نویسنده: قاری عبدالستار «سعید»مترجم: سید احمد قریب «منیری»
شهید حجاب و عفت
بخش: 4
نگاهی به زندگی شهید قاضی عبدالرحمن پغمانی
بحیث قاضیالقضات
پس از آنکه قاضی عبدالرحمن از دومین سفر حج بازگشت، مدتی از حضور در وظیفه خودداری کرد. با این حال، دولت به دلیل شایستگیو توانایی وی در بخش قضایی، استعفای او را نپذیرفت. سرانجام، در سال ۱۳۴۵ هجری قمری، وی به ریاست «دیوان تمیز» منصوب گردید؛ مقامی که در آن زمان حیثیت و جایگاه قاضیالقضات را داشت، زیرا تأیید یا رد نهایی تمامی احکام صادرشده از محاکم کشور در صلاحیت این منصب قرار داشت.
با وجود آنکه امانالله خان از نظر فکری با قاضی عبدالرحمن همسو نبود، استعداد برجستهٔ علمی وی سبب شده بود که او از این شخصیت در یکی از حساسترین و مهمترین نهادهای حکومتی، یعنی دستگاه قضا، بهره گیرد. افزون بر این، امانالله خان همواره از گسترش رشوهخواری و فساد اداری در میان کارگزاران حکومت شکایت داشت. قاضی عبدالرحمن از معدود شخصیتهایی بود که هیچگونه گمانی نسبت به پذیرش رشوه دربارهٔ او وجود نداشت.
نویسندهٔ رساله «مختصرالبیان»در تأیید این ویژگی، نمونهای را چنین روایت میکند:
«در زمانی که قاضی عبدالرحمن منصب قاضیالقضات را بر عهده داشت، پرونده یک قضیه قتل، مربوط به یکی از تاجران سرشناس اندخویِ فاریاب، برای تأیید نهایی به دیوان تمیز ارجاع شد. شاکیان پرونده، برای آنکه رأی محکمه ابتدائیه اندخوی، در مرحلهٔ تمیز نیز تأیید شود، مبلغ هفتاد هزار روپیه کابلی با خود آورده بودند. این مبلغ در آن زمان ثروت هنگفتی به شمار میرفت؛ زیرا حقوق ماهیانه قاضی عبدالرحمن، در منصب قاضیالقضات، تنها پانصد روپیه کابلی بود.
آنان پس از دیدار با قاضی عبدالرحمن، این مبلغ را هم به وی پیشنهاد کردند تا رأی محکمهٔ ابتدائیه را تأیید کند. قاضی عبدالرحمن در پاسخ گفت: «من نسبت به این حکم، برخی اعتراضات دارم که باید از قاضی اندخوی دربارهٔ آنها توضیح بخواهم. اگر پاسخهای وی با موازین شریعت مطابقت داشته باشد و اعتراض برطرف گردد، حکم به تأیید رأی صادر خواهم کرد؛ اما اگر پاسخهای او قانعکننده نباشد و اشکالات برطرف نشود، این رأی را نقض خواهم کرد. آنچه درباره این پول میتوانم بگویم این است که این شریعت است که درستی یا نادرستی یک حکم را تعیین میکند؛ اما هیچ مبلغی نمیتواند حکمی را که از نظر شرعی نادرست است، صحیح جلوه دهد.»۱
در این مقطع، قاضی عبدالرحمن از یکسو نسبت به برخی سیاستها و عملکردهای حکومت انتقاد داشت و از سوی دیگر، شخصی را نیز نمییافت که بتواند دغدغهها و نگرانیهای خود را با او در میان بگذارد. از میان بزرگان خاندان مجددیِ شوربازار، حضرت شمسالمشایخ وفات یافته بود و حضرت نورالمشایخ فضلعمر مجددی نیز پس از عزیمت به سفر حج، به دلیل احساس خطر از ناحیه حکومت امانالله خان، دیگر به افغانستان بازنگشت.
در چنین شرایطی، رویدادی رخ داد که بعدها سرآغاز تحولات و حوادث مهمی در تاریخ افغانستان گردید. در اوایل ماه دسمبر سال ۱۹۲۷ میلادی، امانالله خان سفر تاریخی خود را به اروپا آغاز کرد؛ سفری که نزدیک به شش ماه به طول انجامید. امانالله خان پس از بازگشت با سیمای کاملاً متفاوت و رویکردی نو در برابر مردم خود ظاهر شد.
