نویسنده: ابوعائشه محمداسحاق

زنده شدن پس از مرگ

بخش: ۳۶

ایمان به معاد و تأثیر آن در زندگی انسان
اضرار عدم ایمان به زنده شدن پس از مرگ
·       همان‌گونه که قبلاً بیان گردید کسانی‌که منکر زنده شدن پس از مرگ هستند و  آن را قبول ندارند، به اجماع علمای امت، کافر می‌شوند؛
·       انکار زنده شدن پس از مرگ، تکذیب خدا و رسولش است و این موضوع قبلاً با دلایلی از آیات قرآن کریم و احادیث پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم بیان گردید؛
·       انکار زنده شدن پس از مرگ، یکی از خطرناک‌ترین عقایدی است که بر رفتار انسان تأثیر می‌گذارد؛ انسانی که به زنده شدن پس از مرگ باور نداشته باشد و بپندارد که زندگی با مرگ به پایان می‌رسد، این باورش او را به غرق شدن در گناهان، بدی‌ها، انجام ظلم، طغیان و فساد در زمین، پایمال کردن حقوق دیگران سوق می‌دهد؛ زیرا او معتقد است که دیگر حیاتی نیست و او بر اعمال و کردارش که انجام داده است -هر چیزی باشد- مؤاخذه نمی‌شود و این یکی از بزرگ‌ترین ضررهای عدم ایمان به زنده شدن پس از مرگ است؛
·       انکار زنده شدن پس از مرگ، بدگمانی نسبت به پروردگار عالم است. ابن قیم رحمه‌الله می‌فرماید: «کسی که گمان کند الله متعال بندگان خود را بعد از مرگ‌شان برای ثواب و عقاب در سرایی که در آن به نیکوکار پاداش داده می‌شود و بدکار جزای اعمال خودش را می‌بیند، جمع نمی‌کند و هم‌چنان برای مخلوقات، حقیقت آن‌چه را که در آن اختلاف کردند و برای جهانیان صداقت خود و صداقت رسولش صلی‌الله‌علیه‌وسلم را آشکار نمی‌سازد و این‌که دشمنان الله متعال که دروغگو بودند، برای همۀ مردم هویدا نمی‌کند، به درستی به پروردگارش گمان بد داشته است».[1]
بدگمانی نسبت به خداوند متعال یکی از بزرگ‌ترین گناهان است؛ گناهی که مجازاتش نیز بسیار سخت است. الله متعال می‌فرماید: «ویعذب المنافقین والمنافقات والمشرکین والمشرکات الظانین بالله ظن السوء علیهم دائرة السوء وغضب الله علیهم ولعنهم وأعد لهم جهنم وسآءت مصیرا»[2]؛ ترجمه: «و عذاب کند مردان منافق و زنان منافق را و مردان مشرک و زنان مشرک را [که] گمان‌کننده‌اند بر الله گمان بد؛ بر ضد آن‌هاست گردش بد [زمانه]؛ و خشم گرفته است الله {متعال} بر آنان و لعنت کرده است آنان را و آماده ساخته است برای‌شان دوزخ را و بد سرانجامی است.»
تصور بکنید شریعت اسلامی بدگمانی نسبت به بندگان خدا را ممنوع ساخته است، حالا اگر کسی این کار را نسبت به خود پروردگار عالمیان انجام بدهد و به خدایش گمان بد داشته باشد چه جنایت بزرگی مرتکب شده است!
·       یکی دیگر از بزرگ‌ترین اضرار انکار زنده شدن پس از مرگ و روز آخرت این است که انکار آن، انسان را بدترین مخلوق و حتی بدتر از سگ‌ها و خوک‌ها قرار می‌دهد.[3]
نتیجۀ انکار زنده شدن پس از مرگ تنها همین اضرار و مشکلاتی که ذکر شد، نیست؛ بلکه این یک موضوع بسیار بزرگ و وسیع است تا جایی که باعث تعطیل شدن اسماء و صفات الله متعال می‌شود و کسانی که آن را انکار می‌کنند گویا خود پروردگار متعال را به عنوان مالک برای این جهان قبول ندارند.
