الگوی تربیت الهی در خانوادۀ انبیاءعلیهمالصلاةوالسلام
بخش: ۱۲۰
الگوهای تربیتی داستان حضرت موسی و خضر علیهماالسلام (ادامه)
آموزۀ هشتم: بیان خستگی، درد و رنج، اگر از روی بیصبری و نارضایتی نباشد، جایز است
از سخن حضرت موسی علیهالسلام خطاب به همراه خود: «لَقَدْ لَقِينَا مِن سَفَرِنَا هَذَا نَصَبًا»[1]؛ ترجمه: «هر آئینه یافتیم از این سفر خود زحمت.»[2]
چنین برداشت میشود که انسان میتواند از گرسنگی، خستگی، درد، بیماری و دیگر سختیهایی که با آن روبهرو است سخن بگوید و دیگران را از وضعیت خود آگاه سازد. این کار، تا زمانی که از روی بیتابی، ناشکیبایی یا اعتراض به تقدیر الهی نباشد، هیچ منافاتی با رضا به قضای الهی و تسلیم در برابر ارادۀ اللهﷻ ندارد.[3]
گاهی بیان درد و رنج، آثار و فواید مهمی نیز در پی دارد؛ از جمله اینکه موجب آرامش روان، کاهش فشارهای روحی و سبک شدن بار مشکلات میشود.
چهبسا رنج انسان، جنبۀ روانی داشته باشد و بیان آن برای فردی خردمند و دلسوز، زمینۀ دریافت رهنمایی، دلگرمی و حمایت عاطفی را فراهم سازد. همچنین ممکن است فرد با مشکلی روبهرو باشد و آن را با شخصی مورد اعتماد در میان بگذارد تا از تجربه، تدبیر و مشورت او برای یافتن راهحل مناسب بهرهمند شود.
جواز بیان درد و بیماری، علاوه بر این آیه، در سنت نبوی نیز تأیید شده است. در صحیح بخاری و صحیح مسلم از عبدالله بن مسعود رضیاللهعنه روایت شده است: بر رسول الله صَلَّىاللهُعَلَيْهِوَسَلَّمَ وارد شدم، درحالی که ایشان به شدت بیمار بودند. عرض کردم: «ای رسول خدا صَلَّىاللهُعَلَيْهِوَسَلَّمَ، شما سخت تب کردهاید.» فرمودند: «بلی، همانگونه که دو نفر از شما بیمار میشوند، من نیز بیمار میشوم.» گفتم: «آیا به این سبب، پاداش شما دو برابر است؟» فرمودند: «بلی، چنین است. هیچ مسلمانى نیست که رنجى، حتى به اندازۀ فرو رفتن خارى، به او برسد، مگر اینکه خداوندمتعال به سبب آن، گناهانش را مىآمرزد؛ همانگونه که درخت برگهای خود را فرو مىریزد.»[4]
طبق بیان این حدیث، اسلام میان بیان واقعیت درد و رنج و اعتراض به تقدیر الهی تفاوت قائل میشود.
بله، اسلام انسان را به صبر دعوت میکند، اما صبر به معنای پنهان کردن همیشگی مشکلات یا خودداری از درخواست کمک نیست. بیان درد برای طبیب، مشاور، دوست دلسوز یا اعضای خانواده، نهتنها جایز، بلکه در بسیاری از موارد پسندیده و ضروری است؛ زیرا میتواند زمینۀ درمان، مشورت، همدلی و حل مشکلات را فراهم سازد.
آنچه ناپسند است، شکایت همراه با ناسپاسی، اعتراض به اللهﷻ یا یأس و ناامیدی است، اما بیان متعارف و حکیمانۀ مشکلات برای رسیدن به راهحل، امری شرعی و کاملاً جائز است.
آموزۀ نهم: شایسته است که طالب العلم و محصل نیت و هدف خود را اصلاح کند و در پی دانشی باشد که به هدایت، رشد و خیر بینجامد
هدف حضرت موسی علیهالسلام از فراگیری دانش نزد حضرت خضر علیهالسلام، تنها افزودن بر معلومات خود نبود، بلکه دستیابی به رشد و هدایت بود؛ چنانکه به خضر علیهالسلام گفت: «هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلَى أَن تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْدًا»[5]؛ ترجمه: «آیا پیروی تو کنم به شرط آن که بیاموزانی مرا از آنچه آموخته شدهای از راه یابی.»[6]
حضرت موسی علیهالسلام میخواست دانشی بیاموزد که او را به راه درست رهنمون شود، در رفتار و تصمیمگیریهایش بصیرت ببخشد و زمینۀ تعامل صحیح او با مردم را فراهم سازد. بنابراین، مقصود اصلی او از طلب علم، رسیدن به رشد فکری، اخلاقی و عملی بود، نه صرفاً افزایش اطلاعات.همین هدفی که حضرت موسی علیهالسلام در طلب علم دنبال میکرد، باید سرلوحۀ هر طالب العلم و محققی قرار گیرد. هر محقیقی باید علم را برای رسیدن به رشد، کمال و اصلاح فرد و جامعه فرا گیرد و در پی دانشی باشد که سودمند، صحیح و هدایتگر باشد.
با این حال، جای تأسف است که برخی از طالبان علم، خودِ یادگیری را به هدف نهایی تبدیل میکنند و شعار «علم برای علم»را سر میدهند، بیآنکه به آثار و کارکردهای آن بیندیشند. گروهی از انسانها نیز به دنبال دانشهایی میروند که زمینهساز فساد، زیان، انحراف اخلاقی یا رفتارهای ناپسند است؛ و یا وقت، سرمایه، استعداد و توانایی خود را صرف آموختن دانشهای کمارزش، بیثمر و غیرسازنده میکنند.[7]