سفر ششماههٔ امانالله خان به اروپا
سفر امانالله خان یکی از بیسابقهترین و بحثبرانگیزترین سفرها در تاریخ پادشاهان افغانستان به شمار میرود. زمانی که وی از مسیر سپینبولدک ـ چمن وارد قلمرو تحت حاکمیت بریتانیا شد، افزون بر شمار زیادی از مقامهای دولتی، شماری از زنان خانوادهٔ سلطنتی نیز او را همراهی میکردند. این نخستینبار بود که همسر یک پادشاه افغانستان از مرزهای کشور خارج میشد. در این سفر، ملکه ثریا، خواهر وی (بیبی خورد)، خواهر امانالله خان (نورالسراج)، و یک خدمتکار زن ترک نیز در جمع همراهان حضور داشتند.۱
سفر امانالله خان در شهرهای کویته، کراچی و بمبئی بدون مشکل سپری شد؛ اما هنگامی که کاروان سلطنتی به بندر پورت سعید مصر رسید، ملکه ثریا روبند خود را از چهره برداشت و به جای آن از یک نقاب جالی دار استفاده کرد. اندکی بعد همان نقاب را نیز کنار گذاشت و با چهرهٔ آشکار ظاهر شد. زمانی که او همراه با نورالسراج، خواهر امانالله خان، در کنار ساحل دریا قدم میزد، عکاسها از آنان عکس گرفتند و این تصاویر بهسرعت در روزنامههای مختلف جهان منتشر شد.
ملک فواد، پادشاه مصر، که همچون امانالله خان دیدگاههای لیبرال داشت، از پادشاه افغانستان بهگرمی استقبال و پذیرایی کرد. با این حال، در میان مردم عام مصر دربارهٔ او اظهار نظرهای گوناگونی وجود داشت. در آن زمان، جامعهٔ مصر صحنهٔ تقابل اندیشههای غربگرایانه و اسلامی بود و یکی از مهمترین موضوعات مورد بحث، نوع پوشش و لباس به شمار میرفت. کلاه لبهداری که امانالله خان بر سر داشت، در مصر نماد تجددخواهی و گرایش به فرهنگ غرب تلقی میشد. برخی از مردم مصر معتقد بودند که با چنین کلاهی نمیتوان نماز ادا کرد؛ زیرا هنگام سجده، پیشانی بهطور کامل با زمین تماس پیدا نمیکند. عالمان جامع الازهر تصمیم گرفته بودند که از امانالله خان، بهعنوان رهبر یک کشور مستقل اسلامی، بهطور رسمی استقبال کنند؛ اما این مراسم لغو شد، زیرا پوشش و لباس امانالله خان با معیارها و آداب رایج در محافل رسمی الازهر آن زمان سازگار دانسته نمیشد.
پس از ورود به ایتالیا، امانالله خان با پادشاه آن کشور، ویتوریو امانوئل، و نخستوزیر، بنیتو موسولینی، دیدار مشترکی انجام داد. سپس او همراه با پادشاه و ملکهٔ ایتالیا در یک خودروی روباز در مراسم و برنامههای رسمی حضور یافت. ملکه ثریا همراه با پادشاه در یک موتر روباز نشسته بود و با چهرهای آشکار در کنار وی قرار داشت. در ایتالیا، ملکه ثریا رفتاری کاملاً مشابه زنان اروپایی اختیار کرده بود. یکی دیگر از دیدارهای مهم امانالله خان در این کشور، ملاقات با پاپ یازدهم، رهبر کلیسای کاتولیک مسیحی بود. این نخستین بار بود که رهبر مذهبی کاتولیکهای جهان با پادشاه کشوری دیدار میکرد که در آن هیچ جمعیت مسیحی کاتولیک حضور نداشت. امانالله خان در جریان این دیدار، برای خشنودی پاپ، برخلاف واقعیت اظهار داشت که شمار زیادی از مسیحیان کاتولیک در افغانستان زندگی میکنند.
امانالله خان پس از دریافت عالیترین نشان دولتی ایتالیا، یعنی نشان «آنزیاتا»، آن کشور را ترک کرد و راهی فرانسه شد. وی نخستین روزهای اقامت خود را در شهر ساحلی «نیس» سپری کرد. او اظهار میداشت که میخواهد همهٔ جلوههای تمدن اروپا را از نزدیک مشاهده کند. در همین راستا، از یک قمارخانه نیز دیدن کرد. هرچند خود در قمار شرکت نکرد، اما بازی قمار شوهر خواهرش، محمدحسن، را از نزدیک تماشا نمود.
پس از نیس، امانالله خان به «پاریس» رفت. در آنجا، رئیسجمهور فرانسه و شماری از عالیرتبهترین مقامهای دولتی برای استقبال رسمی از وی حضور یافتند. در مراسم استقبال، زمانی که ملکه ثریا دست خود را برای مصافحه به سوی رئیسجمهور فرانسه، «گاستون دومرگ» دراز کرد، وی دست ملکه را فشرد و سپس آن را بوسید. تصویری که از این صحنه ثبت شد، بعدها به یکی از عکسهای مشهور و جنجالبرانگیز آن سفر تبدیل گردید.
