نویسنده: م. فراهی توجگی

سیر تطور نیهیلیزم و تقابل آن با دین‌باوری

بخش بیست‌وسوم و پایانی

راهکار مقابله با نیهیلیزم
کسانی‌که در زندگی آرمان‌های بلندی دارند و با خداوند ارتباط برقرار می‌کنند و همیشه مشتاق ملاقات و زندگی با خداوند هستند، چنانکه خداوند در قرآن می‌فرماید: «کَانُوا قَلِیلًا مِنَ اللَّیْلِ مَا یَهْجَعُونَ وَبِالْأَسْحارِ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ»[1]؛ چنین آدم‌هایی شب هم قرار و آرام ندارند؛ در سکوت و خلوت هم دنبال حقیقت ناب می‌گردند و همین نکته به زندگی آن‌ها معنا می‌بخشد، چون با همین معنا به خداوند عشق می‌ورزند. مفهومی‌ترین حقیقتی که امروز می‌توان به آن در زندگی آدمی اشاره کرد، همین تجربه‌های قدسی و ارتباط با آن‌هاست.
سخن آخر
نیهیلیزم که در دری می‌توان آن را «نه‌گرایی» یا «هیچ‌گرایی» یا «بی‌گرایشی» نام داد، روشی است که موضوعات تحمیل شده بر اندیشه‌های بشری را به نوعی نفی می‌کند.
اما معنای اصطلاحی آن، یعنی «نفی همه‌چیز» یا نپذیرفتن راه‌حل‌هایی که تا کنون در پاسخ سؤال «چه باید کرد؟» داده شده است و حالتی حاکی از یک یأس و در نتیجه سکوت در برابر سؤال مذکور و بیان بی‌ارزش‌شدن تمام ارزش‌ها، انتقاد از تمامی مطالبی است که دربارۀ انسان راه‌حل ارائه داده‌اند.
نیهیلیزم بیشتر یک احساس است تا یک فلسفه؛ فلسفه‌ای تام و تمام نیست. انکار فلسفه و امکان علم، انکار ارزش هر چیزی است. اگر انکار هر چیز، روا باشد، پس خود عمل انکار هم مورد انکار قرار می‌گیرد. نفی هر چیزی، چه دانش، اخلاق، زیبایی و امر واقعی. هیچ عبارتی ارزش ندارد و هر چیزی بیهوده است؛ البته برای کسانی‌که دچار یأس و ناامیدی نشده‌اند، این باور دشوار است که نیهیلیزم نوعی جهان‌بینی است و آن حالت ایستمندی وجود انسانی است.
از آنجایی که نیهیلیزم اعتقاد به بی‌پایه‌واساس‌بودن و بی‌ارتباطی چیزهاست، اغلب توأم با بدبینی زیاد همراه است و نوعی میل اولیه در محکوم‌کردن وجود است. بدبینی تعبیر دیگری از بی‌فایدگی و بیهودگی است. شوپنهاور می‌گوید: «ما موجودی بی‌معناییم. اگر دست بالا را بگیریم، حتی چیزی خویشتن‌برانداز هستیم.»
در نیهیلیزم نخست سرخوردگی و وازدگی از نظم و نظام موجود به میان می‌آید و سپس ناتوانی از ارزش‌های موجود در ذهن، دامن می‌گسترد و سرانجام نسبت به آنچه که هست، کینه و کدورت سر می‌گیرد.
در نیهیلیزم یا هیچ‌انگاری، فقدان هدف اجتماعی، بی‌معیاری و نداشتن و نپذیرفتن شاخص، میزانی جهت سنجش امور مطرح است.
منشا نیهیلیزم را باید در جوامع اولیه یافت که نوعی ترک دنیا، خودفراموشی، بی‌اعتنایی و بی‌اعتقادی نسبت به هدف‌دار بودن عالم و اظهار عجز دربارۀ توان ذهنی و فکری آدمی را به دنبال دارد.
شکاکیّت افراطی نسبت به همه چیز و نفرت به حیات اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، تربیتی و بیهودگی آن‌ها از منشأهای تکوینی نیهیلیزم و مایه‌های ابتدایی آن است.
همانگونه که قبلاً گذشت، نیهیلیزم گرایش به پوچ‌انگاری زندگی است. هیچ‌اِنگاری معادل دری نیهیلیزم در فلسفه، به‌معنای انکار معنا و ارزش برای هستی جهان است.
قطع رابطه با خدا و امور معنوی، یأس و ناامیدی و اتکای بیش از اندازه بر عقل در روشنگری غرب از عوامل پیدایش و پیشروی به سمت پوچ‌گرایی است.
تفکر نیهیلیزم نوعی ترک دنیا، خودفراموشی، بی‌اعتنایی و بی‌اعتقادی نسبت به هدف‌دار بودن عالم و شکاکیّت افراطی نسبت به همه چیز را به دنبال دارد. یکی از راهکارهای مفهومی برای زندگی و مقابله با نیهیلیزم، تجربه‌های قدسی و ارتباط با حقایق الهی است.
خلاصه اینکه نیهیلیزم در حقیقت اندیشه‌ای پوچ و تهی از معناست که به زعم پیروانش، پوچ‌گرایی زندگی را به اثبات می‌رسانند، اثبات هیچ‌انگارانۀ زندگی استوار بر برداشت‌های ناصواب توأم توهم‌زا.
حقا که برای نیهیلیزم‌گرایان زندگی بدون دین اسلام هیچ ارزش و اعتباری ندارد و آنچه را آنان هیچ می‌پندارند، نه از روی رهیافت‌شدن به حقانیت دین اسلام و محرومیت خودشان از این نور درخشان است، بلکه از روی ناتوانایی درک حقایق موجود و واضح زندگی در پرتو اسلام است که آدمی را به‌سوی کشف حقایق و معارف والا هدایت می‌کند و زندگی را نه برای هیچ، بلکه برای کسب همه‌چیز قلمداد می‌کند.

