نویسنده: قاری عبدالستار «سعید»مترجم: سید احمد قریب منیری
شهید حجاب و عفت
بخش: 5
نگاهی به زندگی شهید قاضی عبدالرحمن پغمانی
دیداری که امانالله خان را دگرگون ساخت
در میان تمامی دیدارهای این سفر، ملاقات امانالله خان با مصطفی کمال اتاترک، رهبر ترکیه، بیشترین تأثیر را بر او گذاشت. امانالله خان و اتاترک سرگذشتی تقریباً مشابه داشتند. در سال ۱۹۱۹ میلادی، زمانی که امانالله خان جنگ استقلال افغانستان را علیه بریتانیا آغاز کرد، اتاترک نیز سرگرم مبارزه برای آزادی سرزمینهای اشغالشدهٔ ترکیه از سوی قدرتهای پیروز جنگ جهانی اول بود. پس از دستیابی به استقلال، هر دو رهبر برنامههایی را تحت عنوان ریفورم «اصلاحات» آغاز کردند که هدف آن ایجاد دگرگونیهای بنیادین در جوامع مسلمان خود و نزدیک ساختن آنها به الگوهای تمدن غربی بود.
اتاترک پس از سه سال جنگ استقلال، در سال ۱۹۲۳ میلادی نظام سلطنت را لغو و سیستم جمهوری را در ترکیه اعلام کرد. سپس بهتدریج روند سکولارسازی (بیدینی) را آغاز نمود. یک سال بعد یک قدم به جلو گذاشت، سکولاریسم را رسماً اعلام کرد و اظهار داشت که دین از سیاست جدا است. وی وزارت اوقاف و محاکم شرعی را منحل ساخت، خط عربی را به الفبای لاتین تغییر داد و اعلام کرد که به جای تلاوت قرآن به زبان عربی، ترجمه ترکی آن خوانده شود. همچنین محدودیتهایی بر ساخت مساجد اعمال کرد، امتیازات دولتی امامان و خطیبان را لغو نمود و مساجد تاریخی ایاصوفیه و فاتح را به موزیم تبدیل کرد. اتاترک آشکارا اظهار میداشت که «ماهیت اسلام با تمدن و پیشرفت سازگار نیست.» (العیاذ بالله) و معتقد بود که تنها تمدن موجود، تمدن اروپایی است و ملتهای جهان برای رسیدن به پیشرفت، راهی جز اقتباس از آن ندارند.
در سال ۱۹۲۵ میلادی، نخستین قیام علیه سیاستهای سکولار اتاترک به رهبری شیخ سعید پیران، از مشایخ نقشبندی، آغاز شد که حدود نه ماه ادامه یافت. دولت با شدت تمام این قیام را سرکوب کرد؛ شیخ سعید و ۴۶ تن از نزدیکان او در دیاربکر اعدام شدند و صدها تن دیگر در مناطق مختلف یا به زندان افتادند و یا تبعید گردیدند. اتاترک با لطیفه خانم، دختر یکی از سرمایهداران یهودی شهر ازمیر، ازدواج کرد و بهمنظور ترویج بیحجابی، همراه همسر خود در شهرهای مختلف ظاهر میشد. او همچنین به جای کلاه سنتی (تربوش)، استفاده از کلاه اروپایی را ترویج کرد و برای تضعیف جایگاه تاریخی استانبول، که مرکز خلافت عثمانی بود، پایتخت را به انقره انتقال داد. وی با قاطعیت روند سکولارسازی را دنبال میکرد و مخالفان برنامههای خود را به خیانت ملی متهم ساخته و به مجازات اعدام محکوم میکرد. در سال ۱۹۲۸ میلادی نیز با تصویب قانون اساسی جدید، سکولاریسم را رسمیت بخشید و شش اصل را بهعنوان مبانی حکومت تعیین کرد که در نشان رسمی دولت ترکیه با شش تیر نمادین نمایش داده شده بود. این شش اصل عبارت بودند از: ملیگرایی، دموکراسی، مردم، سکولاریسم، انقلاب و حاکمیت دولت.
