توحید مایهٔ حیات معنوی فرد و جامعه است، زندگی بدون ایمان بهتوحید، یک زندگی بیمعنی و خالی از لذت واقعی است. کسی که به خدا ایمان ندارد و قایل بر وجود خدا نیست، همانند مردگان است و هیچ بهره و نصیبی از نسیم پاک و حیات حقیقی نمیبرد؛ ازاینرو خداوند متعال کافران را بهسبب دوری از توحید، مرده خطاب کرده است؛ چنانکه فرموده است:«لینذر من کان حیا و یحق القول علی الکافرین»؛[1] «تا هر که را زنده (عاقل) باشد، بیم دهد و فرمان عذاب (حجت) بر کافران ثابت شود. »
وجود خدا برای هر شخص عاقل و سلیمالطبع ثابت بوده و یک حقیقت انکارناپذیر است. اما بعض انسانهای جاهل و هوسگرا با اتکاء بر عقل و فلسفهٔ مزخرف، وجود خدا را انکار میکنند، باوجودیکه از درون داعیهی برایش میگوید که خدا وجود دارد، با آنهم بخاطر عناد و جهالت از پسِ این داعیه رد میشود و آن را نادیده میگیرد.
وجود خدا از دیدگاه عقل، نقل و فطرت روشن و ثابت است. در ادامه، این دلایل را بیان میکنیم تا جوابی باشد بر ادعای نادرست بودا و پیروانش:
۱: دلایل نقلی بر وجود خدا
در قرآنکریم آیههای متعددی وجود دارد که نشانههای وجود خداوند و قدرت او را که برای همه قابل فهم و درک هستند، بیان نموده است:
خداوند میفرماید: «وَلَقَدْ خَلَقْنَا الإِنسَانَ مِن سُلَالَةٍ مِّن طِينٍ؛ ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِي قَرَارٍ مَّكِينٍ؛ ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظَاماً فَكَسَوْنَا الْعِظَامَ لَحْماً ثُمَّ أَنشَأْنَاهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ»؛[2] ترجمه: « و انسان را از چکیدهای گل خالص آفریدیم. آنگاه او را نطفهای در جایگاه استوار (رحم مادر) قرار دادیم. و سپس نطفه را بهصورت خون بسته در آوردیم و به همین ترتیب خون بسته را بهصورت پاره گوشتی ساختیم و سپس پاره گوشت را چند استخوان نمودیم و استخوانها را با گوشت پوشاندیم و آنگاه او را با آفرینش دیگری پدید آوردیم. پس الله بهترین سازنده، چه والا و بابرکت است.»
در این آیه خداوند متعال مراحل خلقت انسان را بیان نموده است، این آیه بهطور وضوح بر وجود و قدرت کامله پروردگار عالم دلالت دارد. همچنان پروردگار عالم با این آیه، این پیام را میرساند که ای انسان من تورا به این شکل شگفت و مرحلهوار خلق کردهام، تو با آنهم از وجود و خدایی من منکری؟
ترجمه: «و از زمرهی نشانههای (دال بر قدرت و عظمت) خدا آفرینش آسمانها و زمین و مختلف بودن زبانها و رنگهای شما است. بیگمان در این (آفرینش کواکب فراوان جهان که با نظم و نظام شگفتآور گردانند و در این تهوع خلقت) دلایلی است برای فرزنگان و دانشوران.»
ترجمه: «و از نشانههای (قدرت و عظمت) خدا، خواب شما در شب و روز است و تلاش و کوششتان برای (کسبوکار و) بهرهمندی از فضل خدا. قطعا در این (امور، یعنی مسئلهی خواب و تلاش در پی معاش) دلایلی است برای کسانیکه گوش شنوا داشته باشند (و حقیقت را بپذیرند).»
