نویسنده: ابورائف

فراماسونری

بخش سی‌ونُهم

ارتباط فراماسونری با یهودیت
مهم‌ترین مبحثی که به‌دنبال بررسی و ارزیابی آن هستیم و مباحث قبلی به‌عنوان مقدمه و پیش‌درآمد برای آن ذکر شده بود، مبحث ارتباط و تعلق فراماسونری با یهودیت است. وقتی منابع مهم و اساسی در این زمینه را مورد بررسی و ارزیابی قرار می‌دهیم، در می‌یابیم که این ارتباط و تعلق، بسیار قوی و تنگاتنگ است؛ به‌گونه‌ای که این حرکت در تمام منابع و مصادر موافقین و مخالفین آن به نام حرکتی یهودی و صهیونیزمی معرفی شده است. موافقین و حامیان این حرکت نیز آن  را یکی از دستاوردها و محصولات مهم دین یهودیت می‌دانند و آن را در زمره و سلک فعالیت‌های مهم این دین معرفی کرده‌اند.
در این مبحث اقوال، ادله و شواهدی را ارائه می‌کنیم که نشان می‌دهند این حرکت، جزو مهم‌ترین فعالیت‌های دین یهودیت به‌حساب می‌آید.
همان‌گونه که ذکر شد، شاید تنها نکته‌ای که فراماسون‌ها در شرق و غرب بر آن اتفاق نظر دارند یا دست‌کم آن را انکار نمی‌کنند، رابطۀ نزدیک و استوار میان فراماسونری و یهودیت، و در پی آن یهودیان باشد. چه‌بسا سبب این امر، نفوذ گستردۀ یهودیان است که بر دو ستون بزرگ استوار است: ثروت فراوان و انبوه، و رسانه‌های متنوع و فراگیر؛ و ستون سومی نیز به آن افزوده می‌شود، و آن «پیمان و هم‌پیمانی با قدرت‌های برتر» است. حتی این ستون، پررنگ‌تر و عمیق‌تر از موارد دیگر است و در حقیقت سبب بسیاری از سلطه‌ها و نفوذهای یهودیت در سراسر جهان شده است، از تحالف و پیمان با غربی‌ها گرفته تا پیمان با فاشیست‌ها و استعمارگران بزرگ جهانی.[1]
علت این نوع ارتباط و پیمان با قدرت‌های جهانی و نیز تلاش برای کسب سلطه بر حرکت‌ها و نهاد این است که یهودیان همواره «قدرت» را می‌پرستند؛ حال آن‌که خداوند متعال در اسلام، پروردگار جهانیان است، و در مسیحیت خدای محبت و صلح؛ اما در یهودیت، او پروردگار «لشکریان» معرفی می‌شود. تورات با اشتیاق و لذت، صحنه‌های خون‌ریزی را وصف می‌کند، بلکه یهودیان را به ذبح دشمنان، کشتن حیوانات، سوزاندن کشتزارها و باغ‌ها، و پر کردن چشمه‌های آب فرمان می‌دهد. نمونه‌هایی از این تاکیدها و توصیه‌های تورات که یهودی‌ها آن را هم با تحریف متن و هم با تفسیر مغرضانه و تأویل هدفمند فاسد کرده‌اند، در مباحث آینده ذکر خواهیم کرد.
سبب دیگر نفوذ یهودی‌ها در میان جوامع و ملل و قدرت‌ها ثروت فراوان آن است. در حقیقت، ثروت یهود و رسانه‌های آنان، بر ذهن و اندیشۀ افراد و حکومت‌ها تاثیر گذاشته؛ نه تنها نزد افراد فقیر و ناتوان یا حاکمان کوچک، بلکه حتی در میان بزرگانی که آب دهان‌شان برای طلای یهود جاری می‌شود و شیفتۀ آن هستند، نیز اثربخش بوده است. حال آن‌که طلا و ثروت آنان جز با شرط و شروط بخشیده نمی‌شود، هم‌چنین حکومت‌ها و تشکل‌های سیاسی قدرت‌مند و کلان، شیفتۀ رسانه‌های یهود هستند که -به‌ظاهر- توان آن را دارند که -نعوذبالله- پیامبر را شیطان، و فاسقِ فاجر را قدیس جلوه دهند.[2]
 داکتر «نعمان عبدالرزاق السامرائی»، یکی از نویسندگان متفکر اسلامی در مورد نفوذ یهودیان در میان فراماسون‌ها و ارتباط عمیق‌شان می‌نویسد: «گفته شده است (مسئولیت این نقل بر عهدۀ راوی است) که وزیران خارجۀ عرب که در آتش‌بس نخست «رودُس» با صهیونیست‌ها مذاکره کردند، همگی فراماسون بوده‌اند، یا دست‌کم بیشترشان چنین بوده‌اند. اگر این سخن درست باشد (و آرزو می‌کنم درست نباشد) آن‌گاه حال ما همان خواهد شد که «الرصافی» شاعر گفته است:
«خواهم خفت تا نبینم میهنم خرید و فروش می‌شود؛
و برای که فروخته می‌شود، و که می‌فروشد؟
