نویسنده: عبدالله زمانی

فراماسونری

بخش پنجاه‌ویکم

چگونه با ماسونی‌ها و یهود مبارزه کنیم؟
در این مبحث، به بررسی راه‌ها و شیوه‌هایی می‌پردازیم که فرد مسلمان را به مقابله با جریان ماسونیت در جهان، به‌ویژه در کشورهای اسلامی، رهنمون می‌سازد؛ جریانی که در سراسر جهان اسلام گسترش یافته و آثار و نفوذ خود را در بخش‌های مختلف آن پراکنده است. آنچه در اینجا بیان می‌شود، مجموعه‌ای از وظایف و اقداماتی است که هر مسلمان باید در مسیر مقابله با این حرکت، ایستادگی در برابر آن و دفع شرّ آن انجام دهد.
۱-  سامان‌دهی برنامه‌های تربیتی و آموزشی:
نخستین گام، تجدیدنظر در نظام تربیتی و تعلیمی و معارف است؛ زیرا فرزندان، ستون‌های امت و سرمایۀ آینده به‌شمار می‌آیند. لازم است در تمام آنچه به آنان تعلیم داده می‌شود، دقت شود تا در درجۀ اول، سطح اخلاقی آنان ارتقا یابد و در درجۀ دوم، رشد فکری و علمی آنان تقویت گردد. در این مسیر، باید از ورود مفاهیم و اصول بیگانه که با هویت اسلامی و ملی سازگار نیستند، جلوگیری شود؛ چراکه امت اسلامی خود دارای ارزش‌ها، اصول و الگوهایی است که نه‌تنها برای خود، بلکه برای تمام جهان کفایت می‌کند.
با این حال، واقعیت نشان می‌دهد که توجه از الگوهای اصیل اسلامی برداشته شده و به‌سوی الگوهای بیگانه سوق یافته است؛ به‌گونه‌ای که شخصیت‌های تاریخی و قهرمانان اسلامی کنار گذاشته شده و به‌جای آن‌ها، شخصیت‌های غیراسلامی به‌عنوان الگو معرفی می‌شوند.
همچنین مفاهیمی مانند آزادی، عدالت و پیشرفت، از نظر غیراسلامی تعلیم داده می‌شود، درحالی‌که اسلام خود دارای تعریف جامع و متعادلی از این مفاهیم است و دربردارندۀ نظامی کامل برای تحقق عدالت اجتماعی، همبستگی و پیشرفت است. این بزرگترین نفوذ یهودیان و فراماسون‌ها در سیستم تعلیمی و معارف کشورهای اسلامی تلقی می‌گردد.
این وضعیت نشان‌دهندۀ نوعی غفلت از هویت دینی و فرهنگی است؛ گویا جامعۀ اسلامی، به‌جای تکیه بر منابع خود، به‌دنبال الگوگیری از دیگران رفته و در نتیجه دچار نوعی سردرگمی شده است. درحالی‌که زندگی، عرصۀ تلاش، رقابت و پیشرفت است، لازم است امت اسلامی نیز با بهره‌گیری از ظرفیت‌های خود، زمینه‌های پیشرفت در عرصه‌های کشاورزی و صنعتی را فراهم کند و به جایگاه شایستۀ خود بازگردد.
در گذشته، مسلمانان توانسته بودند میان پیشرفت مادی و ارزش‌های اخلاقی توازن برقرار کنند و به دستاوردهای بزرگی دست یابند؛ اما در شرایط کنونی، دین اسلام از جایگاه اصلی خود در هدایت جامعه کنار زده شده و حتی در نظام‌های تعلیمی کشورهای اسلامی، اهمیت آن کاهش یافته است. در برخی موارد، درس دین کم‌اهمیت تلقی شده و نقش آن در تربیت نسل جدید نادیده گرفته شده است.
افزون بر این، در برخی کشورها، فرصت‌های تعلیمی و علمی به‌جای آن‌که بر اساس شایستگی تقسیم شود، در اختیار گروه‌های خاصی قرار گرفته که نه‌تنها شایستگی لازم را ندارند، بلکه در مواردی به منافع ملت‌های خود نیز پایبند نیستند. در نتیجه، افراد متدین، توانمند و متعهد از این فرصت‌ها محروم شده‌اند.
از سوی دیگر، گسترش مظاهر فساد در جامعه، به‌ویژه در میان جوانان، موجب تضعیف بنیان‌های اخلاقی شده است. برخی برنامه‌ها و فضاهای اجتماعی به‌نام پیشرفت و آزادی، در عمل به انحراف نسل جوان منجر شده و روحیۀ عزت، عفت و مسئولیت‌پذیری را در آنان تضعیف کرده است.
درحالی‌که همین نسل باید در آینده، مسئولیت دفاع از جامعه و ساختن آن را بر عهده گیرد.
بنابراین، اصلاح نظام تربیتی و آموزشی، ایجاد محیطی سالم برای رشد جوانان، و بازگشت به ارزش‌های اصیل اسلامی، از ضروری‌ترین اقدامات برای تقویت جامعه و مقابله با هرگونه تهدید خارجی به‌شمار می‌آید.
۲  سامان‌دهی اداری و اقتصادی:
بخش دوم، به «اصلاح نظام اداری و اقتصادی» اختصاص دارد. یکی از اصول اساسی در ادارۀ جامعه، قرار دادن «فرد مناسب در جایگاه مناسب» است؛ اما در بسیاری از موارد، این اصل نادیده گرفته شده و افراد بر اساس روابط، وابستگی‌های سیاسی یا منافع شخصی، در مناصب مهم قرار گرفته‌اند.
این امر موجب ناکارآمدی، گسترش فساد و تضعیف ساختارهای اداری و اقتصادی شده است.
در نتیجۀ این وضعیت، بخش‌های تولیدی و صنعتی با مشکلات جدی مواجه شده‌اند، بهره‌وری کاهش یافته و زیان‌های اقتصادی افزایش پیدا کرده است. فساد مالی، رشوه و سوءاستفاده از منابع عمومی گسترش یافته و فاصلۀ طبقاتی افزایش یافته است؛ به‌گونه‌ای که گروهی اندک از ثروت‌های کلان برخوردار شده‌اند، درحالی‌که بخش وسیعی از مردم با مشکلات اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کنند.
این شرایط، نه‌تنها موجب تضعیف اقتصاد ملی شده، بلکه توان جامعه را برای مقابله با تهدیدات خارجی نیز کاهش داده است؛ زیرا جامعه‌ای که از نظر اقتصادی ضعیف باشد، نمی‌تواند در برابر فشارها و تهدیدات مقاومت کند.
ازاین‌رو، لازم است اصلاحات اساسی در نظام اداری و اقتصادی کشورهای اسلامی صورت گیرد؛ از جمله اجرای عدالت، حاکمیت قانون برای همه ، حفظ کرامت مردم، حمایت از تولید داخلی و تقویت بخش کشاورزی.
تنها در چنین شرایطی است که جامعه می‌تواند به سطحی از قدرت و ثبات برسد که توان مقابله با دشمنان را داشته باشد.
ادامه دارد…

بخش قبلی | بخش بعدی

Share.
Leave A Reply

Exit mobile version