نویسنده: ابورائف عبد الله

فراماسونری

بخش سی‌وهشتم

یهود و کمونیزم (ادامه)
اگر نام‌هایی را که در انقلاب کمونیستی نقش داشتند مرور کنیم، همگی -جز لنین (که با این حال نزد بسیاری یهودی به شمار می‌رفت) و استالین- یهودی‌اند؛ و همین بس. سپس یهودیان لوله‌های توپ را به سوی سینه‌های روس‌ها نشانه رفتند و میلیون‌ها پیر و زن و کودک را کشتند. این شگفت‌آور نیست؛ زیرا هنگامی که نخستین دفتر سیاسی حزب کمونیست در روسیه شکل گرفت، نسبت یهودیان در آن چنین بود:
۱) لنین ـ نیمه‌یهودی؛
۲) استالین ـ متأهل با زن یهودی؛
۳) کامنف ـ یهودی؛
۴) سوکولنیکوف ـ یهودی؛
۵) تروتسکی ـ یهودی؛
۶) رینونف ـ یهودی؛
۷) یپنوف ـ روسی.
و در شورای ادارۀ جنگ، نسبت یهودیان چنین بود:
۱)  تروتسکی ـ یهودی؛
۲) جوف ـ یهودی؛
۳) لنین ـ نیمه‌یهودی؛
۴) بوکیج ـ قفقازی؛
۵) بودوسکی ـ روسی؛
۶) مولوتوف ـ متأهل با زن یهودی؛
۷) فیرسکی ـ روسی؛
۸) سوِردلوف ـ یهودی؛
۹) یورتسکی ـ انشلخت یهودی؛
۱۰) آنتونوف ـ روسی؛
 ۱۱) میکونسنین ـ روسی؛
۱۲) جوزف ـ یهودی؛
۱۳) آرمِیجیف ـ روسی.[1]
یک سال پس از پیروزی انقلاب کمونیستی در روسیه، سلطۀ یهودیان بر دوایر رسمی به‌گونه‌ای فراگیر بود؛ چنان‌که آمار زیر نشان می‌دهد:
                                                          تعداد کارمندان                          تعداد یهودیان
‍۱. ادارۀ جنگ                                     ———– ( ۴۳)                      ———— (۳۴)
۲. کمیتۀ امور داخلی                      ———–   ( ۶۴)                     ————   (۴۵) 
۳. کمیتۀ امور خارجی                —————-( ۱۷)                     ————- ( ۱۳)
۴. کمیتۀ امور قضایی                —————– (۱۹)                     ————- ( ۱۸)
۵. کمیتۀ امور بهداشتی         —————— ( ۵)                     ————— (۴)
۶. کمیتۀ هدایت عمومی      —————— ( ۵۳)                     ————– (۴۴)
۷. کمیتۀ ساختمان و عمران            ————–(۲)                   —————–(۲)
۸. صلیب سرخ روسیه           ——————– ( ۸)                     ————–( ۸)
۹. ادارۀ ایالات / مناطق              —————– (۲۳)                     ————- (۲۱)
۱۰. امور مطبوعات             ———————- ( ۴۲)                     ————-( ۴۱)
۱۱. کمیتۀ تحقیق دربارۀ کارمندان            ———( ۷)             —————— (۵)
۱۲. شورای عالی اقتصاد             —————– ( ۵۶)                    ———- —(۴۵)
۱۳. دفتر کارگران و سربازان     ——————- (۲۳)                       ———— (۱۹)
۱۴. کمیتۀ مرکزیِ کنگرۀ چهارمِ شوروی          —–( ۳۴)                   ————–( ۳۳)
۱۵. کمیتۀ مرکزیِ کنگرۀ پنجمِ شوروی  ———–( ۶۲)                    ————- ( ۳۴)
۱۶. کمیتۀ مرکزیِ حزب سوسیالیست   ———— (۱۲)                 —————-( ۹)
این فهرست دوایر و شمار مسئولان و تعداد یهودیان بودند که در مجموع نشان می‌دهد نسبت یهودیان در مناصب مهم حدود ۸۰٪ بوده است.[2]
