
نویسنده: مفتی محمدگل سعید
مقتداء {امام اعظم أبوحنیفة رحمه الله}
مجموعه مقالات
بخش: ۱۴
هوشمندی امام عالیمقام
قصههای هوشمندی و دانش امام عالیمقام بسیار فراوان است؛ عالمان امت مجموعههایی از داستانهای زندگی ایشان را گردآوری کرده و در این موضوع کتابهای مستقلی نگاشتهاند. یزید گفته است: کسی را ندیدهام که از امام اعظم رحمهالله داناتر و پرهیزگارتر باشد.
خارجه بن مصعب گفته است: با نزدیک به هزار تن از علما ملاقات داشتهام که سه یا چهار تن از آنان بسیار دانشمند بودند و یکی از آن دانشمندان، امام اعظم رحمهالله بود. شامی رحمهالله از امام ابویوسف رحمهالله روایت کرده است که شخصی نزد امام اعظم رحمهالله آمد و گفت: من برای همسرم قسم یاد کردهام که با تو سخن نمیگویم تا زمانی که تو با من سخن بگویی؛ او نیز قسم یاد کرد که من هم با تو سخن نمیگویم تا زمانی که تو با من سخن بگویی! اکنون تکلیف ما چیست؟
امام اعظم رحمهالله به او فرمود: برو و با او سخن بگو، قسم بر گردن شما نمیافتد. آن مرد نزد سفیان ثوری رحمهالله رفت و این داستان را بازگو کرد؛ سفیان خشمگین شد و نزد امام اعظم رحمهالله آمد و گفت: چرا مردم را در حرام گرفتار میکنی؟ امام اعظم رحمهالله فرمود: این مرد سؤال خود را از ابتدا بازگو کند. آن مرد دوباره پرسش خود را مطرح کرد و امام اعظم رحمهالله همان پاسخ پیشین را داد. سفیان ثوری رحمهالله پرسید: به چه دلیلی میگویی که قسم بر آنان نمیافتد؟ امام اعظم رحمهالله فرمود: هنگامی که شوهر قسم یاد کرد، پس از آن، همسرش با گفتنِ کلماتِ مربوط به سوگندِ خود، با او سخن گفت؛ پس شوهر از شکستن قسم رهایی یافت. اکنون باید شوهر برود و با همسرش سخن بگوید تا بر زن نیز قسم واقع نشود. سفیان ثوری رحمهالله به ایشان گفت: باریکبینیهای علم برای شما آشکار هستند که ما حتی به آنها توجه نیز نداریم.
شهادت امام ابوحنیفه رحمهالله
امام مظلوم جهان اسلام در زندان ستمگران، سختیها، رنجها و دردهای فراوانی را به جان خرید و تهدید به مرگ را با همتی والا و سعهصدر سپری کرد. در حالی که ایشان روزبهروز به هفتاد سالگی نزدیک میشد و پیکر مبارکش از تدریس و پاسخگویی به پرسشهای مردم گداخته و محاسن شریفش سپید گشته بود، با تمام این شداید و چالشها، هرگز از موضع خود عقبنشینی نکرد و اراده پولادینش ذرهای سستی نپذیرفت. قلب پاک، روح متعالی و ایمان استوار ایشان همچون کوهی در برابر تهدیدها ایستادگی میکرد، اما کالبد ضعیف و ناتوانش دیگر تاب تحمل این همه فشار را نداشت.
چنین بود که آن پیشوای قهرمان و پیرمرد دلاور، در زندانِ ظلم، آهنگ لقای پروردگار کرد و در سال ۱۵۰ هجری قمری، در کمال مظلومیت و بیکسی، در حالی که دیدگانش در چنگال بیرحم وحشت و زنجیرهای خلیفه ستمگر بسته شده بود، از این جهان فانی رخت بربست؛ تا در روز رستاخیز، همان روزی که نه مال و نه فرزند سود بخشند، با دستانی بسته در پیشگاه عدل الهی، حق خویش را از حاکم جائر بگیرد. منصورِ بیرحم دستور داده بود تا به آن امام مظلوم در غذا زهر بخورانند و بدینسان، زندگی آن پیشوای عاجز و بیدفاع به شیوهای ناجوانمردانه خاتمه یافت. برخی نیز بر این باورند که ایشان زیر تازیانههای جلاد به شهادت رسید. البته شواهد قوی و اقوال معتبر حاکی از آن است که امام اعظم رحمهالله در مکانی که وفات یافت، هفت هزار بار قرآن کریم را ختم کرده بود.
