نویسنده: م. مهرالله عزیزی

تحلیلی بر تاریخ و باورهای بودیزم

بخش سی‌وهفتم

الف: حکمت ممنوعیت رهبانیت
حکمت مهم منع رهبانیت این است که انسان وقتی گوشه‌گیری و رهبانیت اختیار می‌کند، توانایی‌ها او تعطیل می‌شود و طبیعت او که نیاز با خوردن و آشامیدن و تفریح دارد، ضعیف می‌شود،‌‌ وقتی جسم انسان ضعیف شد نمی‌تواند عبادت و اطاعت خویش را به‌درستی و کامل انجام دهد، در حالی‌که عبادت و پرستش او تعالی، هدف اساسی خلقت انسان است. همچنین، با اختیار زندگی رهبانی مهمترین ویژگی انسان که فکر کردن، اراده داشتن و کار کردن است نیز معطل می‌گردد؛ چنان‌که انسان ملزم به انجام آن‌ها هست.
ابن عباس رضی‌الله‌عنهما می‌گوید: خداوند خوردن و نوشیدن را حلال قرار داده است، تا زمانی که در آن اسراف یا خودنمایی (تکبر) نباشد. اما آن مقداری که انسان به آن نیاز دارد -یعنی چیزی که گرسنگی را برطرف کند و تشنگی را فرو نشاند- از نگاه عقل و شریعت، مطلوب و پسندیده است؛ زیرا در آن حفظ جان و نگهداری حواس نهفته است. ازهمین‌رو، شریعت از «وصال» (روزه پی‌درپی بدون افطار) نهی کرده است؛ چون این کار بدن را ناتوان می‌سازد، جان را فرسوده می‌کند و انسان را از عبادت ضعیف می‌گرداند.
بنابراین، هم شرع آن را منع کرده و هم عقل آن را نمی‌پذیرد. کسی‌که خود را حتی از مقدار ضروری نیز محروم سازد، نه بهره‌ای از نیکی دارد و نه نصیبی از زهد؛ زیرا آنچه را به سبب ضعف و ناتوانی از انجام طاعت از دست می‌دهد، از نظر ثواب و پاداش بسیار بزرگ‌تر و بیشتر است.[1]
از حکمت‌های دیگر ممنوعیت رهبانیت، تکثیر نسل مسلمانان است؛ چنان‌که امام مهلّب گفته است: پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم از مجرد ماندن (ترک ازدواج) و رهبانیت نهی کرد، به این خاطر که می‌خواست امت خود را در روز قیامت زیاد نشان دهد و بر دیگر امت‌ها فخر نماید. همچنان در دنیا نیز این امت به‌وسیلۀ افرادش با گروه‌های کافران مقابله می‌کند، و در آخرالزمان هم با دجّال می‌جنگند.[2]
امام رازی رحمه‌الله برای حرام بودن رهبانیت (گوشه‌نشینی افراطی و ترک کامل لذت‌های حلال) چهار دلیل بیان کرده است که به‌صورت ساده چنین می‌شود:
اول: رهبانیت افراطی و دوری کامل از نعمت‌ها و لذت‌های حلال، باعث ضعف اعضای مهم بدن مثل قلب و مغز می‌شود. وقتی این اعضا ضعیف شوند، فکر انسان درست کار نمی‌کند و عقلش دچار پریشانی می‌گردد. در حالی‌که بزرگ‌ترین سعادت و نزدیک‌ترین راه به خدا، شناخت اوست. پس اگر رهبانیت باعث اختلال در فکر و عقل شود، طبیعی است که از آن نهی شده باشد.
دوم: درست است که مشغول شدن به لذت‌های جسمی می‌تواند انسان را از رشد فکری و معنوی باز دارد، اما این بیشتر دربارۀ انسان‌های ضعیف صدق می‌کند. انسان‌های قوی و کامل می‌توانند هم از لذت‌های حلال استفاده کنند و هم به رشد فکری و معنوی برسند.
در واقع، کسی‌که با یک کار مشغول شود و از کار دیگر باز بماند، نفس ضعیفی دارد. هرچه نفس قوی‌تر باشد، بهتر می‌تواند میان این دو تعادل برقرار کند. بنابراین، رهبانیت نشانۀ نوعی ضعف است، و کمال واقعی در این است که انسان هر دو بُعد را رعایت کند.
سوم: کسی‌که از لذت‌های حلال استفاده می‌کند، هدفش این است که از آن‌ها نیرو بگیرد تا به لذت‌های عقلی و معنوی برسد. چنین کسی در حقیقت بیشتر تلاش و مجاهده می‌کند؛ چون کنترل نفس و استفادۀ درست از خواسته‌ها سخت‌تر از این است که انسان به‌کلی از آن‌ها دست بکشد. پس کمال در همین روش متعادل بیشتر است.
چهارم: رهبانیت باعث می‌شود دنیا خراب شود، کشاورزی و نسل انسان‌ها از بین برود. اما اگر انسان رهبانیت را ترک کند و در عین حال به شناخت خدا، محبت و عبادت ادامه دهد، هم دنیا آباد می‌شود و هم آخرت.[3]
از مجموع این سخنان به‌خوبی واضح می‌گردد که اسلام دینی نیست که رهبانیت را بپذیرد؛ بلکه دینی است مبتنی بر ایمان، عمل و عبادت.
اسلام استفاده از زینت‌ها و نعمت‌های پاک را برای انسان‌ها جایز دانسته، آنان را به رعایت حق بدن و روح راهنمایی کرده، به ازدواج تشویق نموده و از مجرد ماندن و کناره‌گیری افراطی نهی کرده است. بر خلاف هندوییزم و بودیزم و دیگر آیین‌های باورمند به رهبانیت که سخت به این پدیده قایل هستند و آن را جزو اساسی اعتقادات دینی خود می‌دانند.
ادامه دارد…

بخش قبلی | بخش بعدی


[1]. تفسیر القرطبی، ج ۷، ص ۱۹۱.

[2]. همان ،ج ۶، ص ۲۶۲.

[3]. تفسیر مفاتیح الغیب، ج ۱۲، ص ۷۵-۷۶.

 

Share.
Leave A Reply

Exit mobile version