نویسنده: عبد الله زماني 

فراماسونری

بخش چهلم

ادامۀ مبحث تعلق و ارتباط یهود با فراماسونری
در ادامۀ مباحث اثبات تعلق و ارتباط یهودیت با فراماسونری و این که این دو مکمل و ملازم یکدیگر هستند، شواهد و ادلۀ دیگری را ارائه خواهیم کرد. در این مبحث بیشتر به گفته‌ها و روایاتی که رهبران فراماسونری در نوشته‌ها و کتاب‌های خود ذکر کرده‌اند، می‌پردازیم.
دایرةالمعارف یهود در مورد ارتباط عمیق و گستردۀ یهودیت و فراماسونری اظهار نظر کرده و تصریح می‌کند: «زبان فنیِ فراماسونی، و نمادها و آیین‌هایی که ماسون‌ها بدان عمل می‌کنند، سرشار از امثال و اصطلاحات یهودی است[1]
این تصریح، خود تأییدی است بر شهادت حاخام اعظم که قبلاً ذکر شد. هم‌چنین اگر به دایرةالمعارف فراماسونی اروپا رجوع کنیم، با عبارتی روشن‌تر و صریح‌تر مواجه می‌شویم: «هر محفِل ماسونی باید بر الگوی معبد یهود بنا شود؛ هر رئیس محفِل در جایگاه پادشاهی یهودی قرار می‌گیرد؛ و هر ماسون در حقیقت تجسم فرد یهودی است[2]
پس از این تصریح و مطلبی که از این گفته دانسته می‌شود، مشخص می‌گردد که حرکت فراماسونری تجسم واقعی یهودیت و آموزه‌های آن است و درحقیقت، نمایندۀ فکری، نظامی و فرهنگی این دین به‌حساب می‌آید.
استاد اعظم فراماسونری، شاهین مکاریوس، دربارۀ شیوۀ ادارۀ یک محفِل از لحظۀ افتتاح تا هنگام اختتام چنین توضیح می‌دهد: «هنگامی که محفلی تازه تأسیس می‌شود، گشایش آن با قرائت مزمور ۱۳۳ از مزامیر تورات صورت می‌گیرد. سپس استاد اعظم یا نماینده‌اش چنین اعلام می‌کند: «ای برادران، با صدایی رسا سپاس گویید یَهُوَه را؛ همان که گنبد و معبد را برای عبادت خویش و برای بزرگداشت نام برترش بنا نهاد.
پس از آن، دعای تخصیص و تقدیس خوانده می‌شود. سپس برادران برمی‌خیزند و رئیس چنین دعا می‌کند: «از تو درخواست می‌کنیم، ای خدای ما و خدای بنی‌اسرائیل، ای آن‌که جز تو خدایی نیست، که آرامش و رحمت را در دل‌های بندگان ناتوان و مخلصت قرار دهی…» آنگاه خطیب بخشی از «سفر اخبار ایام دوم»، باب دوم، آیات ۱ تا ۱۶ را تلاوت می‌کند.
بدین ترتیب، محفِل آباد و رسمی با قرائتی از تورات آغاز می‌شود؛ و سپاسگزاری نه خطاب به پروردگار جهانیان، بلکه خطاب به «یهوه، خدای بنی‌اسرائیل» انجام می‌گیرد؛ خدایی که تصریح می‌شود جز او معبودی نیست. و این مجلس نیز با قرائتی دیگر از تورات پایان می‌یابد.[3]»
در اینجا پرسشی اساسی رخ می‌دهد: آیا کسی‌که باور دارد یهوه همان خدایی است که جز او خدایی نیست، و تورات همان کتاب مقدسی است که نه پیش از آن کتابی بوده و نه پس از آن خواهد بود، همچنان مسلمان یا مسیحی باقی می‌ماند؟ آیا بر آیین خود استوار می‌ماند یا در حقیقت به یهودیت می‌گرود؟
