الگوی تربیت الهی در خانوادۀ انبیاء علیهمالصلاةوالسلام
بخش هشتادویکم
نشانهای که بر تحقق بشارت برای حضرت زکریا علیهالسلام دلالت داشت
از آنجا که حضرت زکریا علیهالسلام بسیار مشتاق و دلبستۀ داشتن فرزند بود و آرزوی شدید تولد فرزند داشت، از پروردگار خود درخواست نشانهای کرد و گفت:«قَالَ رَبِّ اجْعَل لِّي آيَةً»[1]؛ ترجمه: پروردگارا! برای من نشانهای قرار ده.
مقصود او این بود که علامت و دلیلی برای تحقق وعدۀ الهی دربارۀ فرزند به او داده شود تا دلش آرام گیرد و نفسش اطمینان پیدا کند.
پس خداوند متعال نشانهای به او عطا کرد که با حالت روحی او در هنگام دعا و اجابت آن سازگار بود، و نیز به وسیلۀ آن بتواند حق شکر نعمتی را ادا کند که خداوند در سن پیری به او فرزندی عطا کرده است.
خداوند فرمود:«آيَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلَاثَ لَيَالٍ سَوِيًّا»[2]؛ ترجمه: نشانۀ تو این است که سه شب با مردم سخن نخواهی گفت، درحالی که سالم و تندرست هستی.
مقصود این است که زبان او سه شب از سخن گفتن بازمیایستد، درحالی که هیچ بیماری یا عیب جسمی ندارد.
ابن عباس، مجاهد، عکرمه، وهب، سدی، قتاده و گروهی دیگر رحمهمالله گفتهاند: زبان او بدون بیماری بسته شد و نمیتوانست سخن بگوید.
زید بن اسلم رحمهالله گفته است: او قرآن میخواند و تسبیح میگفت، اما نمیتوانست با قوم خود سخن بگوید مگر با اشاره.
عوفی رحمهالله نیز از ابن عباس رضیاللهعنهما نقل کرده است که مقصود از «ثلاث لیال سویا» سه شب پیدرپی است؛ و این دیدگاه (که نظر بیشتر مفسران نیز هست) صحیحتر میباشد.[3]
چنانکه خداوند در سورۀ آلعمران میفرماید:«قَالَ رَبِّ اجْعَل لِّي آيَةً قَالَ آيَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ إِلَّا رَمْزًا وَاذْكُر رَّبَّكَ كَثِيرًا وَسَبِّحْ بِالْعَشِيِّ وَالْإِبْكَارِ»[4]؛ ترجمه: گفت: پروردگارا! برای من نشانهای قرار ده. فرمود: نشانۀ تو این است که سه روز با مردم سخن نخواهی گفت مگر با اشاره، و پروردگارت را بسیار یاد کن و صبح و شام او را تسبیح بگو.
مالک از زید بن اسلم رحمهماالله روایت کرده است که مقصود از این سه شب آن است که او بدون آنکه لال باشد، توان سخن گفتن با مردم را نداشت. این نشان میدهد که در این سه شب و روز با مردم سخن نمیگفت مگر به اشاره.[5]
ازهمینرو خداوند میفرماید:«فَخَرَجَ عَلَى قَوْمِهِ مِنَ الْمِحْرَابِ فَأَوْحَى إِلَيْهِمْ»[6]؛ ترجمه: پس از محراب (همان جایی که بشارت فرزند به او داده شده بود) نزد قوم خود بیرون آمد و با اشاره به آنان فهماند.
زیرا او از سخن گفتن منع شده بود و تنها میتوانست با اشارۀ دست، سر یا مانند آن با مردم ارتباط برقرار کند.
سپس به آنان اشاره کرد:«أَن سَبِّحُوا بُكْرَةً وَعَشِيًّا»[7]؛ ترجمه: بامدادان و شامگاهان خدا را تسبیح بگویید.
این امر به این معنا بود که آنان نیز در این سه روز با او همراه شوند و افزون بر عبادات معمول، به شکرگزاری خداوند برای نعمتی که به او و آنان بخشیده است بپردازند.[8]
زمخشری در این باره میگوید: اگر بپرسی چرا زبان او از سخن گفتن با مردم بازداشته شد؟ پاسخ این است که تا این مدت را تنها به ذکر خدا اختصاص دهد و زبانش را به چیزی جز یاد خدا مشغول نسازد؛ تا حق شکر آن نعمت بزرگ را که به او عطا شده بود ادا کند. گویی هنگامی که او نشانهای برای شکرگزاری خواست، به او گفته شد: نشانۀ تو این است که زبانت جز برای شکر، تسبیح و ستایش خداوند به کار نرود.[9]
در این آیۀ کریمه و در عمل این پیامبر بزرگ علیهالسلام، درسی مهم برای مسلمانان وجود دارد؛ و آن اینکه هنگام رسیدن هر نعمتی از نعمتهای خداوند متعال، یا هنگام دفع هر بلا و مصیبتی، باید خداوند را حمد و شکر گفت.[10]