ترجمه: موسی به او گفت: آیا اجازه میدهی از تو پیروی کنم تا از آنچه خداوند از دانش هدایتبخش به تو آموخته است، به من نیز بیاموزی؟ خضر گفت: تو هرگز نمیتوانی در همراهی با من شکیبا باشی. و چگونه میتوانی بر چیزی شکیبایی کنی که از حقیقت آن آگاهی نداری؟ موسی گفت: اگر خدا بخواهد، مرا شکیبا خواهی یافت و در هیچ فرمانی از تو نافرمانی نخواهم کرد. خضر گفت: پس اگر از من پیروی میکنی، دربارۀ هیچ کاری از من سؤال مکن تا خودم در وقت مناسب حقیقت آن را برایت بیان کنم.
آیات قبل نشان داد که حضرت موسی علیهالسلام با تحمل سختیهای فراوان، راهی سفری طولانی شد تا به دیدار حضرت خضر علیهالسلام برسد و از دانش الهی او بهرهمند گردد. در این آیات، قرآن کریم بخشی از گفتوگوی علمی و تربیتی میان این دو پیامبر بزرگ علیهماالسلام را بیان میکند.
پس از آنکه حضرت موسی علیهالسلام خود را معرفی کرد، با نهایت تواضع، ادب و احترام از خضر علیهالسلام درخواست نمود که اجازه دهد شاگرد او باشد و از دانشی که الله به وی عطا کرده است، بهرهمند گردد.[2] نکتۀ قابل توجه این است که موسی علیهالسلام، با وجود مقام والای نبوت و رسالت، هرگز خود را بینیاز از آموختن ندانست، بلکه با فروتنی کامل، خود را در جایگاه یک طالبِ علم قرار داد.
حضرت خضر علیهالسلام میدانست که دانشی که خداوندمتعال به او عطا کرده، از نوع علم لَدُنّی است؛ دانشی که بر پایۀ حکمتهای پنهان الهی استوار است و ظاهر برخی از اعمال او با احکام ظاهری شریعت ناسازگار به نظر میرسد.[3]
ازاینرو، به موسی علیهالسلام فرمود: «إِنَّكَ لَن تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْرًا * وَكَيْفَ تَصْبِرُ عَلَى مَا لَمْ تُحِطْ بِهِ خُبْرًا»[4]؛ ترجمه: تو توان شکیبایی در همراهی با من را نداری؛ زیرا اعمالی خواهی دید که حکمت آنها را نمیدانی و طبیعی است که انسان در برابر چیزی که حقیقت آن را نمیشناسد، شکیبا نباشد.
در واقع، خضر علیهالسلام میخواست به موسی علیهالسلام بیاموزد که قضاوت دربارۀ حوادث، بدون شناخت همۀ ابعاد آن، ممکن است انسان را به داوری نادرست بکشاند.[5] حضرت موسی علیهالسلام که از پیامبران اولوالعزم علیهمالصلاةوالسلام بود و سالها با دشوارترین شرایط و سرکشترین قومها روبهرو شده بود، با اطمینان پاسخ داد: «سَتَجِدُنِي إِن شَاءَ اللَّهُ صَابِرًا وَلَا أَعْصِي لَكَ أَمْرًا»[6]؛ ترجمه: اگر الله بخواهد، مرا شکیبا خواهی یافت و در هیچ دستوری از تو سرپیچی نخواهم کرد.
نکتۀ مهم آن است که موسی علیهالسلام صبر خود را به مشیت الهی وابسته ساخت؛ زیرا میدانست که موفقیت در انجام هر کاری تنها با توفیق الله امکانپذیر است.[7]
پس از مشاهدۀ علاقه و جدیت حضرت موسی علیهالسلام، خضر علیهالسلام با همراهی او موافقت کرد؛ اما شرطی اساسی برای این همراهی قرار داد: «فَإِنِ اتَّبَعْتَنِي فَلَا تَسْأَلْنِي عَن شَيْءٍ حَتَّى أُحْدِثَ لَكَ مِنْهُ ذِكْرًا»[8]؛ ترجمه: اگر همراه من شدی، دربارۀ هیچیک از کارهای من سؤال یا اعتراض نکن تا زمانی که خودم زمان مناسب را برای توضیح و بیان حکمت آن فرا برسانم.
حضرت موسی علیهالسلام نیز این شرط را پذیرفت و بدین ترتیب، سفر علمی و تربیتی آن دو آغاز شد.[9]