنا أبو بكر بن أبى شيبة حدثنا عفان حدثنا حماد بن سلمة عن ثابت عن أنس أن رسول الله صلىاللهعليهوسلم شاور حین بلغه إقبال أبوسفیان. قال: فتكلم أبوبكر فأعرض عنه ثم تكلم عمر فأعرض عنه ثم تکلم عمر فأعرض عنه فقام سعد بن عبادة فقال: إيانا ترید یا رسول الله؟ والذي نفسي بيده لو أمرتنا أن نخوض البحر لأخضناها ولو أمرتنا أن نضرب أکبادها إلی برک الغماد لفعلنا قال فندب رسول الله صلىاللهعليهوسلم الناس فانطلقوا حتى نزلوا بدرا ووردت عليهم روايا قريش وفيهم غلام أسود لبنى الأحجاج فأخذه فكان أصحاب رسول الله صلىاللهعليهوسلم يسألونه عن أبی سفیان وأصحابه فیقول: ما لی علم بأبی سفیان ولكن هذا أبوجهل وعتبة وشيبة وأمية بن خلف. فاذا قال ذلك ضربوه فقال: نعم أنا أخبركم هذا أبوسفيان، فاذا ترکوه. فسألوه. فقال: ما لی بأبی سفيان علم ولكن هذا أبوجهل وعتبة وشيبة وأمية بن خلف في الناس. فاذا قال هذا أيضا ضربوه ورسول الله صلىاللهعليهوسلم قائم یصلی. فلما رأی ذلك انصرف. قال: والذی نفسي بیده لتضربوه إذا صدقكم وتتركوه إذا كذبكم؟! قال: فقال رسول الله صلىاللهعليهوسلم: هذا مصرع فلان ويضع يده على الأرض هاهنا هاهنا. قال: فما ماطه أحدهم عن موضع يد رسول الله صلىاللهعليهوسلم.»
ترجمه: «از انس بن مالک رضیاللهعنه روایت است که رسولالله صلىاللهعلیهوسلم هنگام جنگ بدر در جریان راه با ده تن از اصحابشان مشورت نمودند. حضرت ابوبکر رضیاللهعنه و حضرت عمر رضیاللهعنه نظریاتشان را بیان کردند و پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم منتظر نظریات انصار بود که در سمت چپ آنحضرت صلیاللهعلیهوسلم قرار داشتند. در این لحظه سعد بن عبادۀ انصاری بلند شد و فرمود: اگر منظورتان ما هستیم، در این صورت اگر برایمان دستور بدهید، ما در دریا غوطهور شده و تا هنگامیکه دستور ندهید، بیرون نخواهیم شد و اگر برایمان فرمان دهید که با اسبان خویش تا به برک الغماد يمن بتازیم ما کاملاً آماده هستیم. بعد از شنیدن این نظر از سعد بن عباده، پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم دستور حرکت کردن را صادر کرد و لشکر اسلام در بدر موقعیت و سنگر گرفت و برای جنگ آماده شد…»[8]
امام نووی رحمهالله فرموده است: «و فيه استشارة الأصحاب وأهل الرای والخبرة»؛ «از این بیان ثابت میگردد که با همراهان و صاحبان رأی و نظر و مردمان آگاه و کارشناس مشورت صورت گیرد.»
سیرهنویسان اسامی کسانی را که در شورای بدر اشتراک داشتند، نوشته و سوانحشان را بهطور مشروح بیان نمودهاند.
مشورت در مورد محبوسان بدر
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم با اصحابشان پیرامون محبوسان بدر مشورت نمود و فرمود: شما پیرامون محبوسان چه نظر دارید؟ آیا شما راضی هستید که از آنان فدیه گرفته شود یا خیر؟ حضرت ابوبکر رضیاللهعنه پیشنهاد نمود تا از اسیران فدیه گرفته و آزاد شوند؛ اما حضرت عمر رضیاللهعنه پیشنهاد نمود تا آنان تکهتکه کرده شوند؛ زیرا اینها امامان و سرداران کفار هستند. رسولالله صلىاللهعلیهوسلم مطابق رأی حضرت ابوبکر رضیاللهعنه از آنان فديه اخذ نمود و آزادشان کرد.
ابنکثیر رحمهالله این حدیث را از مسند احمد با نهایت تفصیل نقل نموده و در تفصیل الفاظ آن چنین بیان شده است: «ناس يأخذ بقول أبى بكر رضیاللهعنه وناس يأخذ بقول عمر رضیاللهعنه»؛ «برخی از آنان بنابر تأیید ابوبکر رضیاللهعنه با اخذ فدیه آزاد گردیدند و برخی از آنان بنابر تأیید رأی حضرت عمر رضیاللهعنه از میان برداشته شدند.»[9]
اما در اینجا شایانذکر است که بعدها به تأیید رأی حضرت عمر رضیاللهعنه آیت هم نازل شده است.