نویسنده: مهر الله عزیزی
تحلیلی بر تاریخ و باورهای بودیزم
بخش پانزدهم
تعالیم (آموزههای) بودیزم (ادامه…)
۷. ممنوعیت شکار حیوانات
در تعالیم بودیزم، از شکارکردن حیوانات کاملاً منع شده است. یک بودایی حق ندارد حیوانی را بکشد، نه برای سرگرمی مانند شکار و نه حتی از روی جدیت مانند ذبح کردن برای خوردن و تناول.
بودا برای پیروان خود توصیه کرده است که با حیوانات مهربان باشند و آن را برادر خود در خلقت بدانند و هرگز آن را پایینتر از خود ندانند.
در بودیزم، شکار عملی است که از خشونت و خواهش نفسانی سرچشمه میگیرد و این باعث تولید کارمای منفی میشود. چون از نظر بودیزم هر عمل خلاف اصول آنها، پیامد منفی در زندگی دارد و سبب ادامهٔ رنج در تناسخ (چرخه تولد و مرگ) میشود.
شکار، کشتن حیوان و حتی مشارکت غیرمستقیم در آن، برای راهبان بودایی، به شدت ممنوع قرار داده شده است و تخلف نسبت به آن میتواند حتی منجر به اخراج راهب از جماعت راهبان گردد؛ اما به پیروان عادی چنین نیست، آنها فقط از نظر اخلاقی به پرهیز از شکار توصیه میشوند، اما اگر کسی آن را انجام دهد، مثل راهب مجرم شمرده نمیشود، البته این کار برای پیروان عادی سبب افزونی کارمای منفی میگردد.
۸. تأکید بر محبت و مهربانی با مخلوقات
محبت و مهربانی نزد بوداییان از جمله کارهای مهمتر و خاص بهشمار میآید. بودا در این باره به شدت توصیه و تأکید داشته و گفته است که همه کارهای نیک با انواع مختلفش، به یکششم فضیلت محبتی که دل را از آلودهگیهای شر آزاد میسازد، نمیرسند.
از نظر بودیزم، محبت باید محدود به خانواده، قوم یا همفکران نباشد، بلکه همه موجودات را دربر بگیرد؛ انسان، حیوان، دوست و حتی دشمن را. به باور آنان، محبت دل را از کینه، خشم و حسد پاک میکند و همین پاکی انسان را به آرامش درونی و نیروانا میرساند.
با این حال، بین تعالیم بودایی و رفتار بعض پیروان آن فاصلهٔ زیادی وجود دارد. در سالهای اخیر، در کشور میانمار، گروههایی از بوداییان افراطی، برخلاف اصل محبت و مهربانی که در تعالیم بودا تأکید شده، دست به خشونتهای بزرگی علیه مسلمانان روهینگیا زدهاند.
این رویدادها نشان میدهد که تعالیم اخلاقی، هرچند در سطح نظری ارزشمند باشند، وقتی تعصبات قومی، سیاسی و دینی غالب شود، ممکن است در عمل نادیده گرفته شوند.
۹. ثروت و مالداری
از جمله تعالیم مهم بودا، دیدگاه او نسبت به ثروت و دارایی است. وقتی کسانی میخواستند وارد این آیین بشوند، بودا تشویق میکرد تا از اموال و داراییهای خود دست بکشند، سپس کاسهٔ گدایی خویش را برداشته و بهجمع پیروان بپیوندند.
این دیدگاه کلی بودا نسبت به ثروت است. با این حال، او توضیح بیشتری داده که نشان میدهد این گرایش غالب بوده است؛ زیرا ثروت در بیشتر موارد، صاحب خود را به بند میکشد، دل او را به خود مشغول میسازد و خود به هدفی مستقل تبدیل میشود.
اما اگر دل انسان شیفتهٔ ثروت نباشد و انسان بندهٔ آن نشود و ثروت هدف نهایی به شمار نرود، بلکه جمعآوری آن برای مصرف در راههای درست باشد، در آن صورت ثروت نه بلا و نقمت است و نه شرّ، بلکه نعمتی و مایهٔ برکت برای انسان میشود. همین نگاه در مورد زندگی و قدرت نیز صدق میکند.
از جمله مسائل مرتبط با ثروت، دیدگاه بودا دربارهٔ کار و بیکاری است. از سیاست کاسهگردانی و سؤالکردن واضح میشود که بودا به نوعی گرایش به ترک کار داشت. از همین رو، روزی یکی از پیروان آیین جینی از او پرسید: آیا تو مردم را به رها کردن کار و کنار گذاشتن پیشهها و هنرها دعوت میکنی؟ بودا در پاسخ گفت: من دعوت میکنم به ترک هر کاری که زشت است و انسان را به سوی بدیها میکشاند؛ اما در کنار آن، مردم را به انجام هر آنچه برای بدن، گفتار و اندیشه نیکو است دعوت مینمایم. همچنان به انجام هر کاری دعوت میکنم که به خیر و سعادت بینجامد. با این همه، شیوهٔ زندگی بودا در مجموع با روحیهٔ کاردوستی سازگار نبود.[1]
ادامه دارد…
بخش قبلی | بخش بعدی
[1]. الأدیان الوضعیة، ص ۲۲۲.
