نویسنده: عبدالحی لیان
الگوی تربیت الهی در خانوادۀ انبیاءعلیهمالصلاةوالسلام
بخش: ۹۳
رهنمودهای تربیتی داستان لقمان حکیم علیهالسلام
رهنمود اول: فرمان به توحید و نهی از شرک
نخستین اندرز لقمان علیهالسلام در این سخن الهی که حکایتگر گفتار او با فرزندش است، جلوهگر میشود:
«يَا بُنَيَّ لَا تُشْرِكْ بِاللَّهِ»[1]؛ ترجمه: ای پسرکم! به خدا شرک نورز.
قابل یادآوری است که لقمان علیهالسلام این اندرز را با ندا و خطاب مستقیم آغاز کرده است؛ درحالی که اصلِ خطاب، خود برای توجه دادن مخاطب کافی بود و نیازی به ندا نداشت؛ زیرا مخاطب حاضر بود. بنابراین، کاربرد ندا در اینجا به صورت مجازی برای جلب حضور ذهن و آمادگی کامل شنونده جهت دریافت سخن بهکار رفته است، و این خود نشاندهندۀ اهمیت فراوان مقصودی است که سخن برای آن ایراد شده است. نظیر همین شیوه در آیات دیگری از قرآن کریم نیز دیده میشود؛ مانند گفتار حضرت یوسف علیهالسلام: «يَا أَبَتِ إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَبًا»[2]؛ ترجمه: ای پدرم! من (در خواب) یازده ستاره دیدم.
همچنین ملاحظه میشود که لقمان حکیم علیهالسلام اندرز خویش را با کلمهای سرشار از مهر، محبت، عطوفت و دلسوزی آغاز میکند؛ آنجا که فرزند را به خود نسبت میدهد و میگوید: «یَا بُنَيَّ»؛ «ای پسرکم!» و این تعبیر را تکرار میکند تا احساس فرزندی را برانگیزد و عواطف فطری محبت میان پدر و فرزند را تحریک نماید. در واقع، تجربۀ زندگی نشان میدهد که تأثیر عاطفه و محبت، گاه از هر شیوۀ دیگری نیرومندتر است و در بسیاری از موارد، آنچه از راه محبت حاصل میشود، از هیچ روش دیگری به دست نمیآید.
سپس حضرت لقمان علیهالسلام، فرزند خویش را به توحید و ایمان به خداوند متعال فرمان میدهد و او را از شرک و کفر بازمیدارد.
وی علت این نهی را نیز چنین بیان میکند: «إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ»[3]؛ ترجمه: بیگمان شرک، ستمی بزرگ است.
لقمان حکیم علیهالسلام این حقیقت را با دو شیوه مورد تأکید قرار میدهد:
نخست، با تقدیم نهی از شرک و سپس بیان علت آن؛
دوم، با بهکارگیری أدات تأکید «إنّ» و «لام».
لقمانِ حکیم علیهالسلام این حقیقت را برای فرزند خویش بیان میکند و او را بدان فرمان میدهد؛ و روشن است که نصیحت پدر برای فرزند، از هرگونه سوءظن و تهمت به دور است. پس این حقیقتِ دیرینه، سخنی است که بر زبان هر صاحب حکمتی جاری میشود؛ حقیقتی که تنها خیر محض از آن اراده میشود و هیچ غرض دیگری در آن راه ندارد. این همان اثر روانی عمیقی است که در این شیوۀ تربیتی مورد نظر بوده است.
شرک از آن جهت «ظلم» نامیده شده که در آن، میان کسیکه شایستۀ عبادت است و کسیکه شایستۀ آن نیست، مساوات برقرار میشود؛ و بدین ترتیب، عبادت در غیر جایگاه حقیقی خود قرار میگیرد، و این عین ظلم و بیعدالتی است.
از آنجا که عقاید غالباً از طریق پدر و مادر به فرزند منتقل میشود و تأثیر والدین بر فرزند بسیار عمیق و تعیینکننده است، و نیز از آنجا که فرزند مأمور به نیکی، اطاعت و رعایت حقوق والدین است، خداوند متعال پس از بیان نهی از شرک، به مسئلۀ احسان به پدر و مادر پرداخته است.
در این میان، تأثیر مادر بر فرزند معمولاً بیش از پدر است؛ زیرا پیوند او با فرزند، چه در دوران جنینی و چه پس از تولد، نزدیکتر و عمیقتر است. مادر، نخستین پایههای رفتار و اندیشه را در وجود کودک شکل میدهد، و در دوران رشد نیز فرزند غالباً با مادر انس و هماهنگی بیشتری دارد؛ زیرا مادر از لطافت روح، عاطفۀ نیرومند و دلسوزی فراوان برخوردار است.
افزون بر این، رنجهای بارداری، درد زایمان، شببیداریها و محرومیت از آسایش و خواب، همگی از مظاهر ایثار و فداکاری مادر به شمار میآیند.
از همین جهت، خداوند متعال در بیانی سرشار از لطافت و مهر میفرماید: «وَوَصَّيْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَيْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلَى وَهْنٍ وَفِصَالُهُ فِي عَامَيْنِ أَنِ اشْكُرْ لِي وَلِوَالِدَيْكَ إِلَيَّ الْمَصِيرُ»[4]؛ ترجمه: و ما به انسان درباره پدر و مادرش سفارش کردیم; مادرش او را با ناتوانى روى ناتوانى حمل کرد، و دوران شیرخوارگى او در دو سال پایان مى یابد; (بلی به او توصیه کردیم) که براى من و براى پدر و مادرت شکر به جا آور که بازگشت (همه) به سوى من است!
و نیز میفرماید: «وَإِنْ جَاهَدَاكَ عَلَى أَنْ تُشْرِكَ بِي مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا وَصَاحِبْهُمَا فِي الدُّنْيَا مَعْرُوفًا وَاتَّبِعْ سَبِيلَ مَنْ أَنَابَ إِلَيَّ»[5]؛ ترجمه: و اگر آن دو تلاش کردند که چیزی را که بدان علم نداری شریک من قرار دهی، از آنان اطاعت مکن؛ ولی در دنیا با آنان به نیکی رفتار کن، و راه کسانی را پیروی کن که به سوی من بازگشتهاند.
در این آیات، تأکیدی دوباره بر وصیت لقمان علیهالسلام دربارۀ نهی از شرک دیده میشود؛ زیرا خداوند متعال این نهی را به همۀ انسانها و در همۀ شرایط تعمیم داده است تا کسی گمان نکند که این حکم تنها مخصوص فرزند لقمان یا شرایط خاصی است.
خداوند متعال تصریح میکند که حتی اگر پدر و مادر، فرزند خویش را به شرک وادار سازند، باز هم اطاعت از آنان در این امر جایز نیست.
با این حال، قرآن کریم در عین نهی از اطاعت در امر شرک، دستور میدهد که فرزند همچنان با والدین خویش در دنیا به نیکی و رفتار پسندیده معاشرت کند؛ و این، نهایت اعتدال و توازن در تربیت اسلامی را نشان میدهد؛ توازنی میان حفظ عقیدۀ توحیدی و رعایت حقوق انسانی و عاطفی والدین.
ادامه دارد…
بخش قبلی | بخش بعدی
[1]. لقمان: ۱۳.
[2]. یوسف: ۴.
[3]. لقمان: ۱۳.
[4]. لقمان: ۱۴.
[5]. لقمان: ۱۵.
