الگوی تربیت الهی در خانوادۀ انبیاءعلیهمالصلاةوالسلام
بخش صدوسیویکم
الگوهای تربیتی داستان حضرت موسی علیهالسلام (ادامه)
آموزۀ بیست وچهارم: رنج خانواده در نظامهای فاسد و آرامش آن در پرتو اسلام
خانواده در بنیاسرائیل، در سایۀ حکومت فرعونی، از امنیت، آرامش و ثبات برخوردار نبود؛ زیرا نظام فرعونی حتی کانون خانواده و مایۀ آرامش و دلخوشی آن را نیز تهدید میکرد. تعرض به کودکان بیگناه، هنگامی به فجیعترین شکل خود رسید که فرعون دستور کشتن پسران بنیاسرائیل را صادر کرد و خانوادهها را در سوگ فرزندان خویش نشاند. آنان رنج و اندوهی را تحمل میکردند که آثار آن میتوانست تا پایان زندگی با آنان همراه باشد.
این، ویژگی نظامهای ظلم و استبداد در هر عصر است؛ نظامهایی که نه برای اندوه مادر داغدیده ارزشی قائلاند، نه از پیامدهای فروپاشی خانوادهها بیم دارند و نه رنج خانوادههایی را در نظر میگیرند که نانآور خود را از دست داده، اعضای آن پراکنده و کودکان آن بیسرپرست میشوند.
در مقابل، اسلام با مجموعهای از احکام و آموزههای اخلاقی و اجتماعی، خانواده را مورد حمایت قرار داده و زمینۀ زندگی کریمانه، آرامش، ثبات و انسجام آن را فراهم ساخته است. یکی از جلوههای روشن رحمت اسلام نسبت به خانواده، توجه ویژه به رابطۀ عاطفی میان مادر و فرزند و تلاش برای جلوگیری از جدایی آنان است.
پیامبر اکرم صَلَّیاللَّهُعَلَيْهِوَسَلَّمَ شدت رحمت الهی نسبت به بندگان را با محبت مادر نسبت به فرزند مقایسه کرده است. حضرت عمر بن خطاب رضیاللهعنه روایت میکند که گروهی از اسیران نزد رسول الله صَلَّیاللَّهُعَلَيْهِوَسَلَّمَ آورده شدند. در میان آنان زنی بود که به دنبال فرزند خود میگشت و هرگاه کودکی را مییافت، او را به خود میچسباند و شیر میداد. پیامبر اکرم صَلَّیاللَّهُعَلَيْهِوَسَلَّمَ از اصحاب پرسید: «آیا به نظر شما این زن ممکن است فرزندش را در آتش بیفکند؟ گفتند: خیر، تا زمانی که توانایی داشته باشد، چنین نخواهد کرد. پیامبر اکرم صَلَّیاللَّهُعَلَيْهِوَسَلَّمَ فرمود: «لَلَّهُ أَرْحَمُ بِعِبَادِهِ مِنْ هَذِهِ بِوَلَدِهَا»[1]؛ ترجمه: قطعاً خداوندﷻ نسبت به بندگانش از این زن نسبت به فرزندش مهربانتر است.
این روایت، علاوه بر بیان گستردگی رحمت الهی، اهمیت پیوند عاطفی میان مادر و فرزند را نیز نشان میدهد؛ پیوندی که در نظام تربیتی اسلام مورد توجه و احترام قرار گرفته است.
ازهمینرو، در احکام مربوط به اسیران نیز بر جلوگیری از جدایی اعضای خانواده تأکید شده است. در روایات آمده است که جدا کردن مادر از فرزندش مورد نهی قرار گرفته است. پیامبر اکرم صَلَّیاللَّهُعَلَيْهِوَسَلَّمَ فرمود: «مَنْ فَرَّقَ بَيْنَ وَالِدَةٍ وَوَلَدِهَا، فَرَّقَ اللهُ بَيْنَهُ وَبَيْنَ أَحِبَّتِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ.»[2]؛ ترجمه: «هرکس میان مادری و فرزندش جدایی افکند، خداوند در روز قیامت میان او و محبوبانش جدایی خواهد افکند.»
