نویسنده: ابوعائشه محمد اسحاق صالحی

زنده شدن پس از مرگ

بخش: ۲۷

روح چیست؟
حالا که موضوع استقلال یا عدم استقلال روح بیان گردید، مناسب است در مورد خود روح نیز مقداری بحث کنیم تا بدانیم که اصلاً روح چه است و به چه معانی اطلاق می‌شود؟ آیا کسی می‌تواند به کنه آن برسد و یا خیر؟ دیدگاه علما در این باره چه است؟
برای این‌که مقداری بیشتر با معنی لغوی روح آشنا شویم مناسب است گذری داشته باشیم بر مشهورترین معاجم و قاموس:
در فرهنگ لغت «العین» که یکی از قدیمی‌ترین و مشهورترین فرهنگ‌ها است در مورد روح چنین آمده است: «الرُّوحُ: النَّفْسُ التي يحيا بها البدن. يقال: خرجت رُوحُهُ، أي: نَفْسُه، ويقال: خَرَجَ فيُذَكُّرُ، والجميعُ أرواحٌ؛ ترجمه: روح به معنای نفسی است که بدن به وسیلۀ آن زنده می‌شود. عرب‌ها می‌گویند: روحش خارج شد؛ یعنی نفس رفت و برخی نیز فعل آن را به صورت مذکر استفاده کرده‌اند و جمع آن ارواح است.»[1]
در فرهنگ لغت «المحکم والمحیط الأعظم» چنین آمده است: «والرُّوحُ: النَّفس، تذكر وتؤنث؛ روح به معنای نفس است و به دو صورت مذکر و مؤنث استفاده می‌شود.»[2]
در فرهنگ لغت «تاج العروس» دربارۀ روح به طور تفصیل بحث شده است که ما در این‌جا به بخشی از آن می‌پردازیم: «الرُّوحُ بالضّمّ” النّفْسُ. وفي التّهذيب: قال أَبو بكرٍ بنُ الأَنبارِيّ: الرُّوح والنَّفْسُ واحدٌ غير أَن الرُّوح مذكَّر والنَّفْس مُؤنَّثة عند العرب… أَبو الهيثم يقول: الرُّوح إِنّما هو النَّفَس الّذي يَتنفَّسُه الإِنسانُ وهو جارٍ في جميع الجَسدِ فإِذا خَرجَ لم يتنفَّسْ بعْدَ خُروجه فإِذا تَمَّ خُرُوجُه بقِي بَصَرُه شاخِصاً نَحْوَه حتَّى يُغَمَّضَ وهو بالفارِسِيّة “جان” “يُذكَّر”، “ويُؤَنَّث”؛ روح به ضم راء به معنای نفس است. ابوبکر بن انباری در کتاب تهذیب گفته است: روح و نفس هردوتا یکی هستند، البته روح در نزد عرب‌ها مذکر است و نفس مؤنث و ابوالهیثم می‌گوید: مراد از روح همان نفسی است که انسان تنفس می‌کند و آن در تمام بدن انسان در جریان است و وقتی از بدن انسان خارج شود دیگر نفس نمی‌کشد و وقتی بیرون شود، چشمان انسان به طرف بالا خیره می‌شوند تا این‌که بسته شوند و آن را در فارسی «جان» می‌نامند، هم مذکر استفاده می‌شود و هم مؤنث.»[3]
یکی از موضوعات مهم این است که آیا نفس و روح باهم یکی هستند و یا دو چیز متغایر؟
صاحب کتاب «الروح» در این باره می‌نویسد: «مردم دربارۀ این که مسمی روح و نفس یکی است و یا هر کدام با دیگری فرق دارد، با هم اختلاف دارند. جمهور می‌گویند که مسمای هر دوی‌شان یکی است و برخی می‌گویند که نفس و روح دو چیز کاملاً متغایر هستند.»[4]
روح را به این خاطر روح می‌گویند که به وسیلۀ آن بدن انسان زنده می‌شود و انسان در قید حیات می‌ماند.[5]
البته باید دانست که روح غیر از این معنی (که با بدن مرتبط است و با موت از آن جدا می‌شود و نفس نام دارد) به معانی دیگری نیز می‌آید که در ذیل به برخی از معانی اطلاق‌شدۀ آن می‌پردازیم:
۱.    روح به هوایی که از بدن خارج می‌شود و یا هوایی که در آن داخل می‌شود، نیز اطلاق می‌گردد؛
۲.    روح به بخاری که از درون قلب بیرون شده و در اعماق رگ‌ها جریان دارد، اطلاق می‌شود؛
۳.    روح بر حضرت جبرئیل علیه‌الصلاةوالسلام اطلاق می‌گردد. الله متعال می‌فرماید: «نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ»[6]؛ ترجمه: فرود آورده است آن را فرشتۀ امانت‌دار (جبرئیل).»
۴.    روح بر آن‌چیزی که خداوند متعال اولیا و دوستان خود را با آن کمک و نصرت می‌کند، اطلاق می‌شود. الله متعال می‌فرماید: «أُولَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَأَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ»[7]؛ ترجمه: آنانند که نوشته است (خدا) در دل‌های‌شان ایمان را و یاری داده است آن‌ها را به روحی از [سوی] خود.»
۵.    روح بر روحی اطلاق می‌شود که خداوند متعال حضرت عیسی علیه‌الصلاة‌والسلام را به وسیلۀ آن تأیید و کمک نمود.[8] الله متعال در این مورد می‌فرماید: «إِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ اذْكُرْ نِعْمَتِي عَلَيْكَ وَعَلَى وَالِدَتِكَ إِذْ أَيَّدْتُكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ»[9]؛ ترجمه: [یاد کن] آن‌گاه که گفت: الله: ای عیسی پسر مریم، یاد کن نعمت مرا بر خودت و بر مادرت، آن‌گاه که تأیید کردم تو را به روح‌القدس (جبرئیل)»[10]
یادآوری: با وجود تمام توضیحات بازهم دربارۀ ماهیت، کُنه و حقیقت روح هیچ کس آگاهی ندارد؛ زیرا روح چیزی است که الله متعال آن را به خود اختصاص داده و علم آن را بر همگان مخفی نگاشته است. الله متعال در قرآن کریم چه زیبا دربارۀ روح می‌فرماید: «وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا»[11]؛ ترجمه: و می‌پرسند از تو دربارۀ روح؛ بگو: روح از امر پروردگار من است و داده نشده‌اید از این دانش جز اندکی.» لذا بهتر است که ما برای به دست آوردن و فهمیدن حقیقت و ماهیت آن تلاش نکنیم بلکه آن را برای خداوند متعال واگذار نماییم.
ادامه دارد…

