نویسنده: مهر الله عزیزی
تحلیلی بر تاریخ و باورهای بودیزم
بخش نُهم
سیر تحول و چگونگی گسترش بودیزم در کشورهای جنوب و شمال آسیا: (ادامه)
۲. تحول و گسترش بودیزم در کشورهای شمالی
الف: چین: در ابتدا، آیین بودا از راه روابط تجارتی، تقریباً در اوایل قرن نخست میلادی به چین راه یافت. شماری از تاریخنگاران احتمال میدهند که یک جریان مهم فرهنگی بودایی نیز از مسیر دریا به جنوبشرقی آسیا رسیده و از آنجا، تقریباً در همان دوره، به جنوب چین منتقل شده باشد.[1]
با این همه، در مراحل نخست، این آیین تأثیر خاص چشمگیری بر جامعهٔ چین نگذاشت و توسعۀ منظم و فراگیر آن بعدها، در دوران پادشاهی به نام «مینگتی»، تحقق پذیرفت.
بهنظر میرسد مردم چین پیش از آن، از طریق حکایتهای سیاحان و جهانگردان، آشنایی اندکی با بودا، زندگی و تعالیم او پیدا کرده بودند. این وضعیت ادامه داشت تا زمانی که پادشاهی به نام «مینگتی» از دودمان «هان» بر تخت امپراتوری چین نشست. مورخان نوشتهاند که پس از گذشت مدتی از سلطنت او، به آیین بودا گرایش یافت و علاقه و اشتیاق خاصی نسبت به آن در دلش بهوجود آمد. گفته میشود انگیزهٔ این گرایش، خوابی بود که در آن، پادشاه دید پیکرهای زرین از بودا به درون کاخ او پرواز کرد، در حالیکه سرش همچون خورشید میدرخشید. بر پایهٔ این روایت -که بهاحتمال زیاد رنگ افسانه دارد- امپراتور «هان» گروهی از فرستادگان را به هند فرستاد تا دربارهٔ تعالیم بودا تحقیق کرده و آگاهیهایی به دست آورند. این فرستادگان پس از بازگشت، شمار زیادی از کتابها، آثار و مجسمههای مربوط به بودا را با خود به چین آوردند. امپراتور، برای دو راهب چینی که شوق فراوانی به نشر این آیین داشتند، صومعه و جایگاه خاصی ترتیب کرد و آنان به ترجمهٔ کتابها و متون مقدس بودایی پرداختند. از سوی دیگر، مینگتی در سال ۶۵ میلادی اجازه داد پیکرهها و تماثیل بودا در سراسر کشور برپا شود و راهبان بودایی آزادانه به تبلیغ دین خود در قلمرو امپراتوری بپردازند.[2] بدینسان، تعالیم بودا و آیین بودایی در چین وارد مرحلهٔ گسترش و تثبیت گردید.
بودیزم بیش از دو هزار سال است که در چین حضور داشته است و هماکنون در عصر حاضر هزاران معبد بودایی در سراسر چین وجود دارند که مراسم مذهبی، آداب سنتی، مدیتیشن، و مناسک مختلف در آنها برگزار میشود. این دین در چین شامل چند شاخه مختلف است، که مهمترین آنها عبارتاند از بودیزم هان (چینی)، بودیزم تبتی و بودیزم ترواده، که هرکدام در مناطق خاصی رواج دارند؛ برای مثال، بودیزم تبتی در تبت و بخشهایی از جنوبغربی چین بیشتر دیده میشود.
برآورد تعداد پیروان بودا در چین به روشهای مختلف بسیار متفاوت است، زیرا بسیاری از مردم باورها و اعمال بودایی را با سنتهای دیگر درهم آمیختهاند:
بر اساس آمار رسمی که افراد خود را رسماً بودایی معرفی میکنند، حدود ۴٪ جمعیت بزرگسال چین (بیش از ۴۲ میلیون نفر) بودایی شناخته میشوند. با این حال، اگر باور به بودا و یا آیینهای مرتبط را هم در نظر بگیریم، حدود ۳۳٪ بزرگسالان چینی یعنی بیش از ۳۶۰ میلیون نفر، بیان میکنند که به بودا یا موجودات مقدس بودایی باور دارند یا در مناسک مرتبط شریک میشوند. برخی منابع دیگر هم رقمهای متفاوتی مانند بیش از ۱۰۰ میلیون نفر یا حتی آمارهای دیگر را گزارش دادهاند که باز هم بستگی به روش اندازهگیری دارد.[3]
مکتب بودیزم، علیرغم همه فراز و نشیبهایی که طی چندین قرن، در چین پشت سر گذاشت، سرانجام توانست یکی از سه مکتب مهم چینی تلقی شود، تا آنجا که چین بهعنوان مهمترین کشور بودایی (فرقه مهایانه) جهان بهشمار آید. هر چند بعداز انقلاب کمونیستی در سال ۱۹۴۹ میلادی در چین، حکومت چین روی خوشی به بودیزم نشان نداد و آن را مکتبی ارتجاعی، واپسگرا و متعلق به گذشته تاریخ اعلام کرد و معابد بودایی را بست.[4]
ب: کره: پس از گسترش آیین بودا در چین، این دین در قرن چهارم میلادی به سرزمین کره نیز راه یافت و بهتدریج رواج پیدا نمود. در آن زمان، کره به چند دولت مستقل تقسیم شده بود و در هیچیک از آنها فرهنگ دینیِ سامانیافته و عمیقی وجود نداشت؛ بیشتر مردم پیرو نوعی نیاپرستی (اجدادپرستی) ساده و ابتدایی بودند.
