با توجه به این آیات، اولین سخنی که عیسی علیهالسلام بر زبان راند، اقرار به بندگی خدا است و با این اقرار خود از یک طرف پروردگار خود را از داشتن فرزند منزه داشته و از طرف دیگر مادرش مریم را از ظن و گمانهای باطل قومش تبرئه کرده است.
عیسی علیهالسلام در گهواره مردم را به بندگی خدا دعوت میکند
خداوند به نقل از آنچه عیسی علیه السلام در گهواره به قوم مریم گفت، میفرماید: «وَإِنَّ اللَّهَ رَبِّی وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ هَٰذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِیمٌ(٣٦)»؛ «و به درستی که خداوند پروردگار من و پروردگار شما است؛ پس او را پرستش کنید، این است راه راست [که هر کس از آن پیروی کند، هدایت مییابد و هر کس با آن به مخالفت برخیزد، گمراه میشود].»
اختلاف اهل کتاب در مورد عیسی علیهالسلام
خداوند متعال میفرماید: «فَاخْتَلَفَ الْأَحْزَابُ مِن بَینِهِمْ فَوَیلٌ لِّلَّذِینَ كَفَرُوا مِن مَّشْهَدِ یوْمٍ عَظِیمٍ»؛ «گروههای اهل کتاب [در مورد حضرت عیسی علیهالسلام] با هم دچار اختلاف نظر شدند، وای بر حال کافران در هنگام رویارویی روزی بزرگ».
بعد از آنکه مشخص شد که حضرت عیسی علیهالسلام بندهی خدا و فرستادهی اوست و کلمه و روحی است از جانب خدا که به مریم القا شده است، اهل کتاب دچار اختلاف شدند و عقاید گوناگونی را دربارهی وی ابراز داشتند: جمهور یهودیان او را فرزند زنا و سخن گفتن وی در گهواره را سحر دانستند؛ عدهای دیگر بر این باور بودند که آنکه در گهواره سخن گفته خدا بوده نه عیسی؛ عدهای هم او را پسر خدا خواندند و برخی هم معتقد به تثلیث شدند؛ بعضی هم گفتند: عیسی بندهی خدا و فرستادهی اوست و این همان سخن حقی است که خداوند مؤمنان را به آن هدایت کرده است و خداوند به جز این گروه، دیگر گروهها را که در مورد حضرت عیسی دچار انحراف شده و بر خدا دروغ بسته و مدعی شدهاند که خدا پسر دارد، به شدت تهدید کرده و به آنان تا روز قیامت مهلت داده است.