انگلستان، برای انگلستان.»
آنچه ما را در اینجا به خود مشغول می‌دارد، رابطۀ فراماسونری با یهود و یهودیت است؛ آن هم در روزگاری که شاهد شکست‌ها و فروپاشی‌ها هستیم و با چالشی همانند چالش تاتارها و صلیبیان، بلکه شاید سخت‌تر روبه‌رو شده‌ایم. در آن دوران، ما آزاد بودیم و هر وسیله‌ای را که می‌خواستیم به کار می‌گرفتیم، بی‌آنکه دولت بزرگی یا سازمان مللِ هم‌دست و جانب‌دار، در کار ما دخالت کند.
اما امروز، در برابر ما دشمن و دشمن و هزار مداخله‌گر ایستاده‌اند؛ و در کنار کسی‌که با ما در ستیز است، دیگران نیز علیه ما صف کشیده‌اند. ازهمین‌رو، وضعیت ما به نهایت سختی و تنگنا رسیده است.»[3]
اظهاراتی که دلالت بر ارتباط عمیق فراماسونری با یهودیت دارد
با بررسی منابع معتبری که در مورد تعلق و ارتباط یهودیت با فراماسونری نگاشته شده‌اند و نیز افرادی که این حرکت را معرفی و تشریح کرده‌اند، می‌توان به‌وضوح مشاهده کرد که حرکت فراماسونری بال پرواز یهودیت و در حقیقت، چشم بینای آن در جهان است. اندیشمندان و متفکرین یهودی و فراماسونری به این موضوع اذعان کرده و آن را جزو افتخارات خود دانسته‌اند؛ بخشی از این موارد را در اینجا ذکر می‌کنیم.
حاخام اعظم «اسحاق دایز» می‌گوید: «فراماسونری نهادی یهودی است؛ هر آنچه در آن است، از آغاز تا انجام، یهودی است: تاریخ آن، فرایضش، درجاتش، مراسمش، رمزها و کلمات عبورش، و شرایطش؛ جز یک درجۀ فرعی و چند واژه در متن سوگند.»[4]؛ این سخن نه از شیخی از شیوخ اسلام است و نه در نشریه‌ای کینه‌توز منتشر شده؛ بلکه از حاخام اعظم است و در تاریخ ۳۰/۴/۱۹۶۵ در مجلۀ «الاسرائیلی الانکلیزیه» به چاپ رسیده است.[5]
«احمد علوش»، رئیس بزرگ‌ترین محفل‌های اسکندریه، که به دست استاد اعظم «زولا» تا بالاترین درجات فراماسونری ارتقا یافت، با این همه می‌گوید: «هرگز به آن هدفی که وعده داده بودند که آن را چون خورشید تابان خواهد دید نرسید؛ اما به حقیقتی دست یافت که پیش‌تر از آن غافل بود، و آن این‌که: فراماسونری و صهیونیزم در حقیقت یکی هستند و هر یک مکمل دیگری است؛ رابطۀ آن دو، رابطۀ خادم و مخدوم است: فراماسونری خادم است و صهیونیزم مخدوم، و ناگزیر، مخدوم باید چیزی به خادم خود بدهد تا او در خدمتش بماند.»[6]
حنا ابوراشد، استاد اعظم و مؤلف «دائرةالمعارف فراماسونری»، که همۀ پیامبران و بزرگان را فراماسون می‌شمارد، با صراحت می‌گوید: «رابطۀ میان فراماسونری و تورات، رابطه‌ای استوار است.»[7] و می‌افزاید: «تورات از نظر تاریخی سندی مهم است و بسیاری از رموز فراماسونری جز با پیوند خوردن به تورات فهمیده نمی‌شوند؛ زیرا شرح و توضیح در آنجاست.»[8]
شاهین مکاریوس[9]، استاد اعظم دیگر، متن سوگند فراماسونری را نقل می‌کند که در آن سوگند یاد می‌شود، با دست نهادن بر تورات مقدس، به ایمان به آن به‌عنوان نخستین و آخرین کتاب الهی، و تعهد به فدا کردن جان و خون در راه بنای دولت بزرگ موسی، انتقام از دشمنان امت صهیون، و ویران کردن دیگر عقاید.[10]
حالا باید پرسید که کدام بخش از این سوگند، غیریهودی است؟ درحالی‌که همۀ بخش‌های آن یهودی است، از تورات مقدس، تا نور کوه طور گرفته، تا دولت موسی، و انتقام از دشمنان صهیون!
عبدالحلیم الیاس خوری، که خود فراماسون است، نیز تصریح می‌کند که فراماسونری در ژرفای خود اندیشۀ اسرائیلی را جای داده، و در تاریخ، نمادها و اسرارش، اسطوره‌های یهودی حضور دارند و این‌که فراماسونری آگاهانه یا ناآگاهانه، در پی آن است که روحیۀ یهودی را در پیروانش بدمد و هدف نهایی آن، بنای معبد سلیمان است.[11]
ادامه دارد…

