نویسنده: محمد عاصم اسماعیل­زهی

سیمای یهود در قرآن کریم

بخش هفتم

عقايد تحريف‌شدۀ يهود
آئینۀ وحى الهى، یگانه مرجع زوال‌ناپذیر بشرى است که تمسک به آیاتش روشن‌گر دیده­هاى بینا و اندیشه­هاى اهل تأمل است؛ چنان که خود همواره انسان­ها را به تدبر در آیات الهى دعوت کرده و آن را ویژۀ اهل دانش و تعقل معرفى مى­کند. یکى از مباحث مهم و مورد تأکید قرآن کریم، تاریخ و عملکرد یهود است که مرتب از سوى خداوند به مسلمانان تذکر داده مى­شود تا از آن پند و اندرز گیرند.
يهوديان هم مانند گروهى از مسيحيان به خداوند نسبت‏هاى شرک مى‏بستند. در قرآن كريم آمده است: وَقَالُواْ اتَّخَذَ اللّهُ وَلَداً” ترجمه: «و (یهود و نصاری) گفتند: الله (برای خود) فرزندی گرفته!»[1]
اين عقيدۀ خرافى كه خداوند داراى فرزند است، هم مسيحيان و هم جمعى از يهود و هم مشركان به آن اعتقاد داشتند. در جاى ديگر قرآن آمده: “وَقَالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ وَقَالَتِ النَّصَارَى الْمَسِيحُ ابْنُ اللَّهِ ۖ ذَٰلِكَ قَوْلُهُمْ بِأَفْوَاهِهِمْ ۖ يُضَاهِئُونَ قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَبْلُ ۚ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ ۚ أَنَّىٰ يُؤْفَكُونَ.” ترجمه: «و یهود گفتند: عُزیر، پسر خداست. و نصاری گفتند: مسیح، پسر خداست. این گفتاری (بی دلیل و برهان) است که به زبان می­آورند و به گفتار کسانی‌که پیش از این (به حقایق) کفر ورزیدند، شباهت دارد؛ خدا آنان را نابود کند، چگونه (از حق به باطل) منحرف می­شوند».[2]
كه خداوند در جواب اين سخن آنان مى‏فرمايد: “مَا كَانَ لِلَّهِ أَنْ يَتَّخِذَ مِنْ وَلَدٍ ۖ سُبْحَانَهُ ۚ إِذَا قَضَىٰ أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ.” ترجمه: «مناسب نيست براي الله که هیچ فرزندی (برای خود) برگیرد؛ او منزّه است؛ چون پدید آمدن چیزی را اراده کند، فقط به آن می­گوید: باش، پس بی‌درنگ موجود می­شود».[3]
از آن‌جا كه يهوديان بعد از ظهور اسلام قدرت خود را از دست داده بودند، اين را به خدا نسبت داده و معتقد بودند: دست خداوند بسته است كه به ما بخششى نمى‏كند: “وَقَالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ” ترجمه: «و یهود گفتند: دست (قدرت) خدا (نسبت به تصرّف در امور آفرینش، تشریع قوانین و عطا کردنِ روزی) بسته است».[4]
خداوند نيز در ادامۀ آيه در جواب به آنان مى‏فرمايد: “غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُوا بِمَا قَالُوا.” «دست­هاشان بسته باد و به کیفر گفتار باطل‌شان بر آنان لعنت باد».[5]
برنامه ديرينۀ يهود اين است كه هميشه خود را برتر از ديگران مى‏دانند. تا جايى‌كه وقتى پيامبر اسلام صلى‌الله‌علیه‌وآله‌وصحبه‌وسلم  نامه‏اى به يهوديان «بنى‏قينقاع» نوشتند و آن‌ها را به انجام نماز و پرداخت زكات و انفاق (قرض به خداوند) دعوت كردند، گفتند: اگر خداوند فقير نبود از ما قرض نمى‏خواست: «قَالُواْ إِنَّ اللّهَ فَقِيرٌ وَنَحْنُ أَغْنِيَاء.»؛ «گفتند: خدا نیازمند است وما بی­نیازیم».[6]
مشاهده مى‏كنيم كه يهوديان از دادن نسبت‏هاى ناروا به خداوند متعال، كوچک‏ترين ابايى ندارند و حتى خود را برتر از خداوند مى‏دانند.
از تاريخ زندگى يهود (علاوه بر آيات قرآن كريم) چنين برمى‏آيد كه آن‌ها خود را يک نژاد برتر مى‏دانسته و معتقد بودند كه گل سر سبد جامعۀ انسانيت­اند، بهشت به خاطر آن‏ها آفريده شده و آتش جهنم با آن‌ها كارى ندارد.
