نویسنده: م. مهرالله عزیزی

تحلیلی بر تاریخ و باورهای بودیزم

بخش سی‌وپنجم

در بخش قبلی، دربارۀ خاستگاه و پیدایش رهبانیت، تعریف آن، ویژگی‌ها و خصوصیات راهبان بودایی، و نیز شباهت‌های میان رهبانیت در آیین بودایی و مسیحی صحبت کردیم. دریافتیم که رهبانیت در هر دو آیین، یکی از اصول مهم و اساسی به شمار می‌رود.
اکنون در این بخش می‌خواهیم رهبانیت را از دیدگاه اسلام بررسی و تحلیل کنیم؛ این‌که اسلام دربارۀ رهبانیت چه نظری دارد؟ آیا آن را می‌پذیرد یا خیر؟
حکم رهبانیت در اسلام
دین اسلام، دین معتدل، فراگیر و همسو با طبیعت سالم انسانی است که همۀ نیازهای مشروع طبیعی و معنوی انسان‌ها را به‌گونۀ کامل درنظر گرفته است.
اسلام دینی است که مخالف خشک‌مزاجی، گوشه گیری محض، ترک کامل ازدواج و… می‌باشد و به پیروان خود به زیستن سالم، امیدواری در زندگی، استفادۀ خوب از نعمت‌های پروردگار تأکید دارد.
اسلام به‌طور مطلق رهبانیت را رد کرده و حرام می‌داند، رهبانیتی که آن را مسیحیان و هندویان برهمنی به‌وجود آورده‌اند و به‌عنوان یک پدیدۀ احداث شده و بدعت در آیین‌شان داخل ساخته‌اند.
چنان‌که در سورۀ مبارکۀ حدید چنین بیان شده است: «وَرَهْبَانِيَّةً ابْتَدَعُوهَا مَا كَتَبْنَاهَا عَلَيْهِمْ»[1]؛ ترجمه: «و رهبانیتی را خودشان پدید آوردند؛ ما آن را بر آنان مقرر نکرده بودیم.»
منظور این‌که خداوند متعال در این آیه تاکید دارد که رهبانیت پدیدۀ احداث شده است و از جانب شریعت هیچ مشروعیتی ندارد، چیزی است که پیروان آیین‌های باطل، بدون کدام دلیلی بالای خود آن را لازم قرار داده‌اند.
عبدالله بن مسعود رضی‌الله‌عنه می‌گوید: رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وسلم به من فرمود: «ای ابن مسعود!» گفتم: لبیک یا رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وسلم؛ فرمود: «آیا می‌دانی که بنی‌اسرائیل به هفتاد و دو فرقه تقسیم شدند؟ از میان آنان تنها سه فرقه نجات یافتند.
گروه اول، پس از حضرت عیسی بن مریم علیه‌السلام، در برابر پادشاهان و ستمگران ایستادند و مردم را به دین خدا و دین عیسی علیه‌السلام دعوت کردند. آنان با ستمگران جنگیدند، کشته شدند، اما صبر کردند و نجات یافتند.
سپس گروه دیگری برخاست که توان جنگ نداشت؛ اما در برابر پادشاهان و جباران ایستاد و مردم را به دین خدا و دین عیسی علیه‌السلام دعوت کرد. آنان نیز کشته شدند، با ارّه‌ها پاره‌پاره گردیدند و در آتش سوزانده شدند، ولی صبر کردند و نجات یافتند.
آنگاه گروه سومی برخاست که نه توان جنگ داشت و نه قدرت برپا داشتن عدالت را؛ پس به کوه‌ها پناه بردند و به عبادت و رهبانیت روی آوردند. اینان همان کسانی‌اند که خداوند دربارۀ‌شان فرموده است: «وَرَهْبَانِيَّةً ابْتَدَعُوهَا مَا كَتَبْنَاهَا عَلَيْهِمْ»[2]؛ ترجمه: «و رهبانیتی را خودشان پدید آوردند که ما آن را بر آنان مقرر نکرده بودیم.»[3]
در «مسند احمد بن حنبل رحمه‌الله» از ابوامامه باهلی رضی‌الله‌عنه روایت است که گفت: ما همراه رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وسلم در یکی از سفرهای نظامی ایشان بیرون شدیم. در این میان، مردی از کنار غاری گذشت که در آن مقداری آب بود.
با خود اندیشید که در همان غار بماند، از همان آب استفاده کند، از گیاهان اطراف بخورد و از دنیا کناره‌گیری نماید.
با خود گفت: بهتر است نزد پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم بروم و این موضوع را با ایشان در میان بگذارم؛ اگر اجازه داد، چنین می‌کنم، وگرنه انجام نمی‌دهم.
پس نزد پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم  آمد و عرض کرد: ای پیامبر خدا! صلی‌الله‌علیه‌وسلم من از کنار غاری گذشتم که در آن به اندازه نیازم آب و گیاه وجود دارد، و در دلم افتاده که در آنجا بمانم و از دنیا کناره بگیرم.
پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وسلم فرمودند: «من با آیین یهودیت و نصرانیت برانگیخته نشده‌ام، بلکه با دین پاک و آسان (حنیفیت سمحه) فرستاده شده‌ام. سوگند به ذاتی که جان محمد در دست اوست، یک بامداد یا شامگاه در راه خدا (برای جهاد و تلاش) از تمام دنیا و آنچه در آن است بهتر است، و ایستادن یکی از شما در صف اول (جهاد یا نماز) از عبادت شصت سال برتر است.»[4]
ادامه دارد…

بخش قبلی | بخش بعدی


[1]. الحديد: ٢٧.
[2]. الحديد: ٢٧.
[3]. تفسیر ابن کثیر، ج ۸، ص ۶۱.
[4]. مسند احمد، ش ۲۱۷۸۸.
Share.
Leave A Reply

Exit mobile version