نویسنده: مهرالله عزیزی
تحلیلی بر تاریخ و باورهای بودیزم
بخش بیست و هفتم
با نگاهی به تاریخ و آموزههای آیین بودا، روشن میشود که بسیاری از باورهایی که به این آیین نسبت داده شده، بیشتر بر روایتهای افسانهای و برداشتهای فلسفی استوار است تا بر شواهد روشن تاریخی و عقلی. در تحقیقات علمی و دینی، هر عقیده زمانی میتواند پذیرفتنی باشد که پشتوانهای محکم از عقل، تاریخ یا منابع معتبر داشته باشد؛ در غیر آن، چنین باورهایی نیازمند بررسی و نقد جدی خواهند بود.
در بخش قبلی، درباره برخی از مهمترین باورهای بودایی در مورد سرنوشت انسان پس از مرگ سخن گفتیم؛ باورهایی مانند کارما، تناسخ و نیروانا. در آنجا توضیح داده شد که این دیدگاهها نه از نگاه عقل استواری لازم را دارند و نه از دیدگاه شریعت و متون معتبر دینی قابل قبولاند؛ بلکه بیشتر ریشه در فلسفهها و برداشتهای بشری دارند.
در این بخش، به چند باور دیگر میپردازیم که پیروان بودا درباره زندگی و جایگاه او بیان کردهاند؛ مانند اینکه گفته میشود هنگام تولد او ستارهای مخصوص در آسمان ظاهر شد، یا اینکه او با جسم خود به آسمان صعود کرد، دوباره به زمین بازخواهد گشت، و موجودات آسمانی هنگام تولدش شادی و جشن کردند. این دیدگاهها را از دو زاویه—عقلی و اسلامی— بررسی میکنیم تا روشن شود که تا چه اندازه با حقیقت، عقل و شریعت سازگار و موافق هستند.
۶. باور به ظهور ستارۀ خاص هنگام تولد بودا
الف: تبیین عقیده
پیروان بودا به این باورند که هنگام تولد بودا ستارهای در افق آسمان ظهور کرد که نام آن ستاره را «ستارهٔ بودا» نامگذاری کردند.[1]
در فرهنگهای قدیم، ظهور ستاره یا نور در آسمان غالبا نماد تولد شخصیتی بزرگ بهشمار میرفت؛ چون بودا بهعنوان رهبر و مؤسس یک آیین تلقی میشود، ازاینرو پیروانش این نسبت را به او دادهاند.
ب: پاسخ و نقد
اگر این روایت و چنین باورها را با نگاه حقیقت و از دید علمی و تاریخی بررسی نماییم، بهوضوح معلوم میشود که پشتوانۀ محکم تاریخی و علمی ندارند؛ بلکه بیشتر برای این نقل شدهاند که ایمان پیروان بودا را قویتر بسازند.
مسلماً اینگونه باورها ساخته و پرداختۀ انسانهاست و معمولاً از سوی پیشوایان و راهبان بودایی مطرح میشود تا مردم بیشتری را به این آیین جذب نمایند و باور پیروان خود را مستحکم و استوارتر نشان دهند.
چنین داستانها و روایتهای افسانهای تنها به این آیین محدود نیست؛ در دیگر آیینهای غیرالهی نیز بهوفور دیده میشوند، مانند هندوییزم، سیکیزم، جاینیزم، کنفوسیوس و همچنان باورهای دینی مربوط به مصریان قدیم که در آنها نیز حکایتهای اسطورهای زیادی به چشم میخورند.
این دیدگاه را ذیلا از دو نگاه: دیدگاه علمی و دیدگاه اسلامی به بررسی و نقد قرار میدهیم:
۱. دیدگاه علمی
نخست: مسئله چگونگی به وجود آمدن و ظهور ستاره مربوط علم نجوم میشود. علم نجوم بر پایه رصد، ثبت و محاسبه حرکت اجرامی آسمانی استوار بوده است. در باره قرن ششم قبل از میلاد-زمانیکه تولد بودا به آن نسبت داده میشود-هیچ گزارشی معتبر و موثقی در تمدنهای دارای سنت رصد (چین و بابل…) از ظهور ستارهٔ مخصوص که با این واقعه پیوند خورده باشد، وجود ندارد.
دوم: اگر فرض کنیم در آن زمان چنین اتفاقی صورت گرفته و جرمی پر نور در آسمان دیده شده، پس در چارچوب علم میتواند یکی از اینها باشد:
الف. ستاره دنبالهدار که معمولا از چند مدت در آسمان بهوقوع میپیوندد.
