در مباحث پیشین، جزئیات مربوط به توان حافظه، شرایط روایت حدیث و دیدگاههای امام ابوحنیفه رحمهالله در باب جرح و تعدیل ارائه شد و به این نتیجه دست یافتیم که امام صاحب رحمهالله محدثی والامقام و همچون دیگر پیشوایان، صاحبنظر در عرصه احادیث بوده است. بنا بر گواهی فقها، مطالعه آثار ایشان و شاگردانشان و نیز با بررسی استنباطهای فقهی که بر بنیاد نصوص کتابالله و سنت بنا شدهاند، روشن میشود که امام صاحب رحمهالله تسلطی کامل بر احادیث داشته و هرگز از این چشمه دور نبوده است.
محمد بن سماعه میگوید: امام ابوحنیفه رحمهالله در تألیفات و مسائلی که شاگردانش نگاشتهاند، بیش از هفت هزار حدیث ذکر کرده و کتاب «الآثار» را از میان چهل هزار حدیث برگزیده است.[1] تهانوی رحمهالله نیز در تایید این سخن میگوید: گواه بر صحت این ادعا، مطالبی است که در کتب ششگانه محمد بن حسن شیبانی (اصل، جامعالکبیر، جامعالصغیر، سیرالکبیر، سیرالصغیر و زیادات) و کتب «نادر الروایه» و آثار عبدالله بن مبارک آمده است؛ مسائلی که شمار آنها بسیار زیاد بوده و همگی احادیثی هستند که امام صاحب رحمهالله روایت کرده است.[2]
از همین رو، ایشان از طریق افتاء (که از آن به روایت به معنا تعبیر میشود) روایات را نقل کردهاند. البته امام ابوحنیفه رحمهالله در این روایات، بسیاری از احادیث را با ذکر سند نیز نقل کرده است که حافظان حدیث برخی را در «مسانید امام» و برخی دیگر را محمد بن حسن رحمهالله در کتب خویش نظیر «الآثار»، «موطأ»، «کتاب الحجه علی اهل المدینه» و غیره ذکر کردهاند. همچنین امام ابویوسف در «الآثار»، ابنمبارک، حسن بن زیاد و دیگران در آثار خویش، و نیز وکیع بن الجراح در مسند، ابن ابیشیبه و عبدالرزاق در «مصنف»، حاکم و ابنحبان در «صحیح» و «کتاب الثقات»، بیهقی در «سنن»، طبرانی در «معاجم ثلاثه» و دارقطنی در کتب خود، این روایات را آوردهاند.[3]
هر کس این کتب را بررسی کند، مجموعهی عظیمی از احادیث امام ابوحنیفه رحمهالله را در آنها خواهد یافت که اگر در یک مجلد گردآوری شوند، مجموعهای قطور و بزرگ را تشکیل میدهند. وجود شاگردان حافظِ حدیث، خود بر کثرت احادیث امام دلالت دارد؛ چنانکه محدثان بر وسعت دانش و قدرت حافظه ایشان شهادت دادهاند.
طحاوی با سند خویش از اسد بن فرات روایت میکند که گفت: اصحاب امام ابوحنیفه رحمهالله که کتب و مسائل املا شده توسط ایشان را تدوین کردهاند، به بیست و چهار تن میرسند که در میان ده نفر نخست آنها، نامهایی چون ابویوسف، زفر، داود طائی، اسد بن عمر، یوسف بن خالد السمی، یحیی بن زکریا و ابن ابیزائده (رحمهمالله تعالی) به چشم میخورد.[4] کسی که شاگردانش چنین حافظان حدیث و علمای بزرگی بودهاند، چگونه ممکن است خود در احادیث مهارت نداشته باشد؟ افزون بر این، ایشان به اجماع همین علماء «مجتهد» بودند و از شرایط اجتهاد، احاطه بر علم احکام و احادیثی است که شمار آنها به هزاران میرسد. وقتی مذهب ایشان در صدها و بلکه هزاران مسئله با احادیث صحیح انطباق دارد، آیا امکان دارد که ایشان محدث نباشد؟
سید مرتضی زبیدی احادیثی را که در مسند امام ابوحنیفه رحمهالله آمده و با روایات اصحاب «کتب سته» توافق دارند، جمع آوری نموده و آن را «عقود الجواهر المنیفه فی ادلة مذهب امام ابیحنیفه مما وافق فیه الائمه السته او احدهم» نامیده است.
امام ابوحنیفه رحمهالله از چهار هزار شیخ و استاد، حدیث نقل کرده است؛ چنانکه یحیی بن نصر میگوید: «به خانهی امام ابوحنیفه رحمهالله که مملو از کتاب بود درآمدم و پرسیدم: اینها چیست؟ فرمود: اینها احادیثی است که من روایت کردهام»[5]. تمامی این شواهد بيانگر آن است که امام ابوحنیفه رحمهالله اهتمامی عمیق به احادیث داشته، آنها را حفظ و گردآوری نموده و مذهب خویش را بر همین بنیاد استوار کرده است.
باید توجه داشت که امام صاحب رحمهالله برخلاف شیوه مرسوم برخی محدثان، صرفاً برای نقل و روایتگری ننشسته بود و هر نوع حدیثی را از هر کسی