در بیان آنچه گذشت، میتوانیم بر اساس تعریف برگزیده، چنین بگوییم که بر حاکم مسلمان واجب است تا به افراد صاحبرأی و مشورت مراجعه کند و از این راه، حق را شناسایی کرده و تصمیم مناسب را در هر زمینهای از کارهای عمومی اتخاذ کند، جهت تحقق بخشیدن به مصلحت در مواردی که نص قاطع در مورد آنها نیامده است.
رابطه اسلام و حکومت
از دو بحث گذشته نتیجهگیری میشود که حکومت در اسلام مانند دیگر عرصههای زندگی نخست مستلزم تسلیم مردم و حکمرانان به حاکمیت غایی شریعتی است که در قرآن و سنت چارچوب ضروری آن برای زندگی ترسیم شده است. بااینحال، این سخن بدان معنا است که حکومت در اسلام شکل دینسالاری به خود میگیرد؛ اما فرمانروایان منتخبان الهی نیستند و مردم بر رفتارشان نظارت دقیق دارند و اگر برخلاف شریعت، قانونگذاری یا رفتار کنند، مردم میتوانند آنان را عزل کنند؛ چون شورا نقشی محوری در حکومت اسلامی دارد و نقش آن در انتصاب رهبران و ادارۀ امور دولت حیاتی است. در تمام این موارد حکومت اسلامی ویژگیهایی دارد که شبیه اشکال غربی دموکراسی نیست و ویژگیهایی دیگر که بهنظام، هویت اسلامی میدهد.
شورا در پرتو آیات
از مهمترین اصول اجتماعى اسلام و یکی از دستورات و توصیههای اخلاقی اسلام، همفکری و مشورت در امور فردی و اجتماعی است. در آیات قرآن و روایات اسلامی نیز به آن توصیه شده و برایش آثار و برکاتی بیان شده است.
اصل شورا و مشاوره در منابع اسلامى با دقت و اهمیت خاصى مطرح شده و در سیرۀ پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم و بزرگان اسلام جایگاه ویژهاى برای آن در نظر گرفته شده است؛ طورىکه مىتوان گفت: «نهاد شورا» ستون فقرات نظام اسلامی است.
قرآن کریم در چهار آیه موضوع «شورا» را مطرح کرده است:
۱. در آیۀ ۱۹۵ سورۀ آلعمران خداوند متعال به پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم دستور مىدهد که در حلوفصل امور با مسلمانان مشورت کند و آن را از رموز پیروزى و موفقیت آنحضرت مىداند: «فَبِمٰا رَحْمَةٍ مِنَ اللّٰهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شٰاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذٰا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللّٰهِ إِنَّ اللّٰهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ»؛ «از رحمت الله است که بر آنان نرم گشتهای؛ و اگر خشن و سنگدل بودی، از پیرامونِ تو پراکنده میشدند. پس آنان را ببخش و برایشان آمرزش بخواه و در کارها با آنها مشورت نما و چون تصمیمت را گرفتی، بر الله توکل کن. همانا الله توکلکنندگان را دوست دارد.»[1]
۲. در آیۀ ۳۸ سورۀ شورى، هنگام بیان اوصاف برجستۀ مؤمنان، مىفرماید: «وَ اَلَّذِينَ اِسْتَجٰابُوا لِرَبِّهِمْ وَ أَقٰامُوا اَلصَّلاٰةَ وَ أَمْرُهُمْ شُورىٰ بَيْنَهُمْ وَ مِمّٰا رَزَقْنٰاهُمْ يُنْفِقُونَ؛» «و (همچنین برای) کسانیکه فرمان پروردگارشان را اجابت کرده و نماز را برپا داشتهاند و کارهایشان در میان آنها با مشورت است و از آنچه نصیبشان کردهایم، انفاق میکنند.»[2]
در اینجا میبینیم که شورا در پهلوی ایمان به خداوند و نماز و زکات آمده است که همۀ آنها از جمله فرایض بنیادین در اسلام است؛ این خود دلالت بر عظمت امر شورا میکند و وجوب آن را تأکید میدارد.
