نویسنده: ایوب راسخ

الحاد نوین در ترازوی نقد

بخش دوم

معرفی الحاد نوین
ابن‌­منظور در «لسان العرب»، الحاد را از نگاه لغوی چنین معنا نموده است: الحاد از مادۀ لحد (به فتح و ضم لام و سکون حاء) به معنای گریز از چیزی، عدول از حد اوسط و میل به جوانب دیگر گرفت شده است.[1]
در تعریف این کلمه در کتاب «التحقیق» چنین آمده است: «لحد، اصل یدلّ علی میل عن استقامه، یقال ألحد الرجل إذا مال عن طریقه الحق والایمان…».[2]
لحد ریشه‌کلمه‌ی است که دلالت بر اعراض از استقامت و راه مستقیم دارد. هرگاه کسی از مسیر حق و ایمان کناره گیرد، گفته می‌­شود الحاد ورزیده است… این کلمه (الحاد) در قرآن‌کریم نیز به معنای کناره­‌گیری از حقیقت و پیوستن به راه گمراهی و نادرست به کار رفته است.
قرآن‌کریم می‌­فرماید: “إِنَّ الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي آيَاتِنَا لَا يَخْفَوْنَ عَلَيْنَا”[3] ترجمه: به درستی آن‌ها که دربارۀ آیات ما انحراف ورزیده و از مسیر صحیح می‌­گریزند، از ما پوشیده و مخفی نیستند.
و در جای دیگر در این مورد چنین آمده است: “وَلِلَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا وَذَرُوا الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمَائِهِ سَيُجْزَوْنَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ”[4] ترجمه: و نیکوترین نام­‌ها [به لحاظ معانی] مخصوص خداست، پس او را با آن نام‌­ها بخوانید و آنان که در نام‌­های خدا به انحراف می‌­گرایند را رها کنید؛ آنان به زودی به همان اعمالی که همواره انجام می‌­دادند، جزا داده می‌­شوند).
کاربرد رایج کلمه الحاد امروزه غالبا در خداناباوری، معادل آتئیزم (Atheism) در مقابل تئیزم (Theism)؛ یعنی اعتقاد به وجود خدا است.
به عبارتی بهتر، وصف الحاد نوین یا ملحد مدرن در واقع صفتی خارجی است که باورمندان این رویکرد خود آن را بر خود نگذاشته و هیچ گاهی مدعی رویکردی نوین و روشی جدید در نقد باورهای دینی و خداناباوری نشده‌اند، بلکه گفتمان جاری جامعه این وصف را بر باورمندان این رویکرد نهاده و آن‌­ها نیز پذیرفته‌­اند.
ملحدان مدرن یا به اصطلاح پیروان این رویکرد، معمولاً خود را با این القاب: «لامذهب»، «بی­ایمان»، «کافر»، «ملحد»، «بی­خدا»، «ضد خداباوری»، «منتقد دین» و همانند این‌­ها می­‌خوانند.
این اصطلاح، به دنبال گردهم‌آمدن سه نفر از این جریان؛ یعنی داکینز، دنت و هریس، در بازۀ زمانی سال ۲۰۰۶ میلادی، از سوی نویسندگان متعددی در نشریات گوناگون به کار رفت و رایج شد.
شایان ذکر است که به دنبال اقدامات خشونت­‌بار افراط­گرایان، موج عظیمی از خشم و نفرت از علمکرد افراطگرایان در غرب پدیدار گشت. بعضی از قدرت‌­های جهانی این خشونت‌­ها را دست‌آویزی برای حمله و تهاجم نظامی خود به خاورمیانه قرار دادند؛ اما ماجرا به همین سهولت ختم نشد، بلکه موجی دیگر که در کمین فرصتی مناسب برای ظهور بود، آغاز شد و تمام توان خود را در جهت سرکوب دین و باورهای دینی به کار گرفت. این دقیقاً همان موجی است که به الحاد نوین یا ملحدان مدرن معروف شد.
چهره­‌های برجستۀ این جنبش الحادی نوظهور که در واقع پیشتاز و پرچم­دار این اندیشه هستند، عبارتند از: ریچارد داکینز، دنیل دنت، سم هریس و کریستوفر هیچنز.
این جنبش نوظهور که دین را خطرناک و نامعقول می‌­پنداشتند، دست‌­روی­‌دست نگذاشتند و فعالیت‌­های مخرب خود را شروع کردند. داکینز، چهار روز پس از حمله به برج‌­های دوقلو در روزنامۀ گاردین نوشت که «جهانی آکنده از دین، به خصوص از نوع ابراهیمی آن، مانند جادۀ پر از تفنگ­‌های پر و آمادۀ شلیک است، پس جای شگفتی نیست اگر این تفنگ­‌ها روزی به کار گرفته شوند».[5]
الحاد نوین که به راستی باید پیروان و باورمندان آن را «دین‌­ستیزان جدید» قلمداد کرد، بیشتر مصیبت‌­ها و ناخوشی‌های موجود در جهان را به پای دین می‌­بندند؛ جنگ‌­های صلیبی، قتل عام جادوگران، جنگ‌­های مذهبی، نابردباری، تروریزم و به بسیاری از امور دیگر اشاره می‌­کنند و این‌­ها را نمونه­‌هایی از ناکارآمدی دین تلقی می‌­کنند.
این خداناباوران، علاوه بر نامعقول دانستن دین و اندیشه­‌های دینی، در پی آن­اند تا مخالفان خود را نه با دلیل و برهان منطقی، بلکه با شیوۀ تمسخر و تنفر هزیمت شده و شکست خورده قلمداد نمایند. منتقدانی مانند پلنتینگا آن‌ها را از نگاه فکری بسیار پست­تر و دون­‌پایه­‌تر از ملحدان قدیمی مانند برتراند راسل و جان مکی می‌دانند. از این جهت است که از ملحدان جدید، با عنوان لکۀ سیاهی بر چهرۀ مباحث معاصر در باب خدا و دین یاد می‌کنند.[6]
ادامه دارد…
بخش قبلی | بخش بعدی

[1]. ابن­منظور: ۱۴۱۴ق: ۳/۳۸۹.

[2]. مصطفوی: ۱۳۶۰: ۱۰/۱۶.

[3]. فصلت: ۴۰.

[4]. اعراف: ۱۸۰.

[5].  Dawkins 2001.

[6].  Plantinga 2011.

Share.
Leave A Reply

Exit mobile version