آن‌ها فرزندان خداوند و دوستان خاص او هستند. اين خودخواهى ابلهانه در آيات مختلفى از قرآن كه سخن از يهود به ميان آمده منعكس شده است؛ مثلاً: “وَقَالَتِ الْيَهُودُ وَالنَّصَارَىٰ نَحْنُ أَبْنَاءُ اللَّهِ وَأَحِبَّاؤُهُ.” «و یهود و نصاری گفتند: ما پسران خدا و دوستان خاص اوییم».[7]
خداوند نيز در ادامۀ آيه در جواب به آنان مى‏فرمايد: قُلْ فَلِمَ يُعَذِّبُكُمْ بِذُنُوبِكُمْ ۖ بَلْ أَنْتُمْ بَشَرٌ مِمَّنْ خَلَقَ ۚ يَغْفِرُ لِمَنْ يَشَاءُ وَيُعَذِّبُ مَنْ يَشَاءُ ۚ وَلِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا ۖ وَإِلَيْهِ الْمَصِيرُ.” ترجمه: «بگو: (اگر گفتار شما درست است) پس چرا خدا شما را به گناهان‌تان عذاب می­دهد؟ بلکه شما هم بشری هستید از مخلوقاتی که خدا آفریده است. هر که را بخواهد می­آمرزد، و هر که را بخواهد عذاب می­دهد. و مالکیّت و فرمانروایی آسمان­ها و زمین و آنچه میان آن دو قرار دارد، فقط در سیطرۀ خداست، و بازگشت به سوی اوست».[8]
و “وَقَالُوا لَنْ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلَّا مَنْ كَانَ هُودًا أَوْ نَصَارَىٰ” ترجمه: «و گفتند: هرگز کسی وارد بهشت نمی­شود مگر آن‌که یهودی یا نصرانی باشد».[9]
این پندارهاى موهوم از یک سو آن‌ها را به ظلم، خیانت، گناه و طغیان دعوت مى­کرد و از سوى دیگر به کبر و خودپسندى و خود برتربینى. از آن‌جا که همیشه شیوه و روش قرآن بر منطق و استدلال استوار است، در پاسخ به این زیاده‌خواهى آنان خداوند نيز در ادامۀ آيه در جواب به آنان مى‏فرمايد: «تِلْكَ أَمَانِيُّهُمْ ۗ قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ.»؛ «این دروغ­ها و اباطیل آنان است؛ بگو: اگر راستگویید دلیل و برهان خود را بیاورید».[10]
ادعاهاى دروغین یهود یکى از دلایل روشن خودخواهى آنان است و این برترى­طلبى با هیچ منطقى سازگار نیست، چنان­چه قرآن پرده از روى تزویر و دروغ آنان برمى­دارد؛ زیرا آنان به هیچ وجه حاضر به ترک زندگى دنیا نیستند: «وَلَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ النَّاسِ عَلَى حَيَاةٍ وَمِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا يَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ يُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ وَمَا هُوَ بِمُزَحْزِحِهِ مِنَ الْعَذَابِ أَنْ يُعَمَّرَ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِمَا يَعْمَلُونَ.»؛ «آن‌ها (یهود…) را حریص­ترین مردم و حتى حریص­تر از مشرکان، بر زندگى این دنیا و اندوختن ثروت خواهى یافت تا آن جا که هر یک از آن‌ها دوست دارد هزار سال عمر کند، در حالى‌که این عمر طولانى او را از عقاب خداوند باز نخواهد داشت و خداوند به اعمال آن‌ها بینا است».[11]
ادامه دارد…
بخش قبلی | بخش بعدی

[1]. سورۀ بقره، آیه: ۱۱۶.

[2]. سورۀ توبه، آیه: ۳۰. 

[3]. سورۀ مریم، آیه: ۳۵. 

[4]. سورۀ مائده، آیه: ۶۴.

[5]. سورۀ مائده، آیه: ۶۴.

[6]. سورۀ آل عمران، آیه: ۱۸۱.

[7]. سورۀ مائده، آیه: ۱۸.

[8]. سورۀ مائده، آیه: ۱۸.

[9]. سورۀ بقره، آیه: ۱۱۱.

[10]. سورۀ بقره، آیه: ۱۱۱.

[11]. سورۀ بقره، آیه: ۹۶.

Share.
Leave A Reply

Exit mobile version