۲: دلایل عقلی بر وجود خدا
دلیل شاهد عادل: اگر دو نفر عادل بر موضوعی شهادت دهند، آن ادعا پذیرفته میشود. حال، خداوند با وحی خود و با زبان پیامبران راستگو (علیهمالسلام) بر وجود خویش گواهی داده است. هزاران پیامبر در طول تاریخ آمدند که همگی انسانهایی راستگو، امین و پاکنهاد بودند، و همهی ملتها آنان را به راستی و درستکاری میشناختند. آنان در میان مردم جایگاهی بلند داشتند و جز دعوت به حق و نجات مردم هدفی نداشتند. ما هرگز ندیدهایم کسی از آنسوی دنیا، مثلاً از آمریکا، بیهیچ دلیل و سندی شهادت دهد؛ اما هزاران پیامبر با روشنترین دلایل و معجزات، بر وجود خدا شهادت دادهاند و بیش از صد هزار نفر از امتها سخنان آن پیامبران را شنیدهاند.[5]
دلیل حیوانی: جوجه درون تخممرغ بسته است و تقریباً هیچ حرکتی ندارد. اما هنگامی که زمان بیرون آمدنش فرا میرسد، از درونِ پوسته، با نوک کوچکش شروع به زدن میکند و با قدرت الهی آن را میشکافد و بیرون میآید. از همه شگفتانگیزتر، جوجهی شترمرغ است که تخمش بزرگ و سخت است و گویی مشابه به پوشش سیمانی یا فلزی است؛ بااینحال جوجه، درست در زمان مقرر، از آن بیرون میشود. این پدیدهی تعجبآور، خود دلیل واضحی است بر وجود خداوند و قدرت کامل او.[6]
دلیل عقلی از امامان بزرگ: از امام شافعی پرسیدند: «دلیل تو بر وجود خدا چیست؟» او گفت: «برگ درخت توت.» گفتند: چگونه برگ توت دلیل بر وجود خداست؟ فرمود: «این برگ، طعم و رنگ و طبیعتی یکسان دارد؛ اما وقتی کرم ابریشم آن را میخورد، ابریشم تولید میکند؛ زنبور عسل از آن عسل میسازد؛ بز از آن شیر میدهد؛ و آهو از آن مشک خوشبو بهوجود میآورد! با اینکه همه از یک برگ میخورند، اما نتیجهها متفاوت است. پس، بیتردید، پشت این نظام تعجبانگیز، پروردگاری دانا و توانا وجود دارد که هر چیز را به اندازه و مصلحتی خاص آفریده است.» مردم از سخنش شگفتزده شدند و به خدا ایمان آوردند.
همچنان از امام احمد پرسیدند: «چه دلیلی بر وجود خدا داری؟»
او جواب داد: «یک پوستهی صاف و صیقلیِ تخممرغ.» گفتند: چگونه تخممرغ دلیل بر وجود خداست؟ فرمود: «درونش هیچ درزی ندارد، بیرونش سفید و درونش زرد است. نه کسی آن را رنگ کرده، نه کسی آن را ساخته. با گذشت زمان، از همین پوستهی ساده و کوچک، جوجهای با چشمان بینا، بالها و پرهایی زیبا بیرون میآید! آیا این جز کار خداوند دانای تواناست؟!»[7]
۳: دلیل تسلیم شدۀ فلسفه بر وجود خدا
وجود خداوند متعال با دلایل قطعی و تسلیمشدهی فلسفی، نیز ثابت است که ذیلا ذکر میشود:
هر جسم طبیعی قطعا دارای حرکت است، پس تمام اجسام طبیعی بالاتفاق متحرک (حرکتدار) میباشند؛ و برای هر متحرک وجود یک محّرک (حرکتدهنده) لازمی است؛ و بههمین ترتیب تا به محرک اول برسیم که سلسلهی همهی حرکات به او منتهی شده و به نقطهی پایان برسند؛ و محرک اول باید خودش غیر متحرک باشد، چون اگر او نیز متحرک باشد پس باید به دنبال محرکی دیگر برای او باشیم که در این صورت تسلسل لازم میآید و تسلسل کاملا مردود است؛ همچنین بدیهی است که یک شیء متحرک نمیتواند محرک خودش باشد. پس ناچاریم به یک محرک قدرتمند که حرکت و تأثیر را قبول نمیکند اعتراف کرده و او را علت اصلی حرکات در اشیاء بدانیم؛ و همچنین باید دانست که محرک اول بههیچ عنوان نمیتواند عرض باشد چون عرض از خود اختیار و استقلال ندارد که به ذات خود تحریک کنندهی دیگران باشد و محرک اول جوهر نیز نمیتواند باشد، چون هر جسم و جوهر به ناچار متحرک و متأثر است. پس در نتیجه محرک اول باید فراتر از عرض، جسم و جوهر بوده و از قوای کامل ایجاد، حرکتدهی و تأثیر گذاری برخوردار باشد.[8]