همچنین از حضرت علی رضیاللهعنه روایت شده است که کنیزی را همراه با فرزندش به دست آورد و قصد داشت آن دو را از یکدیگر جدا کند؛ پیامبر اکرم صَلَّیاللَّهُعَلَيْهِوَسَلَّمَ او را از این کار بازداشت و فرمود: «هر دو را با هم بفروش یا هر دو را با هم نگه دار.»[3]
در روایت دیگری آمده است که زنی از اسیران نزد پیامبر اکرم صَلَّیاللَّهُعَلَيْهِوَسَلَّمَ شکایت کرد که فرزندش فروخته شده است. پیامبر صَلَّیاللَّهُعَلَيْهِوَسَلَّمَ با شنیدن اندوه او، دستور داد فرزندش را برایش بازگردانند.[4]
همچنین عبدالله بن مسعود رضیاللهعنه نقل میکند که هنگامی که گروهی از اسیران نزد پیامبر اکرم صَلَّیاللَّهُعَلَيْهِوَسَلَّمَ آورده میشدند، ایشان خانوادهها را تا حد امکان از یکدیگر جدا نمیکرد و اعضای یک خانواده را در کنار یکدیگر قرار میداد.[5]
این روایات نشان میدهد که نگاه اسلام به خانواده، نگاهی صرفاً حقوقی و مادی نیست؛ بلکه پیوندهای عاطفی و روانی میان اعضای خانواده نیز مورد توجه جدی قرار گرفته است. از این منظر، حفظ رابطۀ مادر و فرزند، پدر و فرزند و دیگر اعضای خانواده، بخشی از رحمت و عدالت اسلامی به شمار میرود.
رحمت اسلام حتی از روابط انسانی فراتر رفته و حیوانات و موجودات دیگر را نیز دربر گرفته است. عبدالله بن مسعود رضیاللهعنه میگوید: در سفری همراه پیامبر اکرم صَلَّیاللَّهُعَلَيْهِوَسَلَّمَ بودیم. در مسیر، پرندهای را دیدیم که دو جوجه داشت. ما جوجههایش را برداشتیم. پرنده آمد و از شدت اضطراب بالهای خود را بر زمین میگسترد. پیامبر اکرم صَلَّیاللَّهُعَلَيْهِوَسَلَّمَ فرمود: «مَنْ فَجَعَ هَذِهِ بِوَلَدِهَا؟ رُدُّوا وَلَدَهَا إِلَيْهَا.»[6] ترجمه: «چه کسی این پرنده را با گرفتن فرزندش اندوهگین کرده است؟ جوجهاش را به او بازگردانید.»
از این مجموعه آموزهها میتوان دریافت که حفظ خانواده و حمایت از پیوندهای عاطفی میان اعضای آن، یکی از جلوههای مهم رحمت در نظام تربیتی و اجتماعی اسلام است.در مقابل، نظامهای فاسد و استبدادی با تعرض به امنیت خانواده، کشتن کودکان، جداسازی اعضای خانواده و ایجاد ترس و ناامنی، بنیان طبیعی و تربیتی خانواده را متزلزل میسازند.
بنابراین، داستان حضرت موسی علیهالسلام و سرگذشت بنیاسرائیل، در کنار بیان مبارزه با ظلم، اهمیت امنیت خانواده و ضرورت حمایت از مادر، کودک و روابط خانوادگی را نیز به ما میآموزد. خانواده زمانی میتواند رسالت تربیتی خود را بهدرستی انجام دهد که از امنیت، آرامش و حمایت برخوردار باشد؛ زیرا تربیت نسل صالح در محیطی آکنده از ترس، خشونت و فروپاشی خانوادگی بسیار دشوار است.