شیوۀ برگزاری و برپایی محافل فراماسونری را وقتی بررسی می‌کنیم و می‌بینیم که تا چه میزان آموزه‌ها و تعالیم یهودیت در آن‌ها نقش دارند و نیز اجرا می‌گردند، هویدا می‌شود که فراماسونری درحقیقت، بخشی از فرهنگ و تمدن یهودیت است. وقتی حتی به خدایی قسم خورده می‌شود که مورد تأیید آموزه‌های یهودیت است و تعبیری برای آن استعمال می‌گردد که آموزه‌های یهودیت آن را ذکر کرده‌اند، پس هویدا می‌گردد که فراماسونری، بخش بزرگی از حرکت فکری یهودیت است.
در ادامه، شاهین مکاریوس دربارۀ شرایط بنای محفِل نیز تصریح می‌کند: «نقوش و رسوم نمادین باید از تورات اقتباس شود؛ زیرا تاریخ‌های حقیقی فراماسونی کهن در آن ثبت شده است[4]
همچنین به گفتۀ او، نخستین استادان اعظم عبارت‌اند از: سلیمان، حِیرام پادشاه صور، و حِیرام آبی.[5] سپس برای هر یک شرح و ترجمه‌ای ارائه می‌دهد. اگر فراماسونی نسبتی با یهودیت ندارد و از آن جداست، این تأکید مداوم بر شخصیت‌های توراتی و اعطای چنین جایگاهی به آنان بر چه اساسی استوار است؟
استاد اعظم فراماسونری «فهمی صدقی الأمعری» بر این باور است که ماسون‌ها شاخه‌ها و گروه‌های متعددی دارند؛ برخی از این شاخه‌ها وسیله‌ای در دست استعمارگران برای گسترش و تحکیم سلطۀ آنان بوده‌اند، و برخی دیگر در خدمت صهیونیزم قرار گرفته‌اند.[6]
اما حقیقت در نهایت یکی است؛ جریانی که هم‌زمان منافع استعمار و صهیونیزم را تأمین می‌کند.
برای مثال، مشاهده می‌شود که استعمار بریتانیا هرجا قدم می‌نهاد، بی‌درنگ به تأسیس محافل ماسونی اقدام می‌کرد؛ و همین سیاست را در قبال «قادیانیه» و «بهائیه» نیز دنبال می‌نمود. این امر در مستعمرات بریتانیا در آسیا و آفریقا به‌وضوح دیده می‌شود.
هنگامی که بریتانیایی‌ها برای نخستین بار بصره را اشغال کردند، تنها در عرض چند روز محفلی به نام «بابل» تأسیس کردند. سپس با اشغال بغداد همین روند را تکرار نمودند؛ و بسیاری از کارمندان آنان از اعضای فراماسونی بودند. بدین‌گونه فراماسونی را در نقاط مختلف جهان گسترش دادند؛ همان روشی که فرانسه و ایتالیا نیز در پیش گرفتند.[7]
در بخش دیگری از آموزه‌های فراماسونری، شاهین مکاریوس در شرح آیین‌های افتتاح محفِل از سوگند یاد می‌کند، سپس به بوسیدن کتاب مقدس (تورات) اشاره می‌نماید و می‌گوید: «بر تو، ای ماسون، واجب است که مطابق این کتاب مقدسی که پیش روی توست رفتار کنی، و همۀ اعمال خود را با احکام الهی مندرج در آن منطبق سازی[8]
داکتر السامرائی در مورد فرامین و آموزه‌های یهودیت و فراماسونری می‌نویسد: «آرزومند بودم بدانم در نیایش‌ها و مواعظ یهودی چه گفته می‌شود؛ زیرا بعید می‌دانم حاخام چیزی فراتر از آنچه مکاریوس در محفِل بیان می‌کند و ماسون را به التزام آن فرا می‌خواند، اظهار کند. اگر ماسون مکلف است زندگی خود را بر اساس تورات سامان دهد و احکام آن را معیار عمل قرار دهد، در این صورت به یهودی ملتزم بدل شده است؛ بلکه چه‌بسا پایبندی او از بسیاری از یهودیان نیز بیشتر باشد، چراکه آنان غالباً بیش از تورات به تلمود توجه دارند و تعالیم آن را دنبال می‌کنند.»[9]
