نویسنده: عبدالحی لیان
الگوی تربیت الهی در خانوادۀ انبیاءعلیهمالصلاةوالسلام
بخش: ۸۹
آموزههای تربیتی داستان حضرت عیسی علیهالسلام و مریم رضیاللهعنها
آموزۀ پنجم: حضرت مریم رضیاللهعنها، الگو و اسوۀ زنان پاکدامن و عبادتپیشه
در کنارهگیری حضرت مریم رضیاللهعنها از خانوادۀ خویش و رویآوردن او به عبادت در بخش شرقی مسجد الاقصی، و نیز در ماجرای ورود حضرت جبرئیل علیهالسلام بر او (درحالیکه در خلوت عبادت بود) آن هم در سیمای انسانی خوشچهره و زیبا، درسها و پیامهای تربیتی عمیقی نهفته است. هنگامی که مریم رضیاللهعنها با دیدن او فرمود: «إِنِّي أَعُوذُ بِالرَّحْمنِ مِنكَ إِن كُنتَ تَقِيًّا»[1]؛ ترجمه: من از تو به خدای رحمان پناه میبرم، اگر پرهیزگار هستی.
او در حقیقت، با یادآوری خداوند، طرف مقابل را به تقوا و ترس از عذاب الهی فراخواند. سپس جبرئیل علیهالسلام او را آگاه ساخت که فرستادۀ خداوند است و مأمور شده تا به فرمان الهی، پسری پاکیزه به او عطا کند.
در همۀ این صحنهها، آموزهای روشن برای دختران و زنان وجود دارد: اینکه باید همّت و توجه اصلی خویش را صرف عبادت خداوند یکتا کنند و پیوند خود را با پروردگار، از طریق انجام واجبات شرعی و پایبندی به اخلاق اسلامیِ برگرفته از قرآن و سنت حضرت محمدصلیاللهعلیهوسلم استوار سازند.
این داستان همچنین نشان میدهد که زن مؤمن باید در آشکار و نهان زندگی، اهل تقوا، حیا، خوف و خشیت الهی باشد. حضرت مریم رضیاللهعنها در خلوت خویش تنها بود و هیچکس جز خداوند با او نبود. در چنین شرایطی، مردی خوشسیما بر او وارد شد؛ درحالیکه او نمیدانست آن شخص، جبرئیل علیهالسلام است. با این همه، نخستین واکنش او پناه بردن به خداوند و بیدار کردن حس تقوا و وجدان در مخاطب بود، تا مبادا آسیبی به او برسد.
این رفتار، دلیل روشنی بر پاکی درون، شدت ورع، عفت و ایمان اوست؛ زیرا حتی اندک گرایش یا تمایلی نسبت به آن مرد در ذهن و قلبش خطور نکرد. افزون بر این، سخن او نشاندهندۀ شدت اعتماد و پناهندگیاش به خداوند و تلاشش برای جلب رحمت و حفاظت ویژۀ الهی بود.[2]
ازاینرو، بر پدران، مادران و مربیان لازم است که نسل نو را بر پایۀ عمل صالح، ترس از خداوند، دوری از حرام در همۀ شکلهای آن، پناه بردن به خداوند، و پاکی ظاهر و باطن (چه در نهان و چه در آشکار) تربیت کنند. چنین تربیتی است که انسان را در برابر لغزشها و فتنهها استوار و محفوظ نگه میدارد.
آموزۀ ششم: خانوادههایی که صلاح و نیکوکاری در آنان استمرار یابد، مشمول عنایت و کرامت ویژۀ الهی میشوند.
خداوند متعال در قرآن کریم، خاندان عمران را بهعنوان نمونهای از یک خانوادۀ پاک، مؤمن و صالح معرفی کرده است؛ خاندانی که صلاح و ایمان در نسلهای آنان استمرار یافت و به همین سبب، مورد عنایت، لطف و اکرام ویژۀ الهی قرار گرفتند.
سورهای بزرگ از قرآن به نام «آلعمران» نازل شده است؛ سورهای که آنحضرت صلیاللهعلیهوسلم آن را «زهراوین» (دو سورۀ نورانی) نامیدهاند.
در این سوره، شأن و منزلت این خاندان کریم بیان شده تا روشن گردد که هرگاه صلاح و تقوا در خانوادهای تداوم پیدا کند، خداوند آن خانواده را به کرامتها و الطاف شگفتانگیز اختصاص میدهد.
همچنین خداوند، خلاصه و برگزیدۀ این خاندان، یعنی حضرت مریم رضیاللهعنها را در سورهای مستقل به نام «مریم» یاد کرده است؛ سورهای که نوزدهمین سورۀ قرآن کریم است و در آن، زندگی، پاکی، صبر و استقامت این بانوی بزرگوار بهتفصیل بیان شده است. این سوره تا قیامت، چراغ راه زنان مؤمن خواهد بود؛ زنانی که اگر در معرض طعنه، تهمت، آزار و فتنۀ بدکاران قرار گیرند، میآموزند که چگونه با قلبی آرام و مطمئن بر خداوند توکل کنند، به او پناه برند، و جز از خداوند از کسی نهراسند.
