الگوی تربیت الهی در خانوادۀ انبیاءعلیهمالصلاةوالسلام
بخش صدوهفدهم
الگوهای تربیتی داستان حضرت موسی و خضر علیهماالسلام
آموزۀ سوم: حضرت موسی علیهالسلام؛ پیشگام سفر در راه کسب دانش
دستیابی به علم و معرفت، جز با به زحمت انداختن نفس، تحمل رنج و تلاش جسمی، جستوجوی سرچشمههای دانش، شناخت صاحبان علم و تحمل دشواریهای سفر و هجرت علمی میسر نیست. حضرت موسی علیهالسلام، با آنکه پیامبری بود که وحی الهی بر او نازل میشد و به مقام «کلیمالله» مفتخر بود و دانش خود را مستقیماً از پروردگار متعال دریافت میکرد، همین که آگاه شد بندهای از بندگان خدا در موضوعی دانشی فراتر از او دارد، بیدرنگ به سوی او رهسپار شد و سختیها و دشواریهای سفر را به جان خرید. ازاینرو، بر پایۀ آنچه میدانیم، حضرت موسی علیهالسلام نخستین کسی است که سنت سفر برای طلب علم را بنیان نهاد.
قرآن کریم و سنت نبوی نیز بر اهمیت این سنت علمی تأکید کردهاند.
– تأکید قرآن کریم بر سفر برای تحصیل علم
الله متعال میفرماید: «فَلَوْلَا نَفَرَ مِن كُلِّ فِرْقَةٍ مِّنْهُمْ طَائِفَةٌ لِّيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِيُنذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ»[1]؛ ترجمه: پس چرا از هر گروهی از آنان، جمعی کوچ نمیکنند تا در دین آگاهی و تفقه پیدا کنند و هنگامی که به سوی قوم خود بازگشتند، آنان را هشدار دهند، باشد که پرهیزگار شوند.
علامه فخرالدین رازی رحمهالله در تفسیر این آیه مینگارد: هرگاه تحصیل دانش جز با سفر امکانپذیر نباشد، سفر بر انسان واجب میشود؛ اما اگر در وطن نیز امکان فراگیری علم وجود داشته باشد، سفر واجب نیست. بااینحال، از آنجا که ظاهر آیه بر مشروعیت سفر برای کسب دانش دلالت دارد، تجربه نیز نشان میدهد که علم پربرکت و سودمند غالباً از رهگذر سفر به دست میآید.[2]
همچنین در تفسیر آیه:«وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِفَتَاهُ لَا أَبْرَحُ حَتَّى أَبْلُغَ مَجْمَعَ الْبَحْرَيْنِ أَوْ أَمْضِيَ حُقُبًا»[3]؛ ترجمه: و آنگاه که موسی به جوان همراه خود گفت: دست از این سفر برنمیدارم تا به محل تلاقی دو دریا برسم، یا سالیان دراز به راه خود ادامه دهم.
فخر رازی رحمهالله مینویسد: این سخن حضرت موسی علیهالسلام بیانگر آن است که او خود را برای تحمل سختترین رنجها و دشوارترین سفرها به منظور فراگیری علم آماده کرده بود. این آیه نشان میدهد که اگر شاگرد برای فراگیری حتی یک مسئلۀ علمی، از مشرق تا مغرب زمین نیز سفر کند، این کار شایسته و پسندیده است.[4]
امام قرطبی رحمهالله نیز مینویسد: این آیات بیانگر مشروعیت و فضیلت سفر دانشمند برای افزایش دانش، بهرهگیری از همراه و خدمتکار در این راه، و غنیمت شمردن دیدار عالمان و صاحبان فضیلت، هرچند در سرزمینهای دور باشند، است. این روش، شیوۀ همیشگی سلف صالح بود و به همین سبب، آنان به بالاترین مراتب علمی و فضیلت دست یافتند و جایگاهی استوار در دانش، نام نیک، پاداش الهی و فضیلت کسب کردند.[5]
نمونههایی از سفر در راه کسب دانش
– قاضی ابن خلکان رحمهالله در کتاب وفیات الأعیان دربارۀ حافظ ابوالقاسم علی بن حسن بن عساکر دمشقی رحمهالله مینویسد: او بزرگترین محدث شام در روزگار خود و از برجستهترین فقیهان بود. دلبستگی فراوانی به حدیث داشت و در طلب آن چنان کوشید که دانشی گرد آورد که برای کمتر کسی فراهم شده بود. به شهرهای گوناگون سفر کرد، سرزمینهای بسیاری را پیمود، با استادان فراوان دیدار نمود، در بغداد حدیث شنید، سپس به دمشق بازگشت و پس از آن به خراسان، نیشابور، هرات، اصفهان و نواحی جبال سفر کرد. آثار علمی سودمند بسیاری پدید آورد که از جملۀ آنها کتاب عظیم تاریخ دمشقدر هشتاد جلد است.[6]
– ابن جزری رحمهالله دربارۀ قاری بزرگ، ابوالقاسم هذلی رحمهالله، میگوید: در میان این امت کسی را نمیشناسم که برای فراگیری علم قرائات، سفری همانند سفر او انجام داده باشد یا با استادانی به اندازۀ او دیدار کرده باشد. خود او در کتاب الکامل فی القراءات مینویسد: در این دانش با سیصد و شصت و پنج استاد، از دورترین نقاط مغرب تا دروازۀ فرغانه، در شرق و غرب، کوهستان و دریا، دیدار کردم و اگر میدانستم در سراسر سرزمینهای اسلامی کسی در این فن از من برتر است، بیدرنگ به سوی او سفر میکردم.[7]
هدف از بیان این نمونهها آن است که مسلمان بداند تحصیل علم جز با تلاش، رنج و پشتکار حاصل نمیشود؛ خواه این دانش در شهر و سرزمین خود او به دست آید و خواه مستلزم سفر به شهرها، پوهنتونها و مراکز علمی دیگر باشد.
بنابراین، طلبه، متعلم و محصل باید دشواریهای این راه را با صبر و استقامت تحمل کند، همۀ توان خود را در راه فراگیری دانش به کار گیرد، نیت خود را برای خداوندمتعال خالص گرداند و هدفش از تحصیل علم، سود رساندن به خود، جامعۀ اسلامی و کسب رضای الهی باشد. همچنین همواره حضرت موسی علیهالسلام و سلف صالح را الگوی خود قرار دهد؛ کسانی که برای دستیابی به دانش، سختیهای فراوان را با جان و دل پذیرفتند.