در ابتدا، جز چند تن کسی از وفات ایشان آگاه نشد. قاضی حسن بن عماره رحمهالله ایشان را غسل داد و عبدالله بن واقد و ابورجاء هروی بر پیکرشان آب میریختند. قاضی حسن که از علمای نامدار بغداد بود، هنگام غسل میگریست و مناقب امام را بر زبان میآورد. زمانی که خبر شهادت امام به گوش مردم بغداد رسید ــ شهادتی که به احتمال قوی بر اثر تازیانههای منصور رخ داده بود عامه مردم گروهگروه به سوی جنازه روان شدند. موفق مینویسد: «کثرالبکاء عليه» (گریه و ناله بر او بسیار شد). ابورجاء هروی میگوید: «لم أر باكياً أكثر من يومئذ» (تاکنون عزادارانی بیشتر از آن روز ندیده بودم). روایت شده است که تا پنج روز بر مزار ایشان نماز جنازه گزارده میشد و در نهایت، فرزندشان حماد رحمهالله بر پیکر پدر نماز خواند. گفته میشود در نخستین نماز جنازه، پنجاه هزار نفر شرکت نمود و بنا بر روایتی، شخص منصور نیز در آن حضور یافت.
امام ذهبی رحمهالله نگاشته است: «الإمامة في الفقه ودقائقه مسلمة إلى هذا الإمام، وهذا أمر لا شك فيه. وسيرته تحتمل أن تفرد في مجلدين، رضي الله عنه ورحمة. توفي شهيدا مسقيا في سنة خمسين ومئة.»
در جای دیگر مینویسد: «وبلغنا ان المنصور سقاه السم فاسود ومات شهيدا.» ترجمه: به من خبر رسیده است که منصور به امام صاحب در خوراک زهر خورانید و ایشان بر اثر آن به شهادت رسید. علمای مسلمان در سوگ ایشان خطابه های غمانگیز ایراد نموداند؛ چنانکه ابن جریج مکی رحمهالله (متوفی ۱۵۰)، محدث بزرگ و راوی مرکزی صحاح سته، چون از وفات امام آگاه شد، استرجاع نمود و گفت: «ای علم ذهب» (دریغا که دانش از میان رفت) و نیز فرمود: «لقد ذهب معه علم کثير.» ترجمه: خداوند او را رحمت کناد، با وفات او دانش بسیاری در زیر خاک پنهان گشت. ګفته میشود که در نماز جنازه ایشان نزدیک به پنجاه هزار نفر حضور به هم رسانیداند.
داستان شهادت امام اعظم رحمهالله با استناد به کتابهای معتبر و روایات موثق، صحیح قلمداد میشود؛ اگرچه برخی روایات درباره لحظات پایانی عمر ایشان، ممکن است نشاندهنده عشق وافر پیروانشان باشد و بهطور معمول، حوادث مظلومانه با اندکی مبالغه همراه میگردد. با این حال، روایاتی چون شرکت منصور در جنازه، ضمانت وزرای بزرگ و پشیمانی منصور در برابر تأسف عمویش عبدالصمد بن علی، شواهدی هستند که وقوع شهادت تحت تازیانه یا زهر مستقیم در دوران زندان را به چالش میکشند.
در مرثیه امام اعظم رحمهالله، بزرگمرد و عالم نامی، صدقة المغابری که به مستجابالدعوه بودن شهرت داشت، تا سه روز پیاپی این ابیات را زمزمه میکرد:
ذَهَبَ الـفِقْهُ فَـلاَ فِقْهَ لَکُمْ (فقه از میان رفت و دیگر فقیهی ندارید)
فَا تَّقُو الله وَکُوْنُوْا خَلَفاً (از خدا بترسید و جانشینی برای او برگزینید)
مَاتَ نِعمانُ فَمَن هَذَا الَّذِي (نعمان وفات یافت، پس کیست آن که)
يُحيی اللیلَ إِذَ اسْجَفَّاً (این شب تاریک را به سحر رساند)
اقامه نماز صبح با وضوی عشاء به مدت چهل سال
نویسندگان مناقب امام اعظم رحمهالله بر این نکته پایفشاری دارند که ایشان به مدت چهل و پنج سال، نماز صبح را با وضوی نماز عشاء ادا کرده است؛ بدین معنا که شبها به استراحت نمیپرداخت و روزها نیز تا دیرهنگام در حلقهی درس خود، به طالبانِ علم، فقه و حدیث میآموخت. قاضی حسن بن عماره رحمهالله که غسل ایشان را بر عهده داشت، پس از فراغت از غسل، خطاب به پیکر امام اعظم رحمهالله چنین گفت: «رحمك الله لم تفطر منذ ثلاثين سنة ولم تتوسدي يمينك بالليل منذ اربعين سنة كنت أفقهنا و أعبدنا و أزهدنا و أجمعنالخصال الخير و قبرت اذ قبرت الى خير و سنة أتعبت من بعدك.»
