
نویسنده: دوکتور نورمحمد محبی
قرآن؛ معجزهای فراتر از زمان
بخش: ۱۲۳
ثبات پیام قرآن کریم در میان تحولات شدید تاریخی
دوران نزول قرآن کریم یکی از پُرتحولترین دورههای تاریخ اسلام بود. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم و پیروان ایشان با شرایط بسیار متفاوتی روبهرو شدند؛ از سالهای دشوار دعوت در مکۀ مکرمه گرفته تا تشکیل جامعۀ اسلامی در مدینۀ منوره و مواجهه با جنگها و چالشهای سیاسی.
در مکۀ مکرمه مسلمانان با انواع فشارها و آزارها مواجه بودند. بسیاری از آنان شکنجه شدند حتی مجبور به مهاجرت گردیدند. در چنین شرایطی، آیات قرآن کریم مسلمانان را به صبر، پایداری و استقامت دعوت میکرد.
پس از هجرت به مدینۀ منوره، شرایط تغییر یافت و مسلمانان توانستند جامعهای مستقل تشکیل دهند. در این مرحله، قرآن کریم علاوه بر تقویت ایمان و اخلاق، به تنظیم روابط اجتماعی و سیاسی نیز پرداخت. با این حال، حتی در این مرحله نیز اصول اساسی قرآن کریم تغییر نکرد و پیام اصلی آن همچنان بر هدایت انسان و برقراری عدالت استوار باقی ماند.
این ثبات در پیام قرآن، با وجود تغییر شرایط بیرونی، نشاندهندۀ حکمت و انسجام درونی آن است. اگر قرآن کریم حاصل اندیشههای متغیر انسانی میبود، حتما انتظار میرفت که تحت تأثیر این تحولات، تغییرات اساسی در پیام و منهج آن پدید آید.
مقایسه با آثار بشری
برای درک بهتر این خصوصیت قرآن کریم، میتوان آن را با آثار بشری مقایسه کرد. در تاریخ ادبیات، فلسفه و علوم انسانی آثار فراوانی وجود دارند که در طول زمان و در جواب به شرایط مختلف نوشته شدهاند. اما تقریباً همۀ این آثار، به نوعی دچار تغییر در دیدگاهها، تناقضهای فکری یا تفاوت در سبک و محتوی شدهاند.
برای مثال، بسیاری از فیلسوفان در مراحل مختلف زندگی خود نظریات متفاوتی ارائه دادهاند. برخی از آنان حتی دیدگاههای پیشین خود را اصلاح یا رد کردهاند. همچنین در آثار ادبی نیز تغییر در سبک نگارش و منهج فکری نویسندگان به وضوح قابل مشاهده است.
در مقابل، قرآن کریم با وجود آنکه در طول بیش از دو دهه و در شرایط بسیار متغیر نازل شده است، از چنین ناهماهنگیهایی کاملاً به دور مانده است. این امر سبب شده است که بسیاری از محققین، قرآن کریم را کتابی استثنایی در تاریخ بشریت بدانند.
جواب به برخی شبهات
با وجود این واقعیت، گاه برخی افراد تلاش کردهاند وجود نسخ در احکام یا تفاوت در سبک بیان آیات را نشانهای از تناقض در قرآن کریم معرفی کنند. اما بررسی دقیق نشان میدهد که این برداشتها ناشی از سوءفهم مفهوم نسخ یا عدم توجه به شیوۀ تربیتی قرآن کریم است.
نسخ در احکام به معنای تغییر تدریجی قوانین در جهت تکامل جامعه است. این امر نه تنها تناقض محسوب نمیشود، بلکه نشانهای از حکمت در تشریع الهی است. برای مثال، تحریم شراب به صورت مرحلهای انجام شد تا جامعهای که به مصرف آن عادت داشت، بتواند به تدریج از این رفتار نادرست فاصله بگیرد.
شیخالإسلام علامه جلیلالله مولویزاده رحمهالله مینگارد: «نسخ در حقیقت تصرفی است در احکام تشریعی از جانب فاعل مختار که مطابق با احوال عباد و به حسب مصالح آنان میباشد و خداوند متعال به این وسیله حاکمیت مطلقۀ خویش را بر عباد به نمایش میگذارد که در صدور هر حکمی مختار مطلق است و هیچ چیزی بر او تعالی واجب نیست».[1]
همچنین تفاوت در سبک بیان آیات، بیشتر به دلیل تفاوت در موضوع، مخاطب و شرایط نزول است. آیات مکی معمولاً کوتاهتر و دارای لحن هشداردهنده و دعوتکننده هستند، درحالیکه آیات مدنی غالباً به بیان قوانین و احکام اجتماعی میپردازند. این تفاوتها نه نشانۀ ناسازگاری، بلکه نشاندهندۀ تناسب دقیق میان پیام و شرایط مخاطبان است.
به طور خلاصه بررسی مسئلۀ عدم اختلاف در قرآن کریم، با توجه به نزول تدریجی آن، ما را به نتیجهای مهم رهنمون میسازد. قرآن کریم با وجود آنکه در مدت بیست و سه سال و در شرایط بسیار متنوع نازل شده است، از نظر معنی، هدف و پیام کاملاً منسجم و هماهنگ باقی مانده است.
این خصوصیت در هیچ یک از آثار بشری به این شکل مشاهده نمیشود. ازاینرو، اندیشمندان این هماهنگی را یکی از دلایل روشن الهی بودن قرآن کریم دانستهاند. به عبارت دیگر، نبود اختلاف در قرآن کریم نشانهای است از آنکه این کتاب از منبعی فراتر از اندیشۀ انسانی سرچشمه گرفته است.
در پایان باید توجه داشت که درک این خصوصیت قرآن کریم تنها با مطالعۀ سطحی آیات ممکن نیست. همانگونه که قرآن کریم خود تأکید میکند، انسان باید در آن تدبر کند. تدبر به معنای اندیشیدن عمیق در آیات، توجه به ارتباط میان آنها و بررسی سیر نزول و اهداف آنهاست.
هرچه انسان با دقت بیشتری به مطالعۀ قرآن کریم بپردازد، هماهنگی درونی، انسجام معنایی و عمق حکمت آن را بیشتر درک خواهد کرد. همین تدبر است که انسان را به شناخت بهتر اعجاز قرآن کریم و پی بردن به حقیقت الهی بودن آن رهنمون میسازد.
ادامه دارد…