
نویسنده: مفتی محمدگل سعید
مقتداء {امام اعظم أبوحنیفة رحمه الله}
مجموعه مقالات
بخش: ۱۰
حضرت امام ابوحنیفه نعمان رحمهالله کابلیالاصل بوده و در میان مردم به «امام اعظم» شهرت یافته است. ایشان فرزند ثابت الخزاز و نوه «زوطی» و از نسل «ماه» است؛ یکی از چهار امام بزرگ اهلسنت و جماعت و بنیانگذار مذهب تشریعی «حنفی» که این مذهب تا به امروز به نام ایشان یاد میشود و بیش از نیمی از مسلمانان جهان پیرو آن هستند.
هنوز پنجاه سال از ورود مسلمانان عرب به خراسان نگذشته بود که در شهر کوفه، فرزندی از این دیار چشم به جهان گشود و روشنایی فقه را بر مردم گستراند. این شخص همان امامِ اصیلِ خراسانی، امام اعظم ابوحنیفه نعمان بن ثابت بن زوطی است که در طول بیش از هزار و چند صد سال، پیشوای مذهبی میلیونها مسلمان روی زمین بوده است. در صفحات تاریخ، وی را کابلزاد خواندهاند که بزرگان خانوادهاش در اوایل اسلام به کوفه هجرت کرده بودند. برخی از تاریخنگاران نگاشتهاند که امام ابوحنیفه از روستای «خواجه سیاران» یا «استرغچ» ولایت پروان بوده و خانوادهاش از کابل به کوفه منتقل شدهاند. مرتضی حسین بلگرامی در کتاب خویش «حدیقة الاقلیم» مینویسد: «امام اعظم ابوحنیفه نعمان بن ثابت کابلی استرغچی کوفی
نخستین سالهای زندگی و تحصیل:
در باب اصالت امام اعظم رحمهالله در بسیاری از مآخذ تاریخی، تذکرهها و کتب مناقب آمده است که وی اصلاً از کابل میباشد. «زوطی»، پدربزرگ امام اعظم، از روستای خواجه سیاران یا استرغچِ کابل (پروان در آن زمان ولایت جداگانهای نبود) بود که بعدها از کابل به کوفه رفت؛ اما درباره چگونگی رفتن او دو روایت وجود دارد: نخست اینکه پس از گرویدن به اسلام، به شوق دیدار پیشوایان دین به کوفه که مرکز خدمات اسلامی بود هجرت نمود. روایت دوم میگوید که وی در هنگام فتح کابل توسط اعراب، به دست شخصی از قبیله «تیم الله بن ثعلبه» افتاد و به عنوان اسیر برده شد؛ اما ابوبکر خطیب در کتاب خویش «تاریخ بغداد» مینویسد که اسماعیل فرزند حماد و نوه امام اعظم رحمهالله چنین گفته است: «سوگند به خدا که هرگز بردگی به خانواده ما راه نیافته است؛ پدربزرگم در سال ۸۰ هجری قمری متولد شد و جدّ بزرگم، ثابت، در کودکی به حضور علی بن ابیطالب (کرم الله وجهه) مشرف گشت و حضرت علی (کرم الله وجهه) برای او و نسلش دعای خیر فرمود.»
شیخ ابوزهره رحمهالله در کتاب خویش «ابوحنیفه» مینویسد: محتمل است که زوطی در هنگام فتح منطقهاش به اسارت درآمده باشد؛ اما از آنجا که وی از بزرگانِ قوم خود بود، مسلمانان با او معاملهی یک اسیرِ معمولی را نکردند. آنان از یک سو عزت و حرمت او را نگاه داشتند و از سوی دیگر، علقه و محبتِ خویشاوندان او را به خود جلب نمودند. از این رو، نبیرهی او حق دارد که دامن خانوادهی خویش را از نسبتِ بردگی پاک بداند.
ثابت چهل ساله بود که امام اعظم در سال ۸۰ هجری (مصادف با ۶۹۹ میلادی) در کوفه دیده به جهان گشود. ایشان تا رسیدن به سن جوانی، همچون پدر خویش به بازرگانی «خز» (نوعی پارچه گرانبها) مشغول بود، اما در اوان جوانی کمر به تحصیل علوم بست. برخی از مورخان نگاشتهاند که دوری امام اعظم رحمهالله از آموختن علم در دوران کودکی، به سبب آشفتگیهای آن زمانه بود؛ چرا که در آن دوران، از جانب حجاج بن یوسف (حاکم عراق از سوی عبدالملک خلیفه اموی)، آتش ظلم در هر سو شعلهور بود و فاجعهای برپا گشته بود. به ویژه آنکه سفاکی و بیباکی حجاج، بیش از همه متوجه اهل علم و فضل بود. اما با مرگ حجاج در سال ۹۵ هجری و وفات ولید در سال ۹۶ هجری، سلیمان بن عبدالملک به خلافت رسید. به گفتهی مورخان، وی از نیکوترین خلفای بنیامیه بود و در دورهی خلافت او، درس و تدریس دوباره رونقی درخشان یافت و توجه مردم بار دیگر به سوی علوم و فنون معطوف گشت.
