نویسنده: عبدالحی لیان
الگوی تربیت الهی در خانوادۀ انبیاء علیهم‌الصلاةو‌السلام
بخش چهل‌ویکم
آموزۀ دوم: سزاوارترین افراد برای نصیحت، والدین هستند
در آموزه‌های عمیق اسلامی، هیچ رابطه‌ای به اندازۀ رابطۀ فرزند با پدر و مادر، مورد تأکید و احترام قرار نگرفته است. ازاین‌رو، نیکوکاری به والدین به یکی از مهم‌ترین فضایل اخلاقی و عبادی تبدیل شده است. اما این نیکوکاری تنها در فراهم کردن نیازهای مادی یا رعایت احترام ظاهری خلاصه نمی‌شود؛ بالاترین مرتبۀ آن، تلاش برای هدایت آن‌ها به‌سوی سعادت ابدی است؛ زیرا چگونه می‌توان کسی را دوست داشت، اما نسبت به سرنوشت اخروی او بی‌تفاوت بود؟
اینجاست که سیرۀ حضرت ابراهیم علیه‌السلام به عنوان الگویی بی‌بدیل نمایان می‌شود، او که به لطف پروردگار به حقیقت توحید رسیده بود، نخستین بار زبان به نصیحت و خیرخواهی برای پدر خویش گشود. پدرش، آزر، سازندۀ بت‌ها و نماد بت‌پرستی بود؛ با این حال، ابراهیم علیه‌السلام هرگز با او با خشونت یا بی‌احترامی سخن نگفت. در قرآن کریم، لحن گفتار او در مواجهه با پدرش، سرشار از ادب و محبت است: إِذْ قَالَ لِأَبِیهِ یا أَبَتِ لِمَ تَعْبُدُ مَا لَا یسْمَعُ وَلَا یبْصِرُ وَلَا یغْنِی عَنكَ شَیئاً.”[1] ‏ترجمه: ‏«هنگامی (را بیان دار) كه (محترمانه) به پدرش گفت: ای پدر! چرا چیزی را پرستش می‌كنی كه نمی‌شنود و نمی‌بیند و اصلاً شرّ و بلائی از تو به دور نمی‌دارد؟‏».
او پدرش را با عبارت «یا أبت» (ای پدر عزیزم) خطاب می‌کند و با منطقی محکم و استدلالی لطیف، او را از گمراهی برحذر می‌دارد. این رفتار، به ما می‌آموزد که حتی اگر والدین ما در مسیر اشتباهی باشند، وظیفۀ ما اصلاح آن‌ها با صبر، حکمت و محبت است، نه با قهر و رویارویی.
ازاین‌رو، ابن کثیر، با ظرافت به این نکته اشاره می‌کند: «ابراهیم علیه‌السلام دعوت خود را ابتدا از پدرش آغاز کرد؛ زیرا او سزاوارترین فرد برای دریافت خیرخواهی خالصانه بود».[2]
این اصل، به معنای واقعی کلمه، اصلاح از درون به بیرون است. نمی‌توان انتظار داشت که در بیرون از خانه، به هدایت مردم بپردازیم، در حالی‌که چراغ خانۀ خودمان خاموش است و نزدیک‌ترین کسان به ما از حق دور مانده‌اند. افزون بر این با اصلاح خانواده می‌توان به امتیازات زیر دست یافت:
برائت از مسئولیت: هر فردی در قبال اعضای خانواده و بستگان خود، مسئولیتی الهی دارد. کوتاهی در ابلاغ پیام حق به آن‌ها، نوعی قصور و فراموش کردن این وظیفه است. با شروع دعوت از نزدیکان، فرد می‌تواند در پیشگاه خداوند از این مسئولیت بزرگ آسوده خاطر باشد.
ایجاد پایگاه محکم: یک نهضت و جنبش اجتماعی، ابتدا به حامیان قوی و قابل اعتماد نیاز دارد. هیچ‌کس قابل اعتمادتر از خانواده و نزدیکان نیست. اگر بتوانیم در خانوادۀ خود، پایگاهی از ایمان و هم‌دلی ایجاد کنیم، آنگاه می‌توانیم با نیرویی مضاعف و حمایتی بی‌دریغ، به جامعۀ بیرونی بپردازیم.
الگوسازی عملی: وقتی اصلاح از خانه آغاز شود، تأثیر آن فراتر از کلمات خواهد بود. خانه‌ای که در آن ایمان، اخلاق و ارزش‌های الهی حاکم باشد، خود به یک الگوی زنده و موفق تبدیل می‌شود و دیگران را به صورت عملی به سوی خود جذب می‌کند.
