نویسنده: م. فراهی توجگی

سیر تطور نیهیلیزم و تقابل آن با دین‌باوری

بخش بیست‌ودوم

ریشۀ پوچ‌انگاری؛ نیهیلیزم به چه علت رخ می‌دهد؟
پوچ‌گرایی یا نیهیلیزم اغلب از بحران‌های وجودی، گسست میان آرزوها و واقعیت، یا فقدان معنا در ساختارهای سنتی و اجتماعی نشئت می‌گیرد.
این وضعیت زمانی رخ می‌دهد که فرد در برابر عظمت هستی یا رنج‌های بی‌پایان، با خلاء معنایی مواجه شده و ارزش‌های پیشین را بی‌اعتبار می‌بیند و یا هیچ آگاهی و شناختی نسبت به ارزش‌های اصیل معنوی و دینی ندارد.
در چنین شرایطی، جهان برای انسان به عرصه‌ای تهی از غایت تبدیل شده و میل به تخریبِ هنجارها جایگزینِ سازندگی می‌شود. انسان -خصوصاً انسانِ غرب به‌ظاهر متمدن- در این انزوای فکری، خود را در برابر آزادیِ مطلقی می‌بیند که هیچ تکیه‌گاهی برای هدایت آن ندارد؛ در نتیجه، سنگینیِ این بی‌هدفی، منجر به فرسایشِ انگیزه‌های زیستی و گسستِ پیوند با واقعیت می‌گردد.
این گسست، فرد را در تعلیقی دائمی میان انکارِ حقیقت و تمنای آرامش رها می‌سازد؛ گویی انسان، محکوم به زیستن در جهانی است که تمام پاسخ‌هایِ قطعی‌اش را از دست داده و در هیاهویِ دستاوردهایِ مادی، پیوندِ بنیادینِ خود را با «اصالتِ هستی» گسسته می‌بیند. در این لایه‌برداریِ بی‌رحمانه از جهان، رنج دیگر معنایی برای صیقل دادنِ روح ندارد و تنها به باری فرساینده بدل می‌شود که او را به سوی نفیِ مطلق سوق می‌دهد.
در همین راستا، می‌توان شکل‌گیری این تفکر را ناشی از عوامل زیر دانست:
برخی از عوامل پیدایش تفکر نیهیلیزم
۱. نادیده‌گرفتن بُعد معنوی، رابطه با خدا؛
۲. ناامیدی‌ها، دل‌زدگی از اشباعِ مخرب مذهبی؛
۳. رشد و رفاه جامعۀ سکولار غرب که شادی در جهان را نهایت خویش می‌داند و دارا بودن صفت بی‌خیالی از جمله عواملی هست که به پوچ‌گرایی و خودویرانگری می‌پردازند؛
۴. اتکای بیش از اندازه بر عقل یا استفادۀ از مفرط از آن در غرب روشنگری؛
۵. برداشتی از فرد به‌عنوان فرد خوداستوار یا فرد ابرقدرت؛
۶. نقص معرفتی و شکاکیّت در امور هستی و اعتقادی؛ زمانی که فرد نتواند پاسخ‌های قانع‌کننده‌ای برای پرسش‌های اساسی زندگی پیدا کند، به تدریج به این نتیجه می‌رسد که هیچ‌چیز در زندگی ارزش یا معنای واقعی ندارد.
این نوع شکاکیّت به افراد کمک می‌کند که از باورهای قدیمی و سنتی جدا شوند و در نهایت به پوچ‌گرایی برسند؛
۷. مشکلات روانی، اجتماعی و اختلال شخصیتی زنان نیز می‌تواند به بروز نیهیلیزم کمک کند؛ به‌ویژه زمانی که فرد با مشکلات عاطفی، اجتماعی یا خانوادگی مواجه می‌شود، احساس ناکامی، بی‌ارزش‌بودن و تنهایی شدید به او دست می‌دهد.
این مشکلات اغلب باعث می‌شوند که فرد احساس کند که هیچ‌چیز در زندگی ارزش‌مند نیست و نمی‌تواند هیچ تغییر مثبتی در آینده‌اش ایجاد کند. در نتیجه، این احساسات به بروز پوچ‌گرایی و نیهیلیزم منجر می‌شود؛
۸. یکی از مهم‌ترین عوامل، نداشتن فلسفۀ درست و اساسی در زندگی است. زمانی که فرد نمی‌تواند هدف‌های معناداری برای خود تعیین کند و در مسیر خود جهت‌گیری نداشته باشد، به مرور زمان احساس بی‌معنایی و پوچی به او دست می‌دهد.
فقدان ایدئال‌ها و آرمان‌های عالی نیز یکی دیگر از عوامل پوچ‌گرایی است. وقتی فرد هدف‌های بلندپروازانه‌ای ندارد، احساس می‌کند که زندگی‌اش بی‌ارزش و بی‌هدف است.
اینکه نقش پوچ‌گرایی در اختلال شخصیتی چیست، به‌طور دقیق مشخص نشده است؛ اما عوامل دیگری همچون سوء تربیت، ناکامی و شکست در خواسته‌ها، تعارضات داخلی و ناتوانی در حل آن‌ها و بحران هویت نیز می‌توانند منجر به بروز پوچ‌گرایی شوند.
در چنین شرایطی، فرد ممکن است احساس کند که هیچ‌چیز در زندگی او تغییر نمی‌کند و از دست‌دادن اهداف یا آرمان‌ها، باعث ایجاد احساس بی‌معنایی در او می‌شود.
به‌همین‌دلیل، بهترین راه‌حل برای مقابله با این مشکلات، به‌دست‌آوردن بینش دینی و گرایش به آرمان‌های معنوی است که می‌تواند فرد را از این وضعیت خارج کند.

 

ادامه دارد…

بخش قبلی | بخش بعدی

Share.
Leave A Reply

Exit mobile version