امام ابوحنیفه رحمهالله در سال ۸۰ هجری قمری (برابر با ۶۹۹ میلادی) در کوفه، پایتخت عراق، زاده شد. در زمان میلادِ فرخندهی آن مقام عالی، عبدالملک بن مروان خلیفه اموی و حجاج بن یوسف ثقفی والی عراق بود. امام اعظم رحمهالله پنجاه و دو سال از زندگانی خویش را در دوران حاکمیت بنیامیه و هجده سال باقیمانده را در عصر عباسیان سپری نمود.
ایشان در زمان وفات حجاج بن یوسف (۹۵ هـ) جوانی پانزده ساله بود. در دوران خلافت عمر بن عبدالعزیز رحمهالله، امام اعظم در سنین جوانی و پختگی به سر میبرد. ایشان دورههای طوفانی حکومت والیان ستمگر اموی در عراق، همچون یزید بن المهلب، خالد بن عبدالله القسری و نصر بن سیار را به چشم خویش دیدهاند. همچنین در دوران استبدادِ سه سالهی یزید بن عمرو ابن هبیره، آخرین والی اموی در عراق، شخصِ امامِ عالیمقام نیز مورد ظلم و تعدی قرار گرفتند.
کوفه در آن زمان مهد علم و معرفت بود و امام صاحب رحمهالله همواره در حلقههای فقه و احادیث نبوی حضور مییافت. ایشان پس از حفظ قرآن کریم، در کنار پدر خویش به حرفهی بازرگانی در کوفه اشتغال داشتند، اما در کنار تجارت، از حضور در مجالس دانشمندان عصر خویش نیز غافل نمیماندند.
هنگامی که نگاه امام عامر شعبی به ایشان افتاد، به وی توصیه نمود تا تمام توان خویش را صرف کسب علم و دانش کند؛ چرا که امام عامر رحمهالله آثار نبوغ، ذکاوت، پختگی عقل و هوشیاری را در سیمای امام صاحب به وضوح مشاهده کرده بود. از همین رو، ایشان را به حضور در حلقههای دینیِ عالمان تشویق کرد. امام صاحب نیز سخن آن عالم بزرگ را با دیدهی منت پذیرفت، کار تجارت را رها نمود و برای کسب علم، سفرها پیش گرفت.
امام صاحب رحمهالله به روایت احادیث شریف پرداخت، زبان و ادب عربی را به کمال آموخت و سپس به علم کلام روی آورد، تا آنجا که در این دانش به جایگاهی رفیع دست یافت و در مسائل عقیدتی با سرانِ فرقههای گمراه به مجادله و مباحثه میپرداخت و همواره پیروز میدان میگشت. پس از مدتی، ایشان مسیر فقه را برگزید و به حلقهی درس حماد بن ابیسلیمان پیوست و هجده سال تمام در محضر وی کسب فیض نمود.
امام صاحب هر ساله فریضهی حج را بهجا میآورد، چنانکه برخی از عالمان نگاشتهاند ایشان ۵۵ مرتبه به زیارت حج مشرف شده بود. این سفرهای پیاپی، فرصتی گرانبها فراهم آورد تا ایشان با فقها و دانشمندان بیتاللهالحرام و مسجد نبوی دیدار کرده و از دانش آنان بهرهمند گردد، احادیث نبوی را فرا گیرد، مسائل فقهی را استفسار نموده و از محضر درس و تدریس آنان توشه برگیرد.
در میان بزرگانی که ایشان ملاقات نموده و از دانششان بهره جسته است، نامهای درخشانی چون تابعی نامدار عامر شعبی (متوفای ۱۰۳ هـ)، حضرت عکرمه مولی ابن عباس (متوفای ۱۰۵ هـ)، حضرت نافع کابلی مولی ابن عمر (متوفای ۱۱۷ هـ) و حضرت زید بن علی زینالعابدین (متوفای ۱۲۲ هـ) به چشم میخورد. برخی از تحقیقگران، شمارِ استادان امام صاحب را تا چهار هزار تن نیز برشمرده اند.
امام اعظم در سن شش سالگی کمر به حفظ قرآن کریم بست و بر اساس قرائت امام عاصم رحمهالله، در فاصلهی سالهای ۸۶ تا ۸۸ هجری، طی دو سال موفق به حفظ کل قرآن گردید. پس از آن، از سال ۸۸ تا ۸۹ هجری به مدت دو سال، به فراگیری علوم صرف، نحو و ادب عربی پرداخت.