بخش قبلی | بخش بعدی


[1]. در این مورد و نقش یهودی‌ها در هم‌پیمانی با قدرت‌های کلان و قوی جهانی، به کتاب «الیهود والتحالف مع الأقویاء» اثر داکتر نعمان عبدالرزاق السامرائی، چاپ مرکز کتاب الأمة، چاپ اول،۱۴۱۲ ه.ق مراجعه شود.
[2]. السامرائی، نعمان عبدالرزاق، الماسونیة والیهود والتوراة، ص: ۳۱، دارالحکمة، کلیة التربیة، جامعة ملک سعود، بی‌تا.
[3]. همان منبع، ص: ۳۲.
[4]. حمادة، حسین عمر، الماسونیة والماسون فی الوطن العربی، ص: ۵۹، دارالوثائق، دمشق، سوریة، ۱۴۳۸ه.ق.
[5]. همان منبع.
[6]. الماسونیة والیهود والتوراة، ص: ۳۲.
[7]. دائرة المعارف الماسونیة، ص: ۲۴.
[8]. همان منبع، ص: ۲۵.
[9]. الأُسرار الخفیة، ص: ۹۹.
[10]. السقا، محمد صفوت، سعدی، ابوحبیب، الماسونیة، ص: ۱۳۰، منشورات رابطة العالم الإسلامی، مکة المکرمة، چاپ دوم، ۱۴۰۲ه.ق.
[11]. الماسونیة والیهود والتوراة، ص: ۳۴.
Share.
Leave A Reply

Exit mobile version