نویسنده: مهر الله  عزیزی

تحلیلی بر تاریخ و باورهای بودیزم

بخش شانزدهم

تعالیم (آموزه‌های) بودیزم (ادامه)
۱۰. لغو نظام طبقاتی
هندوییزم و بودیزم بر مشروعیت یا عدم مشروعیت نظام طبقاتی اختلاف شدید دارند؛ چنان‌که هندوییزم بر نظام طبقاتی قایل است و جامعه را به چهار طبقه اصلی تقسیم می‌کند که آن‌ها عبارت‌اند از:
۱. برهمنان (Brahmins): طبقهٔ روحانیان، کاهنان و معلمان دینی؛ بالاترین طبقهٔ اجتماعی که انجام مناسک دینی و آموزش وداها بر عهدهٔ آنان بوده است.
۲. کشاتریه‌ها (Kshatriyas): طبقهٔ پادشاهان، جنگجویان و حاکمان؛ که آن‌ها مسئول ادارهٔ جامعه و دفاع از آن هستند.
۳. ویشیه‌ها (Vaishyas): طبقهٔ تجاران، کشاورزان و کسبه‌کاران که آن‌ها مسئول اقتصاد و تولید هستند.
۴. شودره‌ها (Shudras): طبقهٔ خدمت‌کاران و کارگران؛ پایین‌ترین طبقه که وظیفه‌شان خدمت به طبقات بالاتر می‌باشد.
علاوه بر این چهار طبقه، گروهی به نام نجس‌ها (دالیت‌ها) وجود دارند که خارج از نظام طبقاتی شمرده می‌شوند و از بسیاری حقوق اجتماعی محروم بوده‌اند.
اما بودیزم بر لغو نظام طبقاتی تأکید دارد. بودا در این باره می‌گوید: «همان‌گونه که رودهای بزرگ، هنگامی که به دریا می‌ریزند، نام‌های خود را از دست می‌دهند، طبقات چهارگانه نیز زمانی که انسان وارد این نظام شود و شریعت آن را قبول نماید، اعتبار و اثر خود را از دست می‌دهند.»[1]
آنچه بودا به آن دعوت می‌کرد، در حقیقت رهبانیت است؛ و در نظام رهبانی، همهٔ انسان‌ها با یکدیگر برابر محسوب می‌شوند. با این حال، بر این دیدگاه ایرادی وارد شده است و آن این‌که لغو نظام طبقات را مشروط به ورود به آیین بودایی دانسته و خودِ برابری را به‌عنوان یک اصل مستقل و ذاتی برای همهٔ انسان‌ها مطرح نکرده است.
اما اسلام، اصل برابری را به‌عنوان یک قاعدهٔ کلی میان همهٔ انسان‌ها اعلام نموده است. خداوند متعال می‌فرماید: “يا أيها الناس إنا خلقناكم من ذكر وأنثى وجعلناكم شعوبا وقبائل لتعارفوا إن أكرمكم عند الله أتقاكم”؛[2] ترجمه: «ای مردم! ما شما را از یک مرد و یک زن آفریدیم و شما را ملت‌ها و قبیله‌ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید؛ همانا گرامی‌ترینِ شما نزد خداوند، پرهیزگارترینِ شماست.»
این آیه همهٔ انسان‌ها را مخاطب قرار می‌دهد، نه فقط مؤمنان را. همچنین به اصل خلقت اشاره می‌کند که همهٔ مردم از یک پدر و یک مادر سرچشمه گرفته‌اند؛ ازاین‌رو، هیچ جایگاهی برای برتری‌جویی، تفاوت نژادی و نظام طبقاتی باقی نمی‌ماند.[3]
۱۱. زن و آیین بودیزم
در نزد بوداییان، زن یک موجود خطیر تلقی ‌می‌شود. در اوایل بودا برای پذیرش زنان به‌عنوان پیروان دینش نظر خاصی نداشت، بلکه دوست داشت تا زنان در حلقه‌های آنان داخل نشوند. اما بعد از اصرار چندبارگی یکی از نزدیکانش به این امر، به پیوستن زنان با جماعه و پیروان خود موافقت نمود.
در این مورد پروفیسور «رادها کریشنان»، معاون پیشین ریاست‌جمهوری هند، در تحقیق یادشده می‌نویسد: «زن هندی در عصر بودا منزوی و گوشه‌نشین نبود؛ با این حال، بودا در پذیرش زنان به‌عنوان پیروان دین خود تردید زیاد داشت. روزی یکی از نزدیکان او، که پسرکاکایش «آنندا» بود، از وی پرسید: «ای سرور! با زنان چگونه رفتار کنیم؟» بودا جواب داد: «به آنان نگاه نکنید؛ و اگر ناگزیر به نگاه شدید، با آنان سخن نگویید؛ و اگر با ما سخن گفتند، از آنان کاملاً بر حذر باشید.»[4]
«آنندا» از حامیان زن به‌شمار می‌رفت و پسرکاکا و خدمت‌گزار خاص بودا بود. او بطور مداوم بر بودا اصرار می‌کرد تا سرانجام بودا با پیوستن زنان به جماعت و پیروان خود موافقت کرد؛ اما با وجود این، ورود زنان را برای جامعهٔ بودایی خطری می‌دانست. او روزی به «آنندا» گفت: «اگر زنان را به جمع خود نمی‌پذیرفتیم، این نظام پاک مدت طولانی‌تری دوام می‌پذیرفت ؛ اما حالا که زنان در میان ما داخل شده‌اند، گمان نمی‌کنم دوام چندانی داشته باشد.»
همچنین از بودا نقل شده است که گفته بود: «نظام پس از من می‌تواند هر یک از سنت‌هایش را که برای اهداف و حیاتش زیان‌بار می‌بیند، تغییر دهد.» علامه «رادها کریشنان» بر این باور است که بودا با این سخن، به پیروان خود اجازه داده است که اگر وجود زنان را برای دعوت و آیین خویش خطرناک دیدند، آنان را از جمع خود بیرون کنند.[5]
ادامه دارد…

بخش قبلی | بخش بعدی


[1]. احمد الشلبی، ادیان الهند الکبری، ص ۱۶۹.

[2].  سورهٔ حجرات، آیهٔ ۱۳.

[3]. همان، ص ۶۹.

[4]. الادیان الوضعیة، ص ۲۲۴.

[5]. احمد الشلبی، ادیان الهند الکبری، ص ص ۱۷۰.

Share.
Leave A Reply

Exit mobile version