ب. ابر نواختر یا انفجار ستارهای که در علم نجوم این حالت پذیرفته شده است.
ج. مقارنه یا درخشندگی غیر معمول یک سیاره.
اما اینکه چنین رخدادی به تولد یک فرد خاص نسبت داده شود، علم نیز این را نمیپذیرد و تأیید نمیکند.
۲. دیدگاه اسلامی
نخست: در نگاه عقیده اسلامی ستارگان مخلوقات خداوند و تابع نظام آفرینشاند و هیچگونه تأثیر مستقلی در سرنوشت انسانها ندارند. خداوند متعال میفرماید: “إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ يَطْلُبُهُ حَثِيثًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومَ مُسَخَّرَاتٍ بِأَمْرِهِ ۗ أَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ ۗ تَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ”[2]؛ ترجمه: «پروردگارتان خدایی است که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید, آنگاه بر عرش استیلا یافت، شب را بر روز می پوشاند در حالی که آن را به شتاب میطلبد. و خورشید و ماه و ستارگان را در حالیکه به فرمان او مسخرند (آفرید) بدان که خلق و فرمانروایی خاص اوست. بس بزرگ است خداوند، پروردگار جهانیان.»
دوم: خلقت ستارگان حکمتها و اهداف خاصی دارد و برای زینت بخشیدن آسمان، طرد شیاطین از بالا رفتن به آسمان برای شنیدن سخنان فرشتگان، راهیابی انسانها و حکمتهای دیگر الهی آفریده شدهاند؛ نه برای تعیین سرنوشت انسانها یا پیوند دادن حوادث زمینی با حرکت ستارگان. چنانکه خداوند متعال در آیههای متعدد در باره حکمتهای آفرینش ستارگان سخن گفته است.
“وَلَقَدْ زَيَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْيَا بِمَصَابِيحَ وَجَعَلْنَاهَا رُجُومًا لِلشَّيَاطِينِ وَأَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابَ السَّعِيرِ»[3]؛ ترجمه: «و به راستی آسمان نزدیک را با چراغها آراستیم و آنها را (ابزار) سنگسار کردن شیطانها قرار دادیم. وبرای آنان عذاب دوزخ را آماده کردیم.”
“وَهُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ النُّجُومَ لِتَهْتَدُوا بِهَا فِي ظُلُمَاتِ الْبَرِّ وَالْبَحْرِ”[4]؛ ترجمه: «و اوست کسیکه ستارگان را برای شما آفرید تا در تاریکیهای بیابان و دریا با آن ره یابید.»
امام قتاده رحمهالله اهداف آفرینش ستارگان را سه چیز میداند و حکمتها و اهداف غیر از آن را نسبت به ستارگان رد میکند چنانکه گفتهاند: «این ستارگان را خداوند تنها برای سه هدف آفریده است: آنها را زینت آسمان قرار داده، وسیلهای برای راندن شیاطین ساخته و نیز نشانههایی قرار داده تا مردم به وسیلهٔ آنها راه بیابند. پس هرکس برای ستارگان معنایی غیر از اینها قایل شود، در حقیقت از روی رأی و گمان خود سخن گفته، بهرهٔ خویش را تباه کرده و خود را در چیزی انداخته است که دربارهٔ آن هیچ دانشی ندارد.»[5]
همچنان محمد بن کعب رحمهالله بر رد چنین عقیده میگوید: «به خدا قسم، هیچیک از اهل زمین در آسمان ستارهٔ مخصوصی ندارد؛ اما مردم این سخنان را وسیلهای برای کاهنی و غیبگویی قرار میدهند.»[6]
بنابراین معلوم گردید که ستارگان تنها به سه هدف و حکمت آفریده شدهاند و قایل شدن معنای دیگر به آن مثل اینکه بوداییان میگویند: «هنگام تولد بودا ستاره مخصوص در آسمان ظهور کرده است» از روی رأی و گمان است و هیچ حقیقتی ندارد.
ادامه دارد…
بخش قبلی | بخش بعدی
[1]. محمد الحمد، رسائل فی الأدیان والمذاهب، ص ۵۴.
[2]. الأعراف، آیهٔ ۵۴.
[3]. الملك، آیه ٥.
[4]. الأنعام، آیه ٩٧.
[5]. تفسیر ابن کثیر، ج ۸، ص ۱۹۸.
[6]. تفسیر قرطبی، ج ۱۸، ص ۲۱۱.