بلی، هرگونه اصلاح اجتماعی و معنوی، باید از کوچک‌ترین و نزدیک‌ترین واحد، یعنی خانواده، آغاز شود. مربی‌ای که نتواند بر فرزندان خود تأثیر بگذارد و مبلّغی که نتواند خانواده‌اش را به‌سوی حق دعوت کند، چگونه می‌تواند انتظار داشته باشد که بر جامعۀ بزرگ‌تر تأثیرگذار باشد؟ اصلاح خانواده، اساس اصلاح جامعه است و این درسی است که از سیرۀ تابناک حضرت ابراهیم علیه‌السلام و پیامبر گرامی اسلام صلی‌الله‌علیه‌وسلم به ما منتقل شده است.
آموزۀ سوم: استفاده از نرم‌خویی و ادب در دعوت به‌سوی الله
اثرگذاری در دعوت و تربیت، بیش از هر چیز به نوعِ بیان و شیوۀ برخورد ما بستگی دارد. ابراهیم علیه‌السلام در دعوت پدرش به یکتاپرستی، از روشی سرشار از لطافت، نرمی و احترام بهره برد. او با وجود این‌که می‌دانست پدرش در گمراهی آشکاری است، هرگز با او با تندی و خشونت رفتار نکرد؛ بلکه با دلی سرشار از عشق و دل‌سوزی، از صمیم قلب با او سخن گفت.
نحوۀ خطاب ابراهیم علیه‌السلام به پدرش در قرآن کریم، خود یک درس بزرگ در ادب و احترام است. او با تکرار کلمه «یا أبت» (ای پدر عزیزم)، احساس قلبی خود را به پدرش منتقل می‌کند. این لحن، نه تنها بیانگر ادب فرزندی به پدر است، بلکه تلاشی آگاهانه برای تحریک عاطفۀ پدری و جلب توجه اوست. ابراهیم علیه‌السلام می‌دانست که هر پدری دوست دارد از فرزندش حرف‌های مهرآمیز و دلسوزانه بشنود. ازاین‌رو، با این روش، زمینه را برای ورود کلمات حق به قلب سخت و گمراه پدرش فراهم کرد.[3]
رفتار ابراهیم علیه‌السلام با پدرش، مصداق بارز حکمت در دعوت بود. این رفتار به ما می‌آموزد که برای تأثیرگذاری، باید شیوۀ مناسب را انتخاب کنیم. لحن، کلمات و زمان دعوت باید متناسب با مخاطب و شرایط او باشد. خداوند متعال نیز در قرآن کریم به این اصل مهم اشاره کرده و فرموده است: ادعُ إِلَى سَبِیلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِی هِی أَحْسَنُ.”[4] ترجمه: «با حکمت و موعظۀ نیکو، مردم را به راه پروردگارت دعوت کن و با بهترین شیوه با آن‌ها مجادله نما».
این آیۀ شریفه، سه اصل اساسی را در دعوت به حق بیان می‌کند:
1. حکمت: یعنی انتخاب شیوه‌ای منطقی و مناسب با فهم و شخصیت مخاطب.
2. موعظۀ حسنه: یعنی استفاده از کلمات دلنشین، نرم و همراه با دل‌سوزی.
3. جدال به احسن: یعنی بحث و گفت‌وگو با مخالفان به زیباترین و منطقی‌ترین شکل ممکن، به گونه‌ای که حتی در صورت عدم پذیرش، احترام متقابل حفظ شود.
اهمیت این شیوه به حدی است که خداوند در آیۀ دیگری می‌فرماید: وَلَا تَسْتَوِی الْحَسَنَةُ وَلَا السَّیئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِی هِی أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِی بَینَكَ وَبَینَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِی حَمِیمٌ.”[5] ترجمه: «هرگز خوبی و بدی یکسان نیستند. (بدی را) با بهترین شیوه دفع کن؛ آنگاه خواهی دید که کسی‌که بین تو و او دشمنی بوده، گویا دوستی صمیمی است».
این آیه به ما نشان می‌دهد که رفتار نیکو و نرم‌خویی می‌تواند حتی دشمنی را به دوستی تبدیل کند. همان‌طور که برای هر چیزی سببی وجود دارد، هدایت نیز اسبابی دارد که مهم‌ترین آن، رفتار نیکو و اسلوب لطیف است.
ادامه دارد…
بخش قبلی | بخش بعدی

[1]. مریم: ۴۲.

[2]. ابن کثیر، الحافظ ابوالفداء اسماعیل، البدایه والنهایه، بیروت: لبنان، ۱۴۱۷ق، ج۱، ۱۴۱.

[3]. حماده، فاروق، آباء وأبناء ملامح تربویه فی القرآن الکریم، دمشق: دار القلم، ۱۴۱۸ق، ص۳۸.

[4]. نحل: ۱۲۵.

[5]. فصلت: ۳۴.
Share.
Leave A Reply

Exit mobile version