امام قرطبی در تفسیر خود قولی از ابنعطیه را مبنی بر وجود اجماع بر وجوب شورا ذکر نموده و میگوید: «الشورى من قواعد الشريعة وعزائم الأحكام من لا يستشير أهل العلم والدين فعزله واجب هذا مالا خلاف فيه»؛ «شورا از قواعد و عزایم احکام بوده و کسیکه با اهل علم و دین مشوره نمیکند، عزلش واجب است. این خود حقیقتی است که هیچ اختلافی در آن وجود ندارد.»[3]
۳. سورۀ بقره آیۀ ۲۳۳ مىفرماید: اگر در مورد بازداشتن کودک از شیر قصد تصمیمگیرى دارید، مشورت کنید: «فان أرادا فصالاً عن تراض منهما و تشاور فلا جناح علیهما».
این آیه مىگوید که اگر در مورد دیگرى حتى اگر کودک شیرخوارى باشد، بخواهید تصمیمگیرى کنید، باید مشورت نمایید. حالا این مشورت بین پدر و مادر باشد، چنانکه بعضى گفتهاند، یا مشاوره با دیگرى مثل داکتر باشد یا اینکه هم پدر و مادر باهم مشورت کنند و هم از صاحبنظرانی مثل داکتر مشورت گیرند. از این آیه استفاده مىشود که پدر یا مادر با همۀ علاقه و عاطفهاى که به فرزندشان دارند، خداوند اجازه نمىدهد در امر تربیت و پرورش فرزندشان استبداد به خرج دهند، بلکه باید باهم یا با دیگران مشورت کنند، و بعد از مشورت، آنچه را که مصلحت است، تصمیمگیرى نمایند.
۴. سورۀ زمر آیۀ ۱۸ مىفرماید: «اَلَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ اَلْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولٰئِكَ اَلَّذِينَ هَدٰاهُمُ اَللّٰهُ وَ أُولٰئِكَ هُمْ أولُوا اَلْأَلْبٰابِ»؛ «آنان که سخنها را میشنوند و از بهترینش پیروی میکنند. الله، چنین کسانی را هدایت بخشیده است؛ و چنین کسانی، خردمندند.»[4]
این آیه دربارهٔ اهمیت مشوره بهصورت اصول کلی صحبت میکند و پذیرش بهترین دیدگاهها را برای تصمیمگیری درست ضروری میداند.
نتیجه: آیات قرآن کریم نشان میدهد که شورا در اسلام تنها یک عمل اختیاری نیست، بلکه یک اصل ضروری برای ساختن یک زندگی منظم است. از این رو، در نظام اسلامی، اصل شورا بهعنوان یک پایهٔ اساسی برای اصلاح و تدبیر امور عمومی بهشمار میرود.
شورا در پرتو آیات
گروهی از فقها بر این باورند که مشوره بر حاکم واجب است، و در این باره آیات قرآنی و احادیث نبوی بر وجوب آن دلالت میکنند. از میان علمای گذشته، مشهورترین طرفداران این دیدگاه عبارتاند از: ابوبکر الجصاص حنفی، ابن عطیه، ابوبکر بن عربی مالکی، ابن تیمیه حنبلی و امام رازی شافعی ـ رحمهمالله تعالی ـ. مفسران این نظریه را از حسن بصری، ابن مزاحم و سفیان بن عیینه ـ رحمهمالله تعالی ـ نیز روایت کردهاند.
بسیاری از نویسندگان معاصر تأکید کردهاند که نزدیک است در این موضوع اجماع صورت گیرد. آنان به دلایل زیر استناد کردهاند: چنانکه خداوند متعال میفرماید: وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ [5]«و در این کار با آنان مشوره کن.»
امام شوکانی ـ رحمهالله تعالی ـ میگوید: گفته شده است که صیغه امر در این آیه برای استحباب است و برای انس، نیکنیتی و آرامش دلها آمده است. امر به مشوره نوعی تعظیم است و واجب دانستن آن تنها زمانی درست است که بپذیریم این خطاب مخصوص خداوند و رسول الله ـ صلیالله تعالی علیه وسلم ـ نیست، یا اینکه در خطاب خاص او، امت و رهبران نیز شامل باشند.
