نویسنده: م. مهرالله عزیزی
تحلیلی بر تاریخ و باورهای بودیزم
بخش سیوششم
حکم رهبانیت در اسلام (ادامه)
اسلام دینی معتدل و میانه است که حقوق روح و جسم را با هم در نظر میگیرد. انسان از جسم و روح تشکیل شده است و هرکدام نیازها، خواستهها و تمایلات خاص خود را دارند.
جسم دارای خواهشها و شهوتهاست، و روح نیز حقوق و نیازهای خاص خود را دارد. جسم، بهسبب آنکه از خاک آفریده شده و طبیعتی مادی دارد، خواستههایش در محدودۀ غرایز و تمایلات نفسانی خلاصه میشود؛ ازهمینرو، خوراک آن در خوردن، نوشیدن و برآوردهساختن نیازهای مادی است.
در مقابل، روح بهدلیل سرشت نورانیاش، میلان به دینداری و عبادت دارد؛ بنابراین غذای آن عبادت، اطاعت و اندیشیدن در عظمت آسمانها و زمین است.
از حکمتهای الهی این است که انسان را با چنین سرشتی آفریده؛ زیرا این طبیعت با مأموریتی که به او سپرده شده -یعنی آبادانی و خلافت در زمین- هماهنگ است.[1]
انسان از جهت بُعد مادی و خاکی خود، توانایی دارد که در زمین تلاش کند، آن را آباد سازد، بهبود بخشد، و گنجینهها و نعمتهایی را که خداوند در آن نهاده، کشف کند و نیروهای گوناگون آن را -به اذن الهی- در جهت منفعت خویش و انجام مسئولیتش به کار گیرد.
و از جهت بُعد روحانی و آسمانیاش، آمادگی آن را دارد که به افقهای برتر اوج گیرد، به جهانی والاتر بنگرد و به سوی حیاتی بهتر و پایدارتر گرایش پیدا کند.[2]
پس تا زمانیکه انسان از روح و جسم تشکیل یافته و هرکدام حقی دارند، بیتوجهی به حق یکی، بیگمان به زیان دیگری تمام میشود.
زیادهروی، افراط است و کوتاهی، تفریط و تقصیر؛ و هرگونه افراط و تفریط، انحراف از راه درست بوده و امری ناپسند است. بنابراین، لازم است میان بُعد مادی و بُعد روحی انسان توازن برقرار باشد. اکنون این سوال مطرح میشود که آیا انسان در سایۀ ادیان غیرالهی و قوانین بشری توانسته است این توازن را برقرار کند؟[3]
عقاد میگوید: روح و جسم در نگاه قرآن کریم، دو رکن اساسی وجود انساناند که حیات انسانی به هر دو وابسته است. هیچیک از این دو نباید به سود دیگری نادیده گرفته شود. پس برای مؤمن جایز نیست که به بهانۀ توجه به روح، حق جسم را پایمال کند، و نیز روا نیست که به نام رسیدگی به جسم، حق روح را از میان ببرد. افراط در هر دو سو ناپسند است و هیچکدام مورد رضایت نیست؛ و خداوند بهترین راه را نشان میدهد.[4]
از بزرگترین امتیازاتی که اسلام به انسان داده، این است که حق بهرهمندی از زندگی و نعمتهای آن را برای او به رسمیت شناخته است؛ مانند خوردن، نوشیدن، ازدواج و بهرهبرداری از مال. این حقوق در چارچوبی تنظیم شده که به سود انسان و در جهت حفظ دین، عقل، جان و روح اوست.[5]
دانشمند فرانسوی «محمد اسد» -که اسلام را پذیرفت- میگوید: در میان همۀ ادیان، تنها اسلام است که به انسان اجازه میدهد از نعمتهای دنیا بهره ببرد، بدون آنکه از مسیر معنوی و روحانی خود منحرف شود.[6]
خداوند متعال در آیههای متعدد برای انسانها توصیه داشته است که از نعمتها و رزقهای حلال پرودگار بهخوبی استفاده کنند، بخورند و بیاشامند ولی اسراف نکنند؛ چنانکه فرموده است:
«يَا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُوا مِمَّا فِي الْأَرْضِ حَلَالًا طَيِّبًا وَلَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ»[7]؛ ترجمه: «ای مردم! از آنچه در زمین است، حلال و پاکیزه بخورید و از گامهای شیطان پیروی نکنید؛ زیرا او دشمن آشکار شماست.»
«هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ ذَلُولًا فَامْشُوا فِي مَنَاكِبِهَا وَكُلُوا مِنْ رِزْقِهِ وَإِلَيْهِ النُّشُورُ»[8]؛ ترجمه: «او همان ذاتی است که زمین را برای شما رام و نرم ساخت؛ پس در اطراف آن راه بروید و از روزی او بخورید، و بازگشت همه به سوی اوست.»
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُحَرِّمُوا طَيِّبَاتِ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكُمْ وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ وَكُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلَالًا طَيِّبًا وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي أَنْتُمْ بِهِ مُؤْمِنُونَ»[9]؛ ترجمه: «ای کسانیکه ایمان آوردهاید! چیزهای پاکیزهای را که خدا برای شما حلال گردانیده، بر خود حرام نکنید و از حد نگذرید؛ زیرا خداوند تجاوزکاران را دوست ندارد. و از آنچه خداوند روزی شما ساخته، حلال و پاکیزه بخورید، و از خدایی پروا کنید که به او ایمان دارید.»
ازاینرو، قرآن کریم انسان را به کار و تلاش در زندگی، حرکت در زمین، استفاده از نعمتهای پاکیزه و لذت بردن از آنچه خداوند برای بندگانش آفریده، دعوت میکند. در عین حال، او را به پاکی، آراستگی و اعتدال فرا میخواند و از مسکرات، مواد زیانآور و هر آنچه به جسم آسیب میرساند، بازمیدارد.
در کنار این، انسان را تشویق میکند تا برای آخرت آماده شود و توشه بردارد؛ از راه ایمان به خدا، عبادت خالصانه، ارتباط پیوسته با او و یاد همیشگیاش که دلها را آرام میسازد.
همچنان با انجام عبادات گوناگون چون نماز، روزه، زکات، حج، عمره، صدقه، دعا، توبه، توکل، خوف و امید، نیکی و جهاد در راه خدا، و دیگر اعمال ظاهری و باطنی.[10]
امام قرطبی رحمهالله میگوید: علمای ما -خداوند بر آنان رحم کند- دربارۀ این آیه و آیات مشابه آن، و نیز احادیثی که در همین معنا آمده، گفتهاند که اینها ردّی است بر افراد افراطی در زهد و کسانیکه از ازدواج کنارهگیری میکنند؛ زیرا هر یک از این گروهها از راه درست منحرف شده و از حقیقت دور افتادهاند.
طبری رحمهالله میگوید: برای هیچ مسلمانی جایز نیست که چیزی از نعمتهای پاکیزهای را که خداوند برای بندگان مؤمنش حلال کرده -مانند خوراک، پوشاک و ازدواج- بر خود حرام کند، حتی اگر گمان کند که استفاده از آنها ممکن است برایش سختی یا مشکل ایجاد کند. به همین دلیل، پیامبر صلیاللهعلیهوسلم، عثمان بن مظعون رضیاللهعنه را از ترک ازدواج منع کرد.
پس روشن میشود که در ترک چیزهایی که خدا حلال کرده، هیچ فضیلتی نیست؛ بلکه فضیلت و نیکی در انجام کارهایی است که خداوند بندگانش را به آن تشویق کرده، و خود پیامبر صلیاللهعلیهوسلم به آن عمل نموده، برای امت خود سنت قرار داده، و پیشوایان هدایتیافته نیز همان راه را دنبال کردهاند.[11]
همچنان طَبرسی یادآور شده است که در این آیات، نشانهای بر نهی از رهبانیت و ترک ازدواج وجود دارد.[12]
ادامه دارد…
بخش قبلی | بخش بعدی
[1]. الرهبانیة المسیحیة وموقف الاسلام منها، ص ۱۱۵.
[2]. یوسف القرضاوی،الخصائص العامة للانسان، ص ۱۲۸.
[3]. الرهبانیة المسیحیة وموقف الاسلام منها، ص ۱۱۵.
[4]. العقاد، الإنسان فی القرآن، ص ۲۷.
[5]. الإسلام والعالم المعاصر ص ۳۱۴.
[6]. محمد اسد، الإسلام علی مفترق الطرق، ص ۲۸.
[7]. البقرة: ۱۶۸.
[8]. الملک: ۱۵.
[9]. المائدة: ۸۷–۸۸.
[10]. الرهبانیة المسیحیة وموقف الإسلام منها، ص ۱۲۱.
[11]. تفسیر القرطبی، ج ۶، ص ۲۶۲.
[12]. تفسیر الآلوسی، ج ۷، ص ۹.