آیا پس از همۀ این‌ها هدف یهودیان آبادانی زمین و رفع ستم بود؟ هرگز. بلکه ویرانی و تباهی را می‌خواستند؛ زیرا آنان خودِ ستم و ابزار شرّ اند. یهودیان‌اند که شیوه‌های تروری را طراحی کرده‌اند که حکومت بلشویکی در روسیه اجرا کرد؛ حکومتی که اساساً برای جنگ با خدا و نابودی نظام اجتماعی موجود در جهان برپا شد. بلشویزم و صهیونیزم در حقیقت دو روی یک سکه‌اند، دو وسیله برای یک غایت، و دو سلاح در یک نبرد؛ در دست قدرت جهانی یهود که در پیِ سلطۀ اقتصادی، دینی و سیاسی بر جهان است.
آری، این همان هدف است، یعنی سیطره بر دستگاه اداری و سیاسی دولت کمونیستی روسیه. نمونۀ آن را در بسیاری از نقاط جهان نیز می‌بینیم: هرجا کمونیزم یا سوسیالیزم مسلط می‌شود، شماری از یهودیان به رأس قدرت می‌رسند. در مکزیک، پیش از جنگ جهانی دوم، کسانی چون کالاس، هربرمان و وارن زاینز؛ در اسپانیا، آزانیا و روزنبرگ؛ در مجارستان، بلا کون، شزامیولی و آگوستون؛ در بلژیک، فاندرفال و پل هایمنز؛ در فرانسه، لئون بلوم، ماندل، زیر و مسکی، نانین و گروهی دیگر؛ و در ایتالیا، ناتان و کلودیو تریویس. هیچ‌یک از این‌ها تصادفی نبود.[3]
در اینجا نقل برخی گفته‌های خاخام‌های‌شان سودمند است که این ادعا را روشن‌تر می‌کند:
خاخام «جودال مگنس» می‌گوید: «آن‌گاه که یهودی خود را وقف کار برای کارگران و تهی‌دستان جهان می‌کند، این روح انقلابیِ ریشه‌دار اوست که وی را به چنین کاری وامی‌دارد. در آلمان، انقلابی یهودی را با نام‌هایی چون مارکس، لاسال، هاس یا ادوارد برونشتاین می‌شناسید؛ در اتریش با ویکتور آدلر و فریدریش آدلر؛ و در روسیه با تروتسکی. اکنون به اوضاع روسیه و آلمان بنگرید: انقلاب آزادی عمل را برای نیروهای انقلابیِ خلاق گشود، و از این شمار انبوه یهودیانی که برای انقلاب در این دو کشور به کار برخاستند شگفت‌زده خواهید شد… سوسیالیست‌های انقلابی، منشِویک‌ها، بلشویک‌ها، سوسیالیست‌های اکثریت و اقلیت… یهودیان رهبران نخستین و مدیران اصلی همۀ این احزاب انقلابی‌اند.»[4]
و در خطابی دیگر بر مزار یکی از خاخام‌های بزرگ‌شان، خاخام «ریشبورن» می‌گوید: «با طلا و بخشش‌ها می‌توانیم کارگران را به سوی خود بکشانیم تا آنان پس از آن، محوِ سرمایه‌داری را بر عهده گیرند. به کارگران وعدۀ دستمزدهایی می‌دهیم که هرگز جرئت رؤیایش را نداشتند؛ اما هم‌زمان بهای نیازهای ضروری را بالا می‌بریم تا سودهای ما بیشتر شود. بدین شیوه راه انقلاب‌ها را هموار می‌کنیم و آنگاه تنها ما غنایم آن‌ها را درو می‌کنیم.» گویی با آن فاجرِ آرمیده در خاک که پیش از او به دوزخ رفته، پیمان می‌بندد که اجرای طرح نیاکانش در تلمود و قبالا را ادامه دهد؛ آنجا که می‌گویند: «تصرف دارایی غیریهودی همواره مایۀ لذت است» و «کسی‌که خونِ غیریهودی را بریزد، قربانی‌ای برای پروردگار تقدیم کرده است.»[5]
این موارد، بخشی از تأثیر یهودیت بر نظام کمونیزم و شیوۀ حکومت‌داری آن بود. آن‌هم کمونیزمی که در سرزمین خودش شکل گرفته و رشد کرده است. اما کمونیزمی که در سرزمین‌های اسلامی نفوذ کرده است و به مرحلۀ اجرا رسیده است، بدون شک بخش عمده و اساسی آن حاصل تأثیر و نفوذ یهودیت است و رهبری آن را این دین برعهده دارد.
ادامه دارد…

بخش قبلی | بخش  بعدی


[1]. التل، عبدالله، الأفعی الیهودیة فی معاقل الإسلام، ص: 44، المکتب الإسلامی، بیروت، لبنان.
[2]. همان منبع، ص: ۴۵.
[3]. الیهودیة والماسونیة، ص: ۳۵.
[4]. الیهودیة والماسونیة، ص: ۳۵.
[5]. همان منبع، ص: ۳۶.
Share.
Leave A Reply

Exit mobile version