ابن تیمیه ـ رحمهالله تعالی ـ میگوید: سرپرست امور مسلمانان یا حاکم از مشوره بینیاز نیست؛ زیرا خداوند ـ جل جلاله ـ پیامبرش ـ صلیالله تعالی علیه وسلم ـ را به آن امر کرده است. او برای این ادعا به آیه فوق استناد کرده است.
قرطبی از ابن عطیه ـ رحمهما الله تعالی ـ نقل میکند که ترک مشوره سبب عزل امام و رئیس دولت میشود. ابن عطیه ـ رحمهالله تعالی ـ میگوید: «شورا از اصول شریعت (از احکام عزیمت) است؛ هر حاکمی که با علما و دانشمندان مشوره نکند، باید بدون هیچ اعتراض از وظیفه برکنار شود.»
چون خداوند متعال بر پیامبر معصوم ـ صلیالله تعالی علیه وسلم ـ و کسی که وحی را تصدیق میکند مشوره را واجب کرده است، پس به طریق اولی بر دیگران نیز واجب است. خداوند متعال در ستایش بندگان مؤمن خود میفرماید:
وَالَّذِينَ اسْتَجَابُوا لِرَبِّهِمْ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَمْرُهُمْ شُورَى بَيْنَهُمْ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ.[6] ترجمه: و کسانی که دعوت پروردگارشان را پذیرفتند، نماز را برپا داشتند، و کارهایشان به صورت مشورتی میان خودشان است، و از آنچه روزیشان دادهایم انفاق میکنند.»
خداوند آنان را به خاطر صفات نیکشان که اطاعت از فرمانهای الهی است ستایش کرده است. سپس مشوره را همراه با اقامه نماز و پرداخت زکات ذکر کرده است که دو رکن مهم و اساسی اسلاماند. این همراهی و ذکر شدن در کنار هم، دلیل بر مقام و اهمیت بسیار زیاد مشوره به عنوان یکی از پایههای اسلام است.
امام فخرالدین رازی ـ رحمهالله تعالی ـ نیز بر این باور است که این آیه بر وجوب مشوره دلالت دارد و میگوید: «امر به طور آشکار بر وجوب دلالت میکند، پس این سخن خداوند نیز مقتضای وجوب است.»
همچنین آنان عمل رسول الله ـ صلیالله تعالی علیه وسلم ـ را اساس وجوب مشوره قرار دادهاند. چنانکه حضرت ابو هریره ـ رضیالله تعالی عنه ـ میگوید: «من هیچکس را ندیدم که بیش از رسول الله صلیالله تعالی علیه وسلم ـ با یاران خود مشوره و تبادل نظر کند.»
رسول الله ـ صلیالله تعالی علیه وسلم ـ در جنگ بدر با اصحاب خود مشوره کرد و فرمود: «ای مردم، نظرهای خود را برای من بیان کنید.» همچنین در جنگ احد نیز با یاران خود درباره خروج از مدینه یا ماندن در آنجا مشوره کرد. برخی پیشنهاد خروج دادند و او نیز مطابق نظر آنان از شهر به سوی احد حرکت کرد.
دلیل دیگری که وجوب مشوره بر رئیس دولت را تأیید میکند این است که رسول الله ـ صلیالله تعالی علیه وسلم ـ با وجود مقام بلند و عظمت خود، در بسیاری از امور با صحابه ـ رضیالله تعالی عنهم ـ مشوره میکرد. در روز جنگ بدر درباره جنگ با کفار با آنان مشوره کرد، پیش از جنگ احد درباره ماندن در مدینه یا خروج به مقابله دشمن با آنان مشوره نمود، و در جنگ خندق با سعد بن معاذ و سعد بن عباده ـ رضیالله تعالی عنهما ـ مشوره کرد. آنان پیشنهاد کردند که با دشمن صلح نشود و بخشی از میوههای مدینه به آنان داده شود تا از جنگ بازگردند. رسول الله ـ صلیالله تعالی علیه وسلم ـ نظر آنان را پذیرفت.