ایشان از سال ۹۰ تا ۹۴ هجری، به مدت پنج سال، علم کلام را آموختند که در این هنگام، سن مبارکشان به ۱۴ سال رسیده بود. همچنین فن مناظره در تقابل با فرقههای باطل را از سال ۹۵ تا ۹۸ هجری (در سن ۱۸ سالگی) به کمال رساندند. در ادامهی این مسیر علمی، از سال ۹۹ تا ۱۰۴ هجری، به مدت پنج سال به تحصیل علم حدیث اشتغال ورزیدند که در آن زمان ۲۳ سال داشتند. سرانجام، فراگیری علم فقه و شرایع را از سال ۱۰۴ تا ۱۲۰ هجری به مدت ۱۷ سال در مدرسهی امام حماد بن ابیسلیمان سپری نمودند و در سن ۴۰ سالگی این دوره را به پایان رساندند. در حلقهی درسِ حماد صاحب رحمهالله ــ که امامِ کوفه، حافظِ حدیث و بزرگترین استاد فقه زمان خویش بود ــ امام اعظم برجستهترین و هوشمندترین شاگرد بهشمار میرفت.
پس از علم کلام، امام شعبی (که از پیشوایان نامدار حدیث بود) ایشان را به آموختن دانش حدیث تشویق نمود. در سال ۹۶ هجری، امام اعظم برای نخستین بار همراه با پدر خویش به زیارت حج مشرف گشت و در آنجا با صحابی بزرگوار رسولالله ﷺ، حضرت عبدالله بن الحارث بن الجزء رضیاللهعنه ملاقات نمود و این حدیث مبارک را از ایشان شنید که پیامبر اکرم ﷺ فرمودند: «مَنْ تَفَقَّهَ فِي دِينِ الله كَفَاهُ الله هَمَّهُ وَرَزَقَهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ» (هر کس در دین خدا تفقّه و فهم عمیق حاصل کند، خداوند بزرگ او را در سختیها و اندوههایش کفایت نموده و از جایی که گمان نمیبرد، روزیاش میدهد).
امام عالیمقام در زمره تابعین است
ایشان از تابعین بودند و با صحابه و تابعینِ عصر خویش دیدار کرده و از آنان کسب فیض نمودهاند. با وجود اینکه میان زمانهی امام ابوحنیفه رحمه الله و دوران صحابه کرام فاصله زمانی زیادی سپری شده، اما تابعی بودنِ ایشان امری مسلم و حقیقتی انکارناپذیر است. بسیاری از مورخان و مناقبنویسانِ امام اعظم رحمه الله بر این باورند که وی از نظر روایت، در زمره تابعین جای دارد؛ هرچند برخی روایاتِ منسوب به امام اعظم رحمه الله از منظر علمای حدیث مورد نقد قرار گرفته، اما این نقدها مانع از اثبات تابعی بودن او نمیشود.
علمای مذاهب مختلف، محدثان و مورخانی همچون: علامه بدرالدین عینی حنفی رحمه الله، علامه ابنالهمام حنفی رحمه الله، حافظ ولیالدین عراقی رحمه الله، علامه ابنحجر مکی رحمه الله، علامه ابنحجر عسقلانی شافعی رحمه الله، علامه سیوطی رحمه الله، علامه قسطلانی رحمه الله، علامه ابنکثیر رحمه الله، علامه ملاعلی قاری حنفی هروی رحمه الله، ابونعیم اصفهانی رحمه الله، واقدی، کاتب «طبقات ابنسعد»، امام دارقطنی رحمه الله، ابنعبدالبر رحمه الله، خطیب بغدادی رحمه الله، ابنالجوزی رحمه الله، علامه سمعانی رحمه الله، عبدالغنی مقدسی رحمه الله، سبط ابنالجوزی رحمه الله، فضلالله تورپشتی رحمه الله، امام نووی رحمه الله، امام یافعی رحمه الله، امام ذهبی رحمه الله، زین عراقی رحمه الله، ابنالوزیر رحمه الله و دیگر علمای برجسته، بر تابعیت امام اعظم رحمه الله اتفاقنظر داشته و ایشان را در شمار تابعین محسوب میکنند.