ترجمه: خداوند تو را رحمت کناد! تو از سی سال پیش هرگز روزه خود را (جز در روزهای ممنوعه) افطار نکردی و از چهل سال پیش، شبهنگام پهلوی راست خود را برای خواب بر زمین ننهادی. تو در میان ما فقیهترین، عابدترین، زاهدترین و جامعترینِ افراد در خصال نیکو بودی. تو بر خیر و سنت دفن شدی و پس از خود، دیگران را (در پیمودن این راه) به تعب افکندی.
برخی بر این مسئله اعتراض میکنند که در کتب احناف آمده است امام ابوحنیفه چهل سال نماز صبح را با وضوی عشاء خوانده و سپس ادعا میکنند که احناف برای امام خود مقامی برتر از پیامبر (ص) قائل شدهاند (نعوذ بالله من ذلک). در پاسخ به این اعتراض، دو استدلال ارائه میشود:
پاسخ تحقیقی: این اعتراض برخاسته از کمدانشی معترضان است؛ چه آنان باید بدانند که میان «وزن عمل» و «مقدار عمل» تفاوت است. از نظر مقدار، پیامبر علیهالسلام یک حج گزاردند، در حالی که در میان امت کسانی هستند که ده بار به حج رفتهاند. پیامبر علیهالسلام حدود پنجاه سال عبادت کردند، اما در امت کسانی با عمر صد ساله یافت میشوند که هشتاد سال نماز و عبادت به جای آوردهاند. با این حال، از نظر وزن و ارزش، تمامی حجهای بشریت و صحابه به پای یک حج پیامبر (ص) نمیرسد و تمام سجدههای جهانیان با سجدهی ایشان برابری نمیکند. الحمدلله عقیده احناف نیز همین است که چهل سال عبادت امام، ایشان را حتی به مقام یک صحابی عادی هم نمیرساند، چه رسد به مقام والای نبوت.
پاسخ الزامی: شخصی نزد مولانا امین صفدر اوکاروی رحمهالله آمد و پرسید: شما مدعی هستید امام چهل سال با وضوی عشاء نماز صبح خوانده است؛ آیا ایشان همسری نداشت؟ حق او را ادا نمیکرد؟ مولانا امین صفدر پاسخ داد: حقِ این اعتراض تنها برای دو کس محفوظ بود؛ یا همسر امام و یا وکیل او. اکنون بگو تو همسر امامی یا وکیل او؟ آن شخص خاموش گشت. سپس حضرت به او فرمود: منظور از این سخن آن نیست که حتی یک روز هم در این روند وقفه نیفتاده باشد، بلکه این امر عادت غالب ایشان بود و گاه به استراحت و رفع دیگر نیازهای بشری نیز میپرداختند.
ناقلان این واقعه تنها عالمان احناف نیستند، بلکه علمای شافعی، حنبلی و مالکی نیز در زمره بیانکنندگان آن قرار دارند. به عنوان نمونه:
-
امام نووی شافعی در (تهذیب الاسماء، صفحه ۷۰۴).
-
علامه دمیری در (حیات الحیوان، جلد ۱، صفحه ۱۲۲).
-
حافظ ابن حجر عسقلانی شافعی در (تهذیب التهذیب، جلد ۱۰، صفحه ۴۵۰).
-
علامه جلالالدین سیوطی شافعی در (تبیيض الصحیفه، صفحه ۱۵).
-
قاضی حسین بن محمد دیار مالکی در (تاریخ الخمیس، جلد ۲، صفحه ۳۶۶).
-
عبدالوهاب شعرانی شافعی در (کتاب المیزان، جلد ۱، صفحه ۶۱).
-
ابن حجر مکی شافعی در (الخیرات الحسان، صفحه ۳۶).
-
شیخ عبدالقادر جیلانی حنبلی میگوید که درباره چهل تن از تابعین نقل شده است که آنان چهل سال تمام، نماز صبح را با وضوی عشاء ادا کردهاند و سند این مطلب نیز صحیح است.
اکنون از معاندان و عيب جويان میپرسیم که درباره این اکابر علم چه میگویید؟ درباره آن چهل تابعی که همانند امام صاحب، چهل سال با وضوی عشاء نماز صبح گزاردهاند، چه قضاوتی دارید؟ آیا شیخ عبدالقادر جیلانی نیز در بیان وقایع زندگی این چهل بزرگمرد دچار غلو شده است؟ آیا تمام این علمای حنبلی، مالکی و شافعی درباره امام ابوحنیفه راه غلو پیمودهاند؟ «وإلى الله المشتكى».
ادامه دارد…