خلاصه اگر بخواهیم یک جمله در مورد اهمیت زنده شدن پس از مرگ و بزرگ بودن جنایت کسانی که آن را انکار می‌کنند، بگوییم همین یک جمله کافی است: «انکار زنده شدن پس از مرگ، اساس و پایۀ تمام جنایت‌ها و گناهان است.»[4]
در واقع این یک قاعدۀ کلی است و می‌توان مسائل زیادی را با آن انطباق داد و این امر با مشاهده نیز ثابت شده است؛ آنانی که از روز آخرت و زنده شدن پس از مرگ بیم دارند، همواره در کارهای‌شان جانب احتیاط را در نظر می‌گیرند. تاجران و دکان‌دارنی که از این روز بیم دارند هیچ گاه، اجناس را به قیمتی نمی‌فروشند که مردم ضرر کنند. کارمندانی که از سختی‌های این روز باخبر هستند، هیچ گاه مردم را با تأخیرهای پی‌درپی و یا منتظر گذاشتن‌های بی‌جا مورد اذیت و آزار قرار نمی‌دهند.
تکمیلی ایمان به خداوند متعال و جلابخشیدن دل‌ها از شرک، بت‌پرستی و کجی: ایمان به زنده شدن پس از مرگ و جزای اعمال است. با این مورد، ارتباط مؤمن با پروردگارش مستحکم‌تر گشته و بیشتر او را ناظر و مراقب کارها و اعمال خود دانسته و همواره بر رضایت‌مندی پروردگار حریص است تا از شر آن روز «يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعالَمينَ»[5]؛ روزی که مردم در پیشگاه پروردگار جهانیان می‌ایستند، محفوظ بماند و خوشنودی و رضایت پروردگار را به دست آورد.
اگر زنده شدن پس از مرگ، حساب‌وکتاب و جزای اعمال در کار نباشد، پس ایمان به الله فقط یک تصور عقلی محض است که بر رفتار انسان هیچ تأثیری نداشته و نمی‌تواند جلوی خواهشات نفسانی او را بگیرد.
وقتی مؤمن این روز -زنده شدن پس از مرگ و جزا- را به یاد می‌آورد و هول و وحشت آن را در ذهن مستحضر می‌نماید، به این می‌اندیشد که عصیان‌گران و نافرمانان با چه عذابی مواجه می‌شوند و قبل از این‌که مرتکب کار منکری شود و یا دچار گناه و معصیتی شود، فروتن شده و سر ناتوانی و عجز خود را در برابر الله متعال فرود می‌آورد.
اگر مؤمن همیشه این روز را در ذهن مستحضر داشته و همواره در خاطرش باشد و هرگاه نفسش او را وادار به کارهای منکر و ناپسند بکند و خواهشات نفسانی‌اش او را به سوی گناه و نافرمانی بکشاند، او این روز را شاهد بگیرد، این کارش نیروی خوبی برای خلاصی او از انگیزه‌های شهوانی و کشش‌های نفسانی می‌شود.[6]
ادامه دارد…

بخش قبلی | بخش بعدی


[1]. عبداللطیف، د. عبدالعزیز بن محمد، نواقض الإیمان القولیة والعملیة، ۱۴۲۷ هـ. ش، ص ۲۲۴.
[2]. سورة الفتح: آیۀ ۶.
[3]. الجزائری،  ابوبکر جابر بن موسی بن عبدالقادر، أیسر التفاسیر لکلام العلی الکبیر، ۱۴۲۴هـ.ق/۲۰۰۳م، ج ۴، ص ۶.
[4]. بن عاشور تونسی، محمدالطاهر بن محمد، التحریر والتنویر (تحریر المعنی السدید وتنویر العقل الجدید من تفسیر الکتاب المجید)، ۱۹۸۴، ج ۳۰، ص ۱۷۸.
[5]. المطففین: آیۀ ۶.
[6]. الخطیب، عبدالکریم یونس، التفسیر القرآنی للقرآن، بی تا، ج ۲، ص ۴۰۷.
Share.
Leave A Reply

Exit mobile version