الگوی تربیت الهی در خانوادۀ انبیاءعلیهمالصلاةوالسلام
بخش: ۱۰۳
رهنمودهای تربیتی داستان لقمان حکیم علیهالسلام
رهنمود پانزدهم: ضرورت تربیت اولاد بر اساس مراقبت الهی، خدا ترسی و اخلاص در همۀ ابعاد زندگی
هدف لقمان حکیم علیهالسلام از سفارش به فرزندش در این فرمودۀ الهی: «يَا بُنَيَّ إِنَّهَا إِن تَكُ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ فَتَكُن فِي صَخْرَةٍ أَوْ فِي السَّمَاوَاتِ أَوْ فِي الْأَرْضِ يَأْتِ بِهَا اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَطِيفٌ خَبِيرٌ»[1]؛ ترجمه: ای فرزندم! اگر عملی به اندازۀ دانهای خردل باشد و در دل سنگی، یا در آسمانها و یا در زمین پنهان گردد، خداوند آن را حاضر میکند؛ زیرا خداوند باریکبین و آگاه است.
آن بود که احساس مراقبت دائمی خداوندمتعال را در وجود او زنده کند؛ زیرا هیچ چیز، هرچند کوچک و پنهان باشد، از علم الهی پوشیده نمیماند و انسان در برابر همۀ اعمال خود، با عدالت کامل مورد بازخواست قرار خواهد گرفت.
بیتردید، از مهمترین وظایف پدر و مربی آن است که روح مراقبت الهی را در همۀ رفتارها و حالات فرزند پرورش دهد تا عقیدۀ او استوار گردد و بر پایۀ ایمانی عمیق و آگاهانه تربیت شود. این هدف زمانی تحقق مییابد که اولاد از دوران طفلی بیاموزد که خداوندمتعال همواره او را میبیند، سخنان آشکار و پنهانش را میشنود، رازهای درونی او را میداند و از نگاههای خیانتآمیز و آنچه در سینهها نهفته است، آگاه است.
پرورش این روحیه باید بزرگترین دغدغه و هدف تربیتی مربی باشد؛ زیرا مراقبت الهی تنها یک مفهوم ذهنی نیست، بلکه باید در تمام عرصههای زندگی به یک خُلق پایدار تبدیل شود؛ به خصوص در هنگام عمل، در هنگام اندیشیدن و حتی در هنگام شکلگیری احساسات و عواطف.
۱.تربیت بر مراقبت الهی در عرصۀ عمل
طفل باید بیاموزد که همۀ گفتارها، رفتارها و اعمال خود را تنها برای رضای خداوندمتعال انجام دهد و هیچ انگیزهای جز خشنودی او نداشته باشد. هر عملی باید با نیت الهی آغاز شود تا بندگی خالصانه تحقق یابد.خداوند متعال میفرماید: «وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفَاءَ وَيُقِيمُوا الصَّلَاةَ وَيُؤْتُوا الزَّكَاةَ وَذَالِكَ دِينُ الْقَيِّمَةِ»[2]؛ ترجمه: و آنان مأمور نشدند مگر اینکه خدا را با اخلاص کامل در دین عبادت کنند، درحالی که از هرگونه انحراف بهسوی حق گرایش داشته باشند، نماز را برپا دارند و زکات را بپردازند؛ و این است آیین استوار و پایدار.
همچنین باید به اولاد آموخت که خداوند هیچ عملی را نمیپذیرد مگر آنکه خالصانه و تنها برای رضای او انجام شده باشد.
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم فرمودند: «إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ لَا يَقْبَلُ مِنَ الْعَمَلِ إِلَّا مَا كَانَ خَالِصًا، وَابْتُغِيَ بِهِ وَجْههُ.»[3]؛ ترجمه: خداوند عملی را نمیپذیرد مگر آن عملی که خالصانه و تنها برای رضای او انجام شده باشد. و نیز فرمودند: «إِنَّمَا الْأَعْمَالُ بِالنِّيَّاتِ، وَإِنَّمَا لِكُلِّ امْرِئٍ مَا نَوَى.»[4]؛ ترجمه: همانا ارزش اعمال به نیتها بستگی دارد و هر کس همان چیزی را به دست میآورد که نیت کرده است.
۲. تربیت بر مراقبت الهی در عرصۀ اندیشه
اسلام تنها به اصلاح رفتار ظاهری اکتفا نمیکند، بلکه به اصلاح اندیشه و ساماندهی افکار نیز توجه دارد. طفل باید بیاموزد که اندیشۀ خود را در مسیری به کار گیرد که او را به خداوندمتعال نزدیک سازد و برای خود، جامعه و بشریت سودمند باشد.
عقل، قلب و خواستههای انسان باید در چارچوب تعالیم پیامبر صلیاللهعلیهوسلم قرار گیرد و از افکار زیانبار، وسوسهها و خیالپردازیهای نادرست دور نگه داشته شود.
از وظایف مربی آن است که روح خودمحاسبهگری را در طفل تقویت کند؛ بهگونهای که حتی نسبت به اندیشههای نادرست و خطورهای ناپسند نیز احساس مسئولیت داشته باشد. همچنین شایسته است که آیات پایانی سورۀ بقره به او تعلیم داده شود؛ زیرا این آیات، انسان را به مراقبت الهی، محاسبۀ نفس، توکل بر خداوند و پناه بردن به پروردگار آسمانها و زمین رهنمایی میکنند.
۳.تربیت بر مراقبت الهی در عرصۀ احساسات و عواطف
طفل باید بر پاکی احساسات و سلامت عواطف تربیت شود؛ بهگونهای که از حسادت، کینهتوزی، سخنچینی، آلودگیهای اخلاقی و پیروی از خواهشهای باطل دوری کند.
هرگاه وسوسهای از جانب شیطان یا گرایشی از نفس اماره در وجود او پدید آید، باید به یاد آورد که خداوندمتعال همراه اوست، او را میبیند و از همۀ حالاتش آگاه است؛ در نتیجه، به خود آمده و راه درست را تشخیص دهد.
این همان مرتبهای است که پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوسلم در بیان مفهوم احسان به آن اشاره فرمودهاند:[5] «أَنْ تَعْبُدَ اللَّهَ كَأَنَّكَ تَرَاهُ، فَإِنْ لَمْ تَكُنْ تَرَاهُ فَإِنَّهُ يَرَاكَ.»[6]؛ ترجمه: خداوند را چنان عبادت کن که گویی او را میبینی؛ و اگر تو او را نمیبینی، یقین داشته باش که او تو را میبیند.
همچنین الله متعال میفرماید: «وَإِمَّا يَنزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ * إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِنَ الشَّيْطَانِ تَذَكَّرُوا فَإِذَا هُمْ مُبْصِرُونَ»[7]؛ ترجمه: و اگر وسوسهای از جانب شیطان به تو رسد، به خدا پناه ببر؛ زیرا او شنوا و داناست. بیگمان، پرهیزگاران هنگامی که وسوسهای از شیطان به آنان برسد، به یاد خدا میافتند و ناگهان بینا و هوشیار میشوند.
در پرتو این سه بُعد تربیتی (مراقبت الهی در عمل، اندیشه و احساس) پدر میتواند همان هدف بزرگی را که لقمان حکیم علیهالسلام برای تربیت اولاد خویش دنبال میکرد، در وجود طفل خود محقق سازد؛ یعنی پرورش انسانی باایمان، مسئولیتپذیر، مخلص، خودکنترول و آگاه به حضور دائمی خداوندمتعال در تمام شئون زندگی.