اگر به وضعیت افغانستان نیز توجه شود، دیده میشود که امانالله خان، همانند اتاترک، پس از تثبیت قدرت، روند ترویج قوانین و فرهنگ غربی را آغاز کرده بود. تفاوت اصلی در آن بود که اصلاحات امانالله خان با قیام ملا عبدالله روبهرو شد و او ناگزیر شد از بسیاری از برنامههای اصلاحی خود عقبنشینی کند. اکنون که امانالله خان فرصت دیدار مستقیم با اتاترک را یافته بود، طبیعی به نظر میرسد که پرسشهای فراوانی در ذهن داشته باشد و بخواهد بداند که اتاترک چگونه توانسته است اصلاحات خود را با موفقیت اجرا کرده و موانع ناشی از مخالفت روحانیون را از میان بردارد.
عزیز هندی در کتاب «زوال غازی» صفحات ۳۵ تا ۳۹ جزئیات این ملاقات را با تفصیل نقل کرده است. بر اساس روایت وی، چنین به نظر میرسد که امانالله خان در آغاز دیدار، مشکلات و نگرانیهای خود را با اتاترک در میان گذاشته و سپس از او خواسته تا تجربیات و رهنمودهای لازم را برای اجرای موفق اصلاحات در افغانستان با وی شریک سازد. اتاترک نیز با طرح پرسشهای گوناگون تلاش کرده تا از شرایط افغانستان آگاهی یابد و بر همان اساس، توصیههای لازم را ارائه کند. گفتوگوی میان این دو رهبر همفکر به شرح زیر نقل شده است:
اگر شما قصد دارید اصلاحات (ریفورم) مشابه ترکیه را در کشور خود (افغانستان) اجرا کنید، شایستهٔ (برادرما اعلیحضرت) است که پیش از هر چیز، نسبت به چند موضوع اساسی اطمینان حاصل نمایید.
امانالله خان:
بیتردید، همین مسئلهای اساسی است و دقیقاً به همین دلیل، پیش از آغاز اصلاحات، برای مشورت نزد برادر گرامی خود، رئیسجمهور ترکیه، آمدهام.
اتاترک:
امیدوارم به حساسیت این موضوع توجه داشته باشید؛ زیرا اگر اصلاحات به دلیل نارضایتی عمومی با شکست مواجه شود، ممکن است به شورش، قیام و نارضایتی عمومی بینجامد. نخستین پرسش من این است که آیا میزان محبوبیت شما در میان مردم به اندازهای هست که حتی در صورت نارضایتی از اصلاحات، آنان دست به شورش نزنند؟
امانالله خان:
تنها عاملی که میتواند مردم را علیه حکومت تحریک کند، روحانیون هستند. اما چند سال پیش، در جریان قیام منگلها (قیام ملا عبدالله)، قدرت آنان را درهم شکستم و اکنون دیگر توانایی آن را ندارند که علیه حکومت قیام کنند.
اتاترک:
اما اگر فرضاً آنان دوباره علیه حکومت برخیزند، آیا شما از توان نظامی کافی برای سرکوب آنان برخوردار هستید؟
امانالله خان:
کاملاً؛ ما با اتکا به نیروی نظامی خود بهآسانی میتوانیم آنان را سرکوب کنیم.
اتاترک:
میزان محبوبیت شما در میان نیروهای نظامی چگونه است؟ آیا اطمینان دارید که ارتش در هر شرایطی نظم و انضباط نظامی خود را حفظ کرده و به حکومت وفادار خواهد ماند؟
امانالله خان:
کاملاً. من در میان نیروهای نظامی از محبوبیت بسیار بالایی برخوردارم و به وفاداری ارتش اعتماد کامل دارم.
بدین ترتیب، اتاترک به طرح پرسشهای خود ادامه میدهد تا از واقعیتهای عینی افغانستان و حکومت امانی آگاهی بیشتری به دست آورد. برای نمونه، او میپرسد که اگر شورشی رخ دهد و برخی مناطق از کنترل حکومت خارج شوند، این امر بهطور مستقیم بر درآمدهای حکومت تأثیر خواهد گذاشت؛ زیرا مالیات مناطق خارج از کنترل، دیگر به خزانه دولت واریز نخواهد شد. افزون بر آن، در صورت وقوع شورش، احتمال بسته شدن برخی راههای ارتباطی وجود دارد که در نتیجه تجارت و عواید دولتی نیز آسیب خواهد دید. از اینرو، وی میپرسد که آیا دولت در خزانهٔ خود ذخایر کافی برای جبران چنین خساراتی در شرایط اضطراری در اختیار دارد یا خیر.