امانالله خان سپس عازم آلمان شد. دولت آلمان با اعطای کمکهای مالی سخاوتمندانه، وامها و هدایای ارزشمند از وی استقبال نمود. در برلین (غلامصدیق چرخی، وزیر امور خارجه و از اعضای بلندپایه هیئت همراه پادشاه)، در مصاحبهای اظهار داشت که پس از آلمان، هیئت افغانستان به انگلستان خواهد رفت تا با سرسختترین دشمنان خود یعنی انگلیسها، دیدار کند. با این حال، هنگامی که امانالله خان وارد لندن شد، مقامهای بریتانیایی با چنان احترام و تشریفات از او استقبال کردند که نگرش وی نسبت به انگلیسیها بهگونهٔ اساسی و بنیادی دگرگون شد.
خانوادهٔ سلطنتی بریتانیا با برگزاری ضیافتهای رسمی و اختصاصی، از امانالله خان پذیرایی کردند. یکی از تصاویر مشهور این دیدارها، عکسی بود که در آن امانالله خان هنگام ادای احترام برای بوسیدن دست ملکهٔ بریتانیا خم شده بود. این تصویر نیز بعدها بازتاب گستردهای یافت و بحثهای فراوانی را برانگیخت.۱
مقامهای بریتانیایی با استفاده از یک هواپیمای ویژه، امکان مشاهده شهر لندن از فراز آسمان را برای امانالله خان فراهم ساختند. همچنین، به وی فرصت داده شد تا در «رصدخانه گرینویچ» بر روی خط نصفالنهار مبدأ، که با نوار نقرهای مشخص شده است، به گونهای بایستد که پای راستش در نیمکره غربی و پای چپش در نیمکره شرقی زمین قرار گیرد. هیئت افغانستان از یکی از کارخانههای مشهور اسلحهسازی بریتانیا نیز بازدید کرد. در آنجا، ملکه ثریا برای آزمایش میزان مقاومت یک جلیقه ضدگلوله که بر تن یک مجسمه پوشانده شده بود، چند گلوله به سوی آن شلیک کرد تا استحکام آن را ارزیابی کند. پوهنتون آکسفورد درجهٔ دکتورای افتخاری حقوق مدنی را به امانالله خان اعطا کرد. روابط وی با اعضای خانوادهٔ سلطنتی بریتانیا تا آن اندازه صمیمانه شده بود که در یکی از مهمانیهایی که به میزبانی همسر دومین پسر پادشاه، دیوکس، برگزار شده بود، هنگامی که مترجمی ایرانی برای ترجمهٔ گفتوگوها حاضر شد، امانالله خان او را مرخص کرد تا بتواند از گفتوگو، شوخی، خنده و معاشرت دوستانه با استفاده از حرکات دست و اشارات، بدون واسطهٔ مترجم لذت ببرد.
در واپسین روزهای سفر، امانالله خان و ملکه ثریا بارها اظهار میکردند که خاطرات لندن هرگز از ذهن آنان پاک نخواهد شد. آنان در مقایسه با فضای فرانسه و آلمان، از محیط پرنشاط و شکوفای بریتانیا ستایش میکردند و آن را نشانهای از عظمت امپراتوری بریتانیا میدانستند. امانالله خان دربارهٔ دستاوردهای این سفر به همفریز، یکی از مقامهای بریتانیایی، گفته بود که در مدت سه هفته، در زمینهٔ تحکیم دوستی میان افغانستان و انگلستان، به اندازهای پیشرفت حاصل شده است که وزارت امور خارجه او طی چندین سال نتوانسته بود به آن دست یابد. هنگام ترک لندن، امانالله خان برای انتقال هدایای دریافتی، ده موتر باربری درخواست کرد تا آنها از طریق کشتی و از مسیر کراچی به کابل ارسال شوند.
پس از آن، امانالله خان از چند کشور دیگر اروپایی نیز دیدن کرد و سپس از راه آلمان و پولند به اتحاد جماهیر شوروی رفت. هرچند ژوزف استالین با وی دیدار نکرد، اما از او با تشریفات بسیار باشکوه استقبال شد. به افتخار وی چندین محفل رقص و اجرای ارکستر برگزار گردید و در پایان، هدایای ارزشمندی از جمله دو طیاره و دو تانک به او اهدا شد. سپس امانالله خان از راه دریای سیاه به ترکیه رفت. هنگام ورود به انقره، مصطفی کمال اتاترک، رهبر ترکیه (همفکر امانالله خان)، شخصاً در ایستگاه راهآهن برای استقبال از وی حضور یافت و در مراسم خوشامدگویی، امانالله خان او را از هر دو طرف صورت بوسید.[1]