در همین سوره، خداوند برگزیدهترین شخصیت این خاندان، یعنی حضرت عیسی علیهالسلام فرزند مریم رضیاللهعنها را نیز معرفی میکند و جلوههایی از عنایت الهی در پرورش، تربیت و شکلگیری شخصیت او را بیان میدارد.
یکی از پایههای اساسی این تربیت الهی، توجه به مقام مادر، نیکی و مهربانی نسبت به او، و رعایت حقوق مادران است. حضرت مریمرضیاللهعنها و حضرت عیسی علیهالسلام در حقیقت، نشانهای برای جهانیاناند؛ در پاکی، تربیت، سیره، اخلاق و زندگی سرشار از محبت، نیکی و صلاح. زندگی آنان الگویی ماندگار و شایستۀ پیروی برای همۀ مؤمنان است. پس درود و سلام خداوند بر آن دو باد؛ سلامی از سوی هر مرد و زن باایمان، تا روزی که مردم برای حساب در پیشگاه پروردگار جهانیان برانگیخته شوند.[3]
آموزۀ هفتم: هرکس خود را به خدا بسپارد، خداوند او را کفایت میکند؛ و هرکس از اسباب مشروع بهره گیرد، خداوند آن اسباب را برایش آسان میسازد.
از تأمل در داستان حضرت مریم رضیاللهعنها روشن میشود که او در دوران عبادت و گوشهنشینی در محراب، بدون رنج و تلاش ظاهری، از روزی الهی بهرهمند میشد. اما هنگامی که فرزندش حضرت عیسی علیهالسلام را به دنیا آورد، مأمور شد که برای بهدست آوردن روزی، از اسباب و تلاش ظاهری نیز استفاده کند. قرآن کریم هر دو حالت را با بیانی روشن ترسیم کرده است.
دربارۀ دوران عبادت او در محراب میفرماید: «كُلَّمَا دَخَلَ عَلَيْهَا زَكَرِيَّا الْمِحْرَابَ وَجَدَ عِندَهَا رِزْقًا»[4]؛ ترجمه: هرگاه زکریا وارد محراب او میشد، نزد او روزیای مییافت.
اما پس از تولد عیسی علیهالسلام، خداوند به او فرمان داد:[5] «وَهُزِّي إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُسَاقِطْ عَلَيْكِ رُطَبًا جَنِيًّا»[6]؛ ترجمه: و تنۀ درخت خرما را بهسوی خود تکان بده تا خرمای تازه و رسیده بر تو فرو ریزد.
امام قرطبی رحمهالله در توضیح این تفاوت میگوید: هنگامی که دل مریم رضیاللهعنها کاملاً فارغ و متوجه عبادت خداوند بود، خداوند او را از زحمت کسب و تلاش بینیاز ساخته بود؛ اما زمانی که پس از تولد عیسی علیهالسلام، دل او به فرزندش مشغول شد و بخشی از توجهش صرف نگهداری و اندیشه دربارۀ او گردید، خداوند او را به بهرهگیری از اسباب عادی زندگی و تلاش برای رزق بازگرداند.[7]
معنای این سخن آن است که وقتی حضرت مریم رضیاللهعنها یکسره به عبادت و بندگی خداوند مشغول بود، خداوند رزق او را بدون رنج و تلاش فراهم میساخت؛ اما هنگامی که مسئولیت مادری و تربیت فرزند بر عهدۀ او قرار گرفت، خداوند از او خواست که برای دستیابی به روزی، تلاش کند و از اسباب مشروع استفاده نماید.
در این داستان، دلیلی روشن بر مشروعیت «اخذ به اسباب» وجود دارد؛ و اینکه استفاده از راهها و وسایل مشروع، نه تنها با ایمان و توکل بر خداوند منافات ندارد، بلکه بخشی از سنت الهی در زندگی انسان است. توکل حقیقی آن است که انسان در کنار بهرهگیری از اسباب مشروع، دل خود را تنها به خداوند بسپارد و یقین داشته باشد که تأثیر حقیقی همۀ اسباب، در دست اوست؛ زیرا خداوند، سببساز و تدبیرکنندۀ همۀ امور جهان است.
ادامه دارد…
بخش قبلی | بخش بعدی
[1]. مریم: ۱۸.
[2]. محمد بن محمد العمادی، أبوسعود، ارشاد العقل السلیم إلی مزایا القرآن الکریم، ج۵، ص۲۶۰.
[3]. حماده، فاروق، آباء وأبناء ملامح تربویه فی القرآن الکریم، ص۲۶۴-۲۶۰.
[4]. آلعمران: ۳۷.
[5]. الوکیل، محمد السید، نظرات فی أحسن القصص، ج۱، ص۳۰۵.
[6]. مریم: ۲۵.
[7]. قرطبی، محمد بن احمد الأنصاری، تفسیر الجامع لأحکام القرآن، ج۱۱، ص۶۵.


