نویسنده: ایوب راسخ
الحاد نوین در ترازوی نقد
بخش سوم
جدید بودن این نوع الحاد در چیست؟
در پاسخ به این پرسش، با توجه به آثار و نوشتههای چهار چهرۀ معروف الحاد نوین که در بخش قبلی تذکر یافت، میتوان شاخصهها و ویژگیهایی را در آنها جستوجو کرد که به طور کلی این جریان را از انواع کهنتر الحاد (الحاد کلاسیک) متمایز میسازد:
۱. حملۀ گستاخانه به دین و مؤمنان: ملحدان مدرن به گونۀ گستاخانه به دین و مؤمنان حملهور شده، هشدار به همگان در مورد خطرناکبودن باور به خدا و دین را رسالت خود میدانند. به همین جهت به گونۀ علنی خدا را انکار نموده، باور به خدا را دفاعناپذیر و باوری زیانآور قلمداد میکنند.
۲. انکار علنی عیسی مسیح علیهالسلام: با توجه به مسیحیت، ملحدان مدرن به گونۀ علنی عیسی مسیح علیهالسلام را انکار میکنند. آنها به این باورند که عهد عتیق خدایی را معرفی نموده که کینهتوز و انتقامجو است که بسیاری از خلایق را کشته است و عهد جدید، مثلاً کتاب مکاشفۀ آن، نیز عیسی علیهالسلام را به شکلی به معرفی گرفته که بسی کینهتوز و انتقامجوتر است. از نگاه آنها هم خدای عهد عتیق و هم عیسی مسیح علیهالسلام، هر دو جهنم ابدی را وعده میدهند. بهخصوص از نظر آنها عیسی مسیح علیهالسلام مردم را به دو گروه خودی و غیرخودی تقسیم میکند و این بسیار خطرناک است و همیشه به منازعات دینی و مذهبی دامن میزند.
۳. تکیه بر علم به عنوان تنها منبع شناخت هستی: الحاد نوین به طور خاص بر علم و نگرش علمی استوار است. هر چهار نفر (سرکردگان الحاد نوین) ملتزم به علم و علمباور هستند و به این باورند که باید داور نهایی علم و دریافتهای علمی باشد و همه چیز را باید در روشنایی علم تبیین کرد. التزام آنها به جهانبینی طبیعتگرایی و ماتریالیزم التزامی مطلق و بیچونوچرا است.
۴. عدم تساهل و مدارا نسبت به باورهای دینی: خداناباوران جدید نسبت به اشکال متعادل و آزاد باورهای دینی قائل به تساهل و مدارا نیستند. آنها برخلاف اسلاف خود نمیخواهند حتی به آن دسته از اندیشههای دینی و نیز آن دسته از مؤمنان متعادل میدان دهند که قابلیت همسازی با اوضاع و احوال زمانه را دارند. از این جهت میتوان وجه تمایز الحاد جدید با انواع قدیمی آن را حملۀ شدید به مدارا و آزادی بیان دانست. آنها در این موضوع به این باورند که آزادی بیان اگر شامل آزادی بیان دینی و مشروع و روا دانستن انواع نظامهای باور باشد، بسیار خطرناک است.
۵. عدم آموزش باورهای دینی به کودکان: ملحدان مدرن، به خصوص داکینز، به این باور است که والدین نباید آموزههای دینی را به کودکان القا نمایند؛ زیرا این امر در حکم سوءاستفاده از کودکان است و باید محکوم گردد. بدیهی است که آنها ضمن اینکه کودکان را به عنوان هویتهای مستقل از والدین در نظر میگیرند، القای باورهای دینی پیش از بلوغ فکری به کودکان را در حکم سوءاستفاده از آنها میپندارند.
۶. حذف دین به خاطر آزادی انسان: ملحدان جدید معتقدند که جهت حراست از آزادی انسان باید خود دین را از جامعه حذف کرد. آنها آزادی انسان را منافی با مرجعیت خدا یا کلیسا میدانند.[1]
الحاد جدید، پس از ظهور به سرعت توسط رسانهها بازتاب و گسترش یافت. با دقت به آنچه مطبوعات و رسانهها در مورد الحاد نوین نوشتهاند، در مییابیم که نویسندگان و روزنامهنگاران الحاد جدید را در چند موضوع کلی توصیف نمودهاند:
موضوع اول: از این جهت که الحاد نوین را نقد علمی یا زیستشناختی یا داروینی علیه دین و ارزشهای دینی میدانند، پس الحاد نوین، به عنوان نقدی علمی و طبیعتگرایانه علیه دین توصیف میگردد.
موضوع دوم: از مطالب قابل ملاحظه در نقد و بررسی الحاد نوین این است که بسیاری در تحلیل آن از استعارات و تعابیر برگرفته از حالوهوای دینی استفاده نمودهاند؛ مثلاً کاربرد تعبیرهایی مانند: «کلیسای لامذهبان»، «حملۀ پیامبرانه به نبوت»، «موعظه کردن الحاد»، «داکینز کاهن اعظم الحاد»، «جنگ صلیبی الحاد»، «تبلیغ دینگونۀ الحاد»، «نوع انجیلی الحاد»، «رسولان بیدینی» و… از جمله تعبیرهای آشنا در مطبوعات هستند.
بنابراین، در موضوع دوم الحاد نوین به عنوان نوعی ایدئولوژی یا دین توسط مطبوعات و رسانهها توصیف میگردد. موضوع سوم: محلدان مدرن به مثابۀ پرخاشگران و ستیزهجویان علیه دین و پیروان آن.[2]
در رویکردهای الحاد نوین، برخی ضمن تأکید بر عنصر اساسی «علم»، به دو ویژگی عمده در این جریان نوظهور اشاره نمودهاند و آنها را از ویژگیهایی میدانند که ملحدان مدرن را از ملحدان کلاسیک جدا مینماید:
ویژگی بیرونی: عامهپسند بودن این جریان، نویسندگان و آثار آنهاست.
ویژگی درونی و ذاتی: الحاد نوین در رویکرد خود نسبت به دین و معتقدات دینی بر علم و روش علمی تکیه نموده نه بر فلسفه.
ادامه دارد…
بخش قبلی | بخش بعدی
[1]. شهبازی و دیگران، ۱۳۹۵: ۱۶۶-۱۶۷.
[2]. همان.