بخش قبلی | بخش بعدی


[1] . الفراهیدی، أبو عبدالرحمن الخلیل بن أحمد، کتاب العین، تحقیق: د. مهدی المخزومی و إبراهیم السامرائی، باب  الحاء والراء، بی‌تا، ج ۳، ص ۲۹۱.

[2] . المرسی، أبوالحسن علی بن إسماعیل، المحکم والمحیط الأعظم، تحقیق: عبدالحمید هنداوی، ۱۴۲۱ هـ. ق/۲۰۰۰ م، باب روح، ج ۳، ص ۵۱۰.

[3] . الزبیدی، محمد بن محمد بن عبدالرزاق، تاج العروس من جواهر القاموس، باب رنجح، ج ۱، ص ۱۵۹۶.

[4] . ابن القیم الجوزیة، أبوعبدالله محمد بن أبی بکر، کتاب الروح، تحقیق: محمد أجمل أیوب الإصلاحی، ج ۱، ص ۶۱۳.

[5] . همان، ج ۱، ص ۶۱۵.

[6] . سورة الشعراء، آیۀ ۱۹۳.

[7] . سورة المجادلة، آیۀ ۲۲.

[8] . الحمد، محمد ابن إبراهیم، الإیمان بالیوم الآخر، ۱۴۲۲ هـ.ق، ص ۳۷.

[9] . سورة المائدة، آیۀ ۱۱۰.

[10] . گرچه کلمۀ روح بر موارد دیگری غیر از آن‌چه بیان گردید، نیز اطلاق می‌شود؛ اما از آن‌جایی‌که پرداختن به جزئیات بیشتر این موضوع ما را از اصل بحث که همان مطرح کردن شبهات و پاسخ به آن‌هاست دور می‌کند؛ لذا از پرداختن به آن صرف نظر کردیم. کسانی‌که به دنبال معلومات بیشتر در این زمینه هستند، می‌توانند به دو کتاب «الروح» اثر ابن القیم الجوزیه و «الإیمان بالیوم الآخر، ص 38» مبحث روح مراجعه نمایند.

[11] . سورة الإسراء، آیۀ ۸۵.

Share.
Leave A Reply

Exit mobile version