نویسنده: م. مهرالله عزیزی

تحلیلی بر تاریخ و باورهای بودیزم

بخش: ۳۹

حکم رهبانیت در اسلام (ادامه)
ج: حکم رهبانیت در اسلام از نگاه فقر
تفکر بودایی و مسیحی، فقر را به‌عنوان راه اساسی و مهم برای داخل  شدن در رهبانیت قرار داده‌اند و در این مسیر به گودال تفریط فرو رفته‌اند. در حقیقت دعوت به فقر از جانب آیین‌های مزبور از آنجا برخواست که آیین برهمنی و یهودیت در عرصۀ مادیات به افراط رو آوردند؛ ازاین‌رو، آیین بودایی در برابر افراط برهمنی برخاست و مردم را به فقر و ترک مالکیت و نگاه بدبینانه به زندگی دعوت نمود.
از طرف دیگر آیین مسیحی هم در مقابل اندیشۀ مادی‌گرایی یهودیت به شدت به مبارزه برخواست و آن‌ها را از حرص و افراط در این مسیر، بازداشت و برای‌شان گفت که: «گذشتن شتر از سوراخ سوزن آسان‌تر است از این‌که یک انسان ثروتمند وارد ملکوت خدا شود.» به این طریق در عرصۀ مادیات، آیین‌های بودیزم، مسیحیت و یهودیت به افراط و تفریط رو آوردند. بودایی‌ها و مسیحیان با کناره‌گیری کامل از دنیا و روآوری به زندگی فقیرانه به تفریط مبتلا شدند و یهودیان و برهمنیان با تمسک و حرص شدید به دنیا به افراط رو آوردند.
درحالی‌که این‌گونه افراط و غلو را مشاهده می‌کنیم، عظمت اسلام آشکار می‌گردد؛ دینی که انسان را مکلف می‌سازد تا زندگی را در چارچوب برنامۀ الهی آباد بسازد، برنامه‌ای که بر اصل خلافت انسان در زمین و میانه‌روی استوار بوده‌است. ازهمین‌رو، اسلام با مادی‌گرایی افراطی مخالفت کرده و می‌فرماید:
«مَنْ كَانَ يُرِيدُ الْعَاجِلَةَ عَجَّلْنَا لَهُ فِيهَا مَا نَشَاءُ لِمَنْ نُرِيدُ ثُمَّ جَعَلْنَا لَهُ جَهَنَّمَ يَصْلَاهَا مَذْمُومًا مَدْحُورًا»[1]؛ ترجمه: «هر کس تنها زندگی زودگذر دنیا را بخواهد، آنچه را بخواهیم برای هر که اراده کنیم در همین دنیا به او می‌دهیم؛ سپس دوزخ را برایش قرار می‌دهیم تا نکوهیده و رانده‌شده در آن داخل شود.»
و برای مادی‌گرایان و کسانی‌که دل به دنیا بسته و به آن آرام گرفته‌اند، واضح می‌سازد که دنیا ارزشی ندارد که انسان همۀ توان خود را در پی آن مصرف کند:
«إِنَّمَا مَثَلُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا كَمَاءٍ أَنْزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الْأَرْضِ مِمَّا يَأْكُلُ النَّاسُ وَالْأَنْعَامُ حَتَّى إِذَا أَخَذَتِ الْأَرْضُ زُخْرُفَهَا وَازَّيَّنَتْ وَظَنَّ أَهْلُهَا أَنَّهُمْ قَادِرُونَ عَلَيْهَا أَتَاهَا أَمْرُنَا لَيْلًا أَوْ نَهَارًا فَجَعَلْنَاهَا حَصِيدًا كَأَنْ لَمْ تَغْنَ بِالْأَمْسِ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ»[2]؛ ترجمه: «همانا مثال زندگی دنیا مانند آبی است که از آسمان نازل کرده‌ایم، سپس گیاهان زمین که خوراک مردم و چارپایان است، به‌وسیلۀ آن درهم می‌آمیزد؛ تا زمانی‌که زمین زیبایی خود را می‌گیرد و آراسته می‌شود و باشندگان آن گمان می‌برند که بر آن تسلط دارند، ناگهان فرمان ما در شب یا روز فرا می‌رسد و آن را چنان درو شده می‌گردانیم که گویا دیروز هیچ نبوده است؛ این‌گونه آیات را برای مردمی که می‌اندیشند، به تفصیل بیان می‌کنیم.»
همچنان می‌فرماید: «وَاضْرِبْ لَهُمْ مَثَلَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا كَمَاءٍ أَنْزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الْأَرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِيمًا تَذْرُوهُ الرِّيَاحُ وَكَانَ اللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ مُقْتَدِرًا»[3]: ترجمه: «و برای آنان مثال زندگی دنیا را بیان کن: همانند آبی که از آسمان فرو فرستادیم و گیاهان زمین با آن درآمیخت، سپس خشک و خرد شد و بادها آن را پراکنده ساخت؛ و خداوند بر هر چیزی تواناست.»
اسلام تنها به بیان این حقیقت‌ها بسنده ننمود، بلکه سرگذشت و سرانجام مادگرایان و کسانی‌که در محبت و حرص دنیا غوطه‌ور شده‌اند را نیز برای ما در قرآن بیان کرده است. این یادآوری‌ها فقط برای عبرت‌گیری از حالات و سرگذشت‌ آنان بوده است؛ چنان‌که در قرآن از نمرود، فرعون، قارون و نیز داستان صاحب دو باغ و… ذکر شده است. این نمونه‌ها به خوبی نشان می‌دهند که رفاه‌زدگی و دلبستگی زیاد و افراطی به دنیا سرانجام به هلاکت و زیان بزرگ دنیوی و اخروی می‌انجامد‌.