حافظ ابنکثیر رحمه الله میافزاید که در میان پیشوایانِ مذاهب چهارگانه، این افتخار و شرافت بهجز امام ابوحنیفه رحمه الله نصیب هیچکس دیگری نشده است و این خود دلیل روشنی بر علوّ مقام امام اعظم رحمه الله میباشد. از میان صحابه کرام رضی الله عنهم که مورخان و مناقبنویسانِ متعدد، دیدار امام اعظم رحمه الله با آنان را تأیید کردهاند، نامهای زیر مشهورترند:
حضرت انس بن مالک رضی الله عنه، حضرت عبدالله بن ابیاوفی رضی الله عنه، حضرت عبدالله بن انس الجهنی رضی الله عنه، حضرت عبدالله بن حارث بن الجزء رضی الله عنه، حضرت جابر بن عبدالله رضی الله عنه، حضرت واثلة بن الأسقع رضی الله عنه، حضرت معقل بن یسار رضی الله عنه، حضرت ابوطفیل عامر بن واثلة رضی الله عنه، حضرت عائشة بنت عجرد رضی الله عنها، حضرت سهل بن سعد رضی الله عنه، حضرت السائب بن خلاد بن سوید رضی الله عنه، حضرت عبدالله بن سمرة رضی الله عنه، حضرت محمود بن الربیع رضی الله عنه، حضرت عبدالله بن جعفر رضی الله عنه و حضرت ابوامامة رضی الله عنه.
شایان ذکر است که درباره ملاقات امام اعظم رحمه الله با شانزده تن از صحابه کرام رضی الله عنهم، تمامی مورخان متفقالقول نیستند و در این باره میان آنان اختلافنظر وجود دارد؛ اما ما نام تمامی آن صحابه کرام رضی الله عنهم را ذکر کردیم که طبق نظر علما و مورخان مختلف، با حضرت امام اعظم رحمه الله ملاقات داشته و در برخی موارد، ایشان از آنان روایت نیز کرده است. بهطور کلی، محدثان شمار احادیثی را که امام اعظم رحمه الله بهصورت مستقیم از صحابه روایت کرده، هفت یا هشت حدیث میدانند؛ اما مورخ نامدار و پیرو مذهب امام مالک رحمه الله، علامه عبدالرحمن ابنخلدون، این دسته از احادیث را هفده مورد شمرده است.
علامه عبدالحی حبیبی در کتاب «تاریخ افغانستان بعد از اسلام» نگاشته است: امام ابوحنیفه رحمه الله گروهی از صحابه کرام را دیده بود؛ زیرا امام صاحب رحمه الله در سال هشتاد هجری در شهر کوفه متولد شده است. در آن ایام، حضرت عبدالله بن ابیاوفی در کوفه حضور داشت و پس از سال هشتاد هجری وفات یافته است. همچنین در بصره، حضرت انس رضی الله عنه حضور داشت. ابنسعد با سند خویش روایت کرده است که امام ابوحنیفه رحمه الله، حضرت انس رضی الله عنه را دیده است؛ از همین رو، امام صاحب رحمه الله مطابق روایاتی که در «طبقات ابنسعد» آمده، در زمره تابعین به شمار میرود.
این امتیازی است که بهجز امام ابوحنیفه رحمه الله، برای دیگر بزرگان دین میسر نشده است؛ بزرگانی چون: امام اوزاعی رحمه الله در شام، سفیان ثوری رحمه الله در بصره، خالد زنجی رحمه الله در کوفه و دیگران. بر همین اساس، امام صاحب تابعی است. امام ابوحنیفه رحمه الله عالم برجسته، شخصیت بزرگ، فردی ثقه و مطرح در جامعه اسلامی بود که از سوی محدثان، مشایخ و علمای زاهدِ جهان اسلام، مورد مدح و توثیق قرار گرفته است.
امام دارقطنی رحمه الله فرموده است: «وَأَبُوحَنِيفَةَ رحمه الله لَمْ يَسْمَعْ مِنْ أَحَدٍ مِنَ الصَّحَابَةِ إِنَّمَا رَأَى أَنَسَ بْنَ مَالِکٍ بِعَینِهِ».
(ترجمه: امام ابوحنیفه رحمه الله از هیچ صحابی رضی الله عنه حدیثی نشنیده، اما انس بن مالک رضی الله عنه را با چشم خود دیده است.)
محمد بن سماعه قاضی میگوید: امام ابوحنیفه رحمه الله فرموده است: «حججت مع أبى سنة ست وتسعين فرأيت رجلا من أصحاب النبی صلى الله عليه وسلم يقال له عبدالله بن جزء الزبیدی».
(ترجمه: قاضی محمد بن سماعه روایت کرده که امام ابوحنیفه رحمه الله فرموده است: در سال نود و شش هجری با پدرم حج گزاردم و در آنجا با مردی از اصحاب نبی کریم صلی الله علیه وسلم که به او عبدالله بن جزء زبیدی رضی الله عنه گفته میشد، ملاقات نمودم.)
علامه حافظ مزّی و شمسالدین ذهبی رحمه الله (متوفای ۷۴۷ هـ) نگاشتهاند: «النعمان بن ثابت بن زوطا الامام ابوحنیفه فقیه العراق مولی بنی تیم الله بن ثعلبة رأی أنسا و سمع عطاء و نافعا و عكرمه».
ادامه دارد…