نویسنده: عبدالحی لیان
الگوی تربیت الهی در خانوادۀ انبیاء علیهمالصلاةوالسلام
بخش هفتادوچهارم
حضرت لوط علیهالسلام و خانواده
حضرت لوط علیهالسلام فرزند برادر حضرت ابراهیم خلیلالله علیهالسلام بود و از نزدیکترین خویشاوندان او به شمار میرفت. هنگامی که حضرت ابراهیم علیهالسلام مردم را به توحید و پرستش خدای یگانه دعوت کرد، لوط علیهالسلام از نخستین کسانی بود که به او ایمان آورد و دعوت او را پذیرفت.
او در راه ایمان و عقیده، همراه عموی خود از سرزمین عراق هجرت کرد و به سوی سرزمین شام رفت. این سرزمین از سوی خداوند متعال به برکت و قداست شناخته شده است و در قرآن کریم نیز به برکت آن اشاره شده است.
بدینگونه حضرت لوط علیهالسلام در سایۀ ایمان و هجرت در راه خدا، زندگی تازهای را در سرزمین مبارک شام آغاز کرد. چنانکه خداوند متعال میفرماید: «وَنَجَّيْنَاهُ وَلُوطًا إِلَى الْأَرْضِ الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا لِلْعَالَمِينَ»[1]؛ ترجمه: و ما ابراهیم و لوط را به سرزمینی نجات دادیم که آن را برای جهانیان پر برکت گردانیدهایم.
و نیز میفرماید: «فَآمَنَ لَهُ لُوطٌ وَقَالَ إِنِّي مُهَاجِرٌ إِلَى رَبِّي إِنَّهُ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ»[2]؛ ترجمه: پس لوط به او ایمان آورد و گفت: من به سوی پروردگارم هجرت میکنم؛ همانا او شکستناپذیر و حکیم است.
پس از آنکه لوط علیهالسلام به سرزمین شام رسید، خداوند او را به سوی مردم شهر سدوم و نواحی آن به پیامبری فرستاد.
او قوم خود را به عبادت خداوند یکتا دعوت میکرد و آنان را از کارهای زشت و ناپسندی که انجام میدادند بازمیداشت؛ از جمله همبستری با مردان، راهزنی و انجام کارهای زشت در مجالس. چنانکه قرآن کریم میفرماید:
«وَلُوطًا إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الْفَاحِشَةَ مَا سَبَقَكُمْ بِهَا مِنْ أَحَدٍ مِنَ الْعَالَمِينَ * أَئِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ وَتَقْطَعُونَ السَّبِيلَ وَتَأْتُونَ فِي نَادِيكُمُ الْمُنكَرَ.»[3]؛ ترجمه: و لوط را یاد کن هنگامی که به قوم خود گفت: شما کار بسیار زشتی انجام میدهید که هیچکس از جهانیان پیش از شما آن را انجام نداده است. آیا شما با مردان همبستر میشوید و راهها را میبندید و در مجالس خود کارهای ناپسند انجام میدهید؟.
اما قوم او به جای پذیرش حق، دعوت او را تکذیب کردند و با تمسخر گفتند: «فَمَا كَانَ جَوَابَ قَوْمِهِ إِلَّا أَن قَالُوا ائْتِنَا بِعَذَابِ اللَّهِ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ»[4]؛ ترجمه: پس پاسخ قوم او چیزی جز این نبود که گفتند: اگر راست میگویی عذاب خدا را بر ما بیاور.
در این هنگام لوط علیهالسلام از خداوند یاری طلبید و گفت: «رَبِّ انصُرْنِي عَلَى الْقَوْمِ الْمُفْسِدِينَ»[5]؛ ترجمه: پروردگارا! مرا بر این قوم فسادکار یاری ده.
پس خداوند دعای او را پذیرفت و فرشتگان را برای یاری او فرستاد. آنان به لوط علیهالسلام گفتند:
«يَا لُوطُ إِنَّا رُسُلُ رَبِّكَ لَن يَصِلُوا إِلَيْكَ فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ بِقِطْعٍ مِنَ اللَّيْلِ وَلَا يَلْتَفِتْ مِنكُمْ أَحَدٌ إِلَّا امْرَأَتَكَ إِنَّهُ مُصِيبُهَا مَا أَصَابَهُمْ إِنَّ مَوْعِدَهُمُ الصُّبْحُ أَلَيْسَ الصُّبْحُ بِقَرِيبٍ * فَلَمَّا جَاءَ أَمْرُنَا جَعَلْنَا عَالِيَهَا سَافِلَهَا وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهَا حِجَارَةً مِّن سِجِّيلٍ مَّنضُودٍ * مُسَوَّمَةً عِندَ رَبِّكَ وَمَا هِيَ مِنَ الظَّالِمِينَ بِبَعِيدٍ.»[6]؛ ترجمه: ای لوط! ما فرستادگان پروردگار تو هستیم و آنان هرگز به تو دست نخواهند یافت. پس در بخشی از شب خانوادهات را حرکت بده و هیچیک از شما به پشت سر نگاه نکند، مگر همسرت؛ زیرا آنچه بر آنان میآید، بر او نیز خواهد رسید. همانا وعدهگاه آنان صبح است؛ آیا صبح نزدیک نیست؟. پس هنگامی که فرمان ما فرا رسید، آن شهر را زیر و رو کردیم و بر آنان سنگهایی از گل سخت و پیاپی فرو باریدیم؛ سنگهایی که نزد پروردگارت نشانهگذاری شده بود، و این عذاب از ستمگران دور نیست.
در این میان همسر لوط علیهالسلام نیز به سبب کفر و همراهی با قوم خود نجات نیافت. خداوند دربارۀ او میفرماید: «ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ كَفَرُوا امْرَأَتَ نُوحٍ وَامْرَأَتَ لُوطٍ كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَيْنِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ يُغْنِيَا عَنْهُمَا مِنَ اللَّهِ شَيْئًا وَقِيلَ ادْخُلَا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِين»[7]؛ ترجمه: خداوند برای کافران مثالی آورده است: همسر نوح و همسر لوط؛ آن دو در همسری دو بندۀ صالح از بندگان ما بودند، اما به آنان خیانت کردند. پس آن دو پیامبر نتوانستند چیزی از عذاب خدا را از آنان دفع کنند، و به آن دو گفته شد: همراه با دیگر داخلشوندگان وارد آتش شوید.
ادامه دارد…
بخش قبلی | بخش بعدی
[1]. الأنبیاء: ۷۱.
[2]. العنکبوت: ۲۶.
[4]. ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج۳، ص۴۱۱-۴۰۹.
[5]. العنکبوت: ۳۰.
[6]. هود: ۸۳-۸۱.
[7] التحریم: ۱۰.