خداوند متعال برای مهارکردن ثروت و مادگی‌گرایی و سیر افراطی در این مسیر را به شکل زیبا بیان نموده است؛ چنان‌که فرموده‌اند: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ * إِنْ يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَيَأْتِ بِخَلْقٍ جَدِيدٍ * وَمَا ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ بِعَزِيزٍ»[4]؛ ترجمه: «ای مردم! همۀ شما به خدا نیازمندید، و تنها خداوند است که بی‌نیاز و شایستۀ تعریف است. اگر بخواهد، شما را از میان می‌برد و آفریدگانی تازه به‌جای شما می‌آورد، و این کار برای خداوند هرگز دشوار نیست.»
این آیه نشان می‌دهد که انسان هر اندازه ثروت و سرمایه هم داشته باشد با آن هم به خداوند محتاج است. باید به او تعالی سر تسلیم نهد و ثروت باعث غرور و طغیان نشود.
غیر از این‌که دین اسلام افراط در عرصۀ مادیات و کسب دنیا را ممنوع قرار داده، همچنان با همان قوت با تفریط در زندگی و رهبانیت انحرافی نیز به شدت مخالفت کرده است؛ زیرا تفریط و اختیار زندگی آمیخته با فقر مطلق و کناره‌گیری از نعمت‌ها و لذت‌های مشروع دنیوی باعث به هدر رفتن نیرو‌های سازنده، ویرانی زندگی و ناشکری در مقابل نعمت‌های پروردگار می‌شود.
در این مورد آیه‌های فراوانی وجود دارد که از افراط و تفریط در امور دینی و دنیوی منع کرده و به اعتدال و میانه‌روی تأکید نموده است:
«وَرَهْبَانِيَّةً ابْتَدَعُوهَا مَا كَتَبْنَاهَا عَلَيْهِمْ إِلَّا ابْتِغَاءَ رِضْوَانِ اللَّهِ فَمَا رَعَوْهَا حَقَّ رِعَايَتِهَا فَآتَيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا مِنْهُمْ أَجْرَهُمْ وَكَثِيرٌ مِنْهُمْ فَاسِقُونَ»[5]؛ ترجمه: «و رهبانیتی را خودشان پدید آوردند؛ ما آن را بر آنان فرض نکرده بودیم، جز برای طلب خشنودی خدا، اما آن‌گونه که شایسته بود آن را رعایت نکردند؛ پس به کسانی از آنان که ایمان آوردند پاداش‌شان را دادیم، و بسیاری از آنان نافرمان بودند.»
همچنان می‌فرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُحَرِّمُوا طَيِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكُمْ وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ»[6]؛ ترجمه: «ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید! چیزهای پاکیزه‌ای را که خداوند برای شما حلال کرده، بر خود حرام نسازید و از حد تجاوز نکنید؛ بی‌گمان خداوند تجاوزکاران را دوست ندارد.»
بنابراین اسلام دینی میانه و اعتدال است، نه افراط را به رسمیت شناخته و نه تفریط را می‌پذیرد. در همه حال و در تمامی امور پیروان خود را به اعتدال و میانه‌روی توصیه می‌کند.
در اسلام روش چنین است: «برای دنیایت چنان کار کن که گویی همیشه زنده‌ای، و برای آخرتت چنان عمل کن که گویی فردا می‌میری.»؛ یعنی انسان باید میان دنیا و آخرت توازن برقرار کند؛ اسلام به آدم اجازه می‌دهد که مال و دارایی داشته باشد، عزت اقتصادی پیدا کند و با فقر مبارزه کند. در عین حال، دستور می‌دهد که زکات بدهد و نسبت به مال، دلبستگی افراطی نداشته باشد؛ یعنی انسان دنبال لذت‌های دنیا باشد، اما نه آن‌قدر که همۀ هدف زندگی‌اش فقط جمع‌کردن مال و رسیدن به خوشی‌های دنیوی شود، طوری که این‌ها را هدف اصلی بداند، نه وسیله.
اسلام با دعوت به زهد می‌خواهد جلو مادّه‌پرستی و غرق‌شدن در دنیا را بگیرد، تا دل انسان اسیر مال نشود و در عوض، عزت نفس و اعتماد به خدا در وجودش پیدا شود. با این حال، اسلام هرگز لذت‌بردن از نعمت‌های حلال دنیا را منع نمی‌کند.[7] چنان‌که خداوند می‌فرماید: «قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَالطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ»[8]؛ «چه کسی زینت الهی (و پوشیدنی هایی) را که الله برای بندگانش پدید آورده و خوراکی‌های حلال و پاک را حرام کرده است؟»
ادامه دارد…

بخش قبلی | بخش بعدی


[1]. الإسراء: ۱۸.
[2]. يونس: ۲۴.
[3]. الكهف: ۴۵.
[4]. فاطر: ۱۵-۱۷.
[5]. الحديد: ۲۷.
[6]. المائدة: ۸۷.
[7]. الأدیان الوضعیة، ص ۲۷۶.
[8]. الأعراف: ۳۲.
Share.
Leave A Reply

Exit mobile version