بخش قبلی | پایان

منابع
– قرآن کریم
۱. فردریک، کاپلستون. فردریک نیچه فیلسوف فرهنگ. ترجمۀ علیرضا بهبهانی و علی اصغر حلبی. انتشارات بهبهانی، چاپ اول: ۱۳۷۱؛
۲. لارنس، کهون. از مدرنیسم تا پست‌مدرنیسم. ترجمۀ عبدالکریم رشیدیان. انتشارات نی، چاپ دوم: ۱۳۸۱؛
۳. آراسته، خومحمد. نقد و نگرش بر فرهنگ اصطلاحات علمی و اجتماعی. انتشارات چابخش، چاپ اول: ۱۳۸۱؛
۴. زرشناس، شهریار. نیهیلیزم. انتشارات اندیشۀ جوان، چاپ سوم: ۱۳۸۶؛
۵. رابینس، دیو. نیچه و مکتب پست‌مدرن‌ ترجمۀ ابوتراب سهراب و فروزان نیکوکار. انتشارات فروزان، چاپ اول: ۱۳۸۰؛
۶. نیچه، فردریک‌. نیست‌انگاری اروپایی. ترجمۀ محمدباقر هوشیار. انتشارات پرسش، چاپ، ۱۳۸۲؛
۷. نیچه، فردریک. حکمت شادان. ترجمۀ حامد فولادوند و دیگران. انتشارات جامی، چاپ ۱۱۳۸۰؛
۸. نیچه، فردریک. آنک انسان. ترجمۀ رویا منجم. انتشارات فکر روز، چاپ  ۱۳۷۴؛
۹. نیچه، فردریک. فردریک، حکمت شادان؛
۱۰. نیچه چنین گفت. زردتشت. ترجمۀ داریوش آشوری. انتشارات نیلی، چاپ ۱۳۵۲؛
۱۱. نیچه، فردریک. ارادۀ معطوف به قدرت. ترجمۀ مجید شریف. انتشارات جامی، چاپ ۱۳۷۷؛
۱۲. نیچه، فردریک. غروب بتان. ترجمۀ داریوش آشوری. انتشارات آگه، چاپ ۱۳۸۱؛
۱۳. عبدالکریمی، بیژن. جهان نیچه‌ای. انتشارات علم، چاپ اول: ۳۸۷؛
۱۴. اروین ترنس. تفکر در عهد باستان. ترجمۀ محمدسعيد حنایی کاشانی. تهران، قصیده: ۱۳۸۰؛
۱۵. استریکلر جیمز نی. روسیه تزاری. ترجمۀ مهدی حقیقت‌خواه. تهران، ققنوس: ۱۳۸۱؛
۱۶. اسلين مارتين. تئاتر ابسورد. ترجمۀ مهتاب کلانتری. تهران، کتابنامه: ۱۳۸۸؛
۱۷. ایوانف يوری. صهیونیسم. ترجمۀ ابراهیم یونسی. تهران،  -۴-، امیر کبیر: ۱۳۵۶؛
۱۸. بردیایف نیکلای. ریشه‌های کمونیسم روسی و مفهوم آن. ترجمۀ عنایت‌الله رضا. تهران،  خورشیدآفرین: ۱۳۸۳؛
۱۹. اورین، تفکر در عهد باستان؛
۲۰. هینچلیف. پوچی.

[1]. ذاریات: ۱۷-۱۸.

Share.
Leave A Reply

Exit mobile version