مستشرق دوزی نیز تعریفی قابل توجه از فراماسونی ارائه می‌دهد و می‌گوید: «گروه بزرگی از پیروان مذاهب گوناگون که برای هدفی واحد فعالیت می‌کنند؛ و آن هدف، بازسازی معبد است؛ زیرا معبد نماد دولت اسرائیل به شمار می‌آید[10]
شکی نیست که این سخن صحیح و درست است و نماد اصلی و اساسی دولت یهود، معبد و هیکل است.
نشانۀ دیگر ارتباط و تعلق فراماسونری با یهودیت، موضوع عدد اعضای محفل فراماسونری است؛ به‌گونه‌ای که مکاریوس دربارۀ شرایط رسمی تشکیل محفِل بیان می‌کند که حضور دست‌کم هفت عضو ضروری است، و در توضیح این شرط می‌گوید: «زیرا ملک سلیمان هفت سال یا بیشتر در ساختن و برپا داشتن معبد در اورشلیم و تخصیص آن برای عبادت استمرار داشت[11]
اما چه نسبتی میان حد نصاب اعضای یک جلسۀ رسمی و مدت زمان ساخت معبد سلیمان وجود دارد؟ اگر چنین تعلیلی از شخص دیگری صادر می‌شد، شاید آن را نوعی تکلف و دور از واقع می‌دانستیم؛ اما هنگامی که از زبان مکاریوس بیان می‌شود، گویی باید بی‌چون‌وچرا پذیرفته شود.
این امر بیش از هر چیز نشانگر شیفتگی عمیق و نوعی دلبستگی صوفیانه به معبد، صاحبان آن و آنچه در آن رخ داده است.
مکاریوس، از معبد و سازمان آن سخن می‌گوید و یادآور می‌شود که سلیمان صنعتگران معبد را به سه دسته تقسیم کرد: حاکمان، مباشران، و کارگران اجرایی. سپس می‌افزاید که ماسون‌ها باید به این تقسیم‌بندی توجه داشته باشند.[12]
چرا چنین تأکیدی بر این موضوع وجود دارد؟ هویدا است که این تاکید بر اساس تعلق و ارتباط عمیق آموزه‌های یهودیت و فراماسونری است. سپس او مدت زمان ساخت معبد را هفت سال و شش ماه ذکر می‌کند و در پایان می‌گوید: «و دعاهایی که در آن مقام اعظم خوانده شد، همچنان در تواریخ مقدس ثبت و مضبوط است[13]
این‌ها فقط بخشی از دلایل و حقایقی بود که به ما ثابت می‌کند ارتباط بین فراماسونری و یهودیت، ارتباطی قوی، مستحکم و اساسی است و در حقیقت این دو حرکت، نمادی از یکدیگر هستند و در یک جهت و هدف، حرکت می‌کنند.
در مباحث بعدی، شواهد و ادلۀ دیگری را ارائه خواهیم کرد. ان‌شاءالله.
ادامه دارد…

بخش قبلی | بخش بعدی


[1]. الماسونیة، ص: ۱۰۴.
[2]. همان منبع.
[3]. الأُسرار الخفیة فی الجمعیة الماسونیة، ص: ۱۰۷-۱۰۸.
[4]. الأسرار الخفیة فی الجمعیة الماسونیة، ص: ۱۳۶.
[5]. همان منبع، ص: ۱۱۹-۱۲۴.
[6]. الماسونیة، ص: ۱۳۵.
[7]. الماسونیة والیهود والتوراة، ص: ۳۶.
[8]. الماسونیة فی العراء، ص: ۹۸.
[9]. الماسونیة والیهود والتوراة، ص: ۳۷.
[10]. الماسونیة، ص: ۱۲۹.
[11]. الأُسرار الخفیة فی الجمعیة الماسونیة، ص: ۸۶.
[12]. الأسرار الخفیة فی الجمعیة الماسونیة، ص: ۹۰.
[13]. همان منبع، ص: ۹۱.
Share.
Leave A Reply

Exit mobile version