پس از آن، اتاترک درباره همسایگان افغانستان و روابط حکومت امانالله خان با آنان پرسشهایی مطرح میکند. او بهطور مشخص میخواهد بداند که آیا افغانستان همسایهای دارد که ممکن است از مخالفان حکومت امانی حمایت کند یا نه. امانالله خان در پاسخ به تمامی پرسشهای اتاترک، با اطمینان کامل سخن میگوید و همهٔ خطرات احتمالی مطرحشده را رد میکند. از پاسخهای وی چنین برمیآید که او هیچگونه واکنش خطرناکی را در برابر اصلاحات جدید خود محتمل نمیدانست و به همین دلیل، وضعیت افغانستان را برای اتاترک کاملاً عادی و مناسب توصیف میکرد.
در پایان، اتاترک این پرسش را نیز مطرح میکند که اگر شورشی روی دهد و برای مدت طولانی ادامه یابد، طبعا حکومت با کمبود سلاح، مهمات و سایر نیازهای جنگی روبه رو خواهد شد. در چنین شرایطی، آیا حکومت امانی مرجعی برای درخواست کمک در اختیار دارد؟ امانالله خان در پاسخ اظهار میدارد که اولاً، اوضاع هرگز به چنین مرحلهای نخواهد رسید و دوماً، اگر ضرورتی پیش آید، احتمالاً از دولت ترکیه درخواست کمک خواهد کرد.
پس از آن، اتاترک میگوید:
«اگر شرایط از هر جهت مساعد و مناسب باشد، توصیه من این است که هرچه زودتر اجرای اصلاحات را آغاز کنید.»
وی سخنان خود را چنین به پایان میرساند: «در ترکیه نیز هیچکس از اصلاحات استقبال نکرد و مردم خواهان آن نبودند؛ اما ما آن را با اتکا بر نوک نیزه به اجرا گذاشتیم. هیچ ملتی بهصورت داوطلبانه از باورها، اندیشهها، سنتها و رسوم دیرینهٔ خود دست نمیکشد، مگر آنکه حکومت با قدرت و اجبار آن را بر آنان تحمیل کند.»
دیدار با مصطفی کمال اتاترک چنان بر امانالله خان تأثیر گذاشت که وی پس از بازگشت به کابل، بارها در سخنرانیهای خود از این ملاقات یاد میکرد. او توصیهها و رهنمودهای اتاترک را نسخهای آزموده برای اجرای اصلاحات میدانست و در عمل نیز از آن پیروی میکرد. پس از این دیدار در انقره، امانالله خان به استانبول رفت و سپس روانهٔ ایران شد؛ کشوری که آخرین ایستگاه سفر ششماههٔ خارجی او بهشمار میرفت.
برخی مؤرخان نوشتهاند که هرچند رضاشاه پهلوی، پادشاه ایران، همانند مصطفی کمال اتاترک در ترکیه و سعد زغلول در مصر در پی اجرای سیاستهای غربگرایانه و نوسازی جامعهٔ خود بود، با این حال از اینکه همسر امانالله خان در دیدارهای رسمی بدون حجاب چهره حضور مییافت و با مردان دست میداد، شگفتزده شده بود. همین وضعیت سبب شد که شماری از علمای دینی ایران طی نامهای از امانالله خان بخواهند که همسرش حجاب را رعایت کند؛ زیرا در آن زمان هنوز حجاب زنان در ایران کنار گذاشته نشده بود. با این حال، امانالله خان به این درخواست توجهی نکرد و حتی در شهر مذهبی مشهد، که از مراکز مهم مذهبی شیعیان بهشمار میرفت، ملکه ثریا بدون پوشاندن چهره از اماکن مذهبی دیدن کرد.