در همین دوره، راهبی بودایی به نام «سوندو» به تشویق یکی از پادشاهان محلی شمال چین به کره سفر کرد و با خود شماری از تماثیل و کتابهای مقدس بودایی را برد. او به تبلیغ و نشر تعالیم این آیین پرداخت و زمینهٔ آشنایی مردم و حاکمان کره را با بودیزم فراهم آورد. در مدت کوتاهی، فرمانروایان دولتهای سهگانهٔ کره، تحت تأثیر تلاش و شور مبلغان بودایی، به این دین گرویدند و عناصر تمدنی و فرهنگی آن را اقتباس کردند. در اواسط قرن ششم میلادی، یکی از پادشاهانی که در جنوبغربی کره حکومت میکرد، گروهی از مبلغان، همراه با تماثیل و کتابهای بودایی، بهعنوان هدیه به دربار امپراتوری جاپان فرستاد.[5]
بدینگونه، کره به یکی از مهمترین مراکز توسعه و گسترش آیین بودا در شرق آسیا مبدل گشت؛ جایگاهی که این مکتب تا امروز نیز در آن کشور حفظ شده و همچنان پیروان زیادی دارد.
چون کره به دو کشور، جنوبی و شمالی تقسیم شده است. ازاینرو، طبق سرشماری که در سال ۲۰۱۵ در کره جنوبی صورت گرفته است، ۵۶.۱ فیصد مردم هیچ وابستگی دینی ندارند. و از ادیان دیگر، ۱۹.۷ فیصد پروتستانت، ۱۵.۵ فیصد بودایی، ۷.۹ فیصد کاتولیک، ۰.۸ فیصد ادیان دیگر از قبیل، کنفسیونیزم، مسیحیت، اسلام و یهودیت و… گزارش شده است؛ و در کرهی شمالی، ۶۰-۷۰ فیصد این مردم بیدین، ۱۰-۱۶ فیصد چوندیزم، ۱-۴ فیصد بودیزم و ۱ الی ۲ فیصد هم مسیحیت حضور داشتهاند.
ج: جاپان: بودیزم (که به نوعی چینی شده بود) در سال ۵۵۲ میلادی از طریق کره وارد جاپان شد. آیین بودا ابتدا با آیین شینتو (آیین بومی جاپان) آمیخته شد و رنگ بومی به خود گرفت و بهتدریج با استقبال عمومی مردم مواجه شد.
برخی از امپراتوران جاپان به این آیین بودا گرویدند و در ترویج آن کوشیدند. شوتوکو (Shōtoku) (۵۷۴–۶۲۱ میلادی)، جانشین امپراتور، در گسترش بودیزم نقش بسیار اساسی داشت. او معابد معروفی ساخت و بر متون مقدس بودایی تفسیر نوشت. پس از آن، آیین بودا به صورت آیینی کاملاً جاپانی شده درآمد و همزیستی مسالمتآمیزی با آیین شینتو داشت و دارای فرقههای متعددی بود. آیین بودا در عصر حکومت سلسلهٔ ادو (Edo) که حدوداً به مدت سه قرن (۱۶۰۳–۱۸۶۷) (از ابتدای قرن هفدهم تا پس از نیمهٔ قرن نوزدهم) حکومت میکرد، رسماً به عنوان «دین ملی» اعلام شد. اما پس از آن، بر اثر بروز گرایشهای شدید ملیگرایانه نسبت به آیین شینتو از یک طرف، و ایجاد شدن حس بیگانگی نسبت به آیین بودا از طرف دیگر، این آیین بودا در معرض تهدید جدی قرار گرفت. بعدها با آمدن مبلغین مسیحی از اروپا و امریکا و تبلیغات آنها علیه آیین بودا، این آیین با تهدیدات بیشتری مواجه شد. اما پس از جنگ جهانی دوم، آیین بودا نه تنها در جاپان بلکه در جهان جان تازهای گرفت و آوازهاش در سراسر گیتی پیچید.[6]
آمارگیری از ادیان جاپان تا حدی پیچیده است، چون بسیاری از مردم همزمان از چند دین پیروی میکنند؛ چنانکه حدود ۷۰ فیصد از جمعیت جاپان بهشکل سنتی پیوند با دین شینتو دارند. تقریباً ۶۷-۶۹ فیصد جمیعت در آمار رسمی با بودیزم تعلق دارند یا در مناسک بودایی اشتراک میکنند. اگر این دو آمار را محاسبه نماییم از ۱۰۰ فیصد بیشتر میشود، این بخاطری است که بیشترین مردم جاپان همزمان از آیین شینتو و بودیزم تبعیت دارند. پیروان مسیحی بخشی کوچکی از جمعیت را، یعنی حدود ۱.۵ فیصد و سایر ادیان ۴ تا ۷ فیصد جمعیت را تشکیل میدهند.
ادامه دارد…
بخش قبلی | بخش بعدی
[1]. بردلی هوکینز، ترجمه: محمدرضا بدیعی، آیین بودا، ص ۷۷.
[2]. جان بی. ناس، مترجم: علیاصغر حکمت، تاریخ جامع ادیان، ص ۱۴۹.
[3]. https://www.pewresearch.org
[4]. فیاض قراپی، ادیان هند، ص ۳۵۱-۳۵۲.
[5]. جان بی. ناس، ترجمهٔ علیاصغر حکمت، تاریخ جامع ادیان، ص ۱۵۲.
[6]. فیاض قراپی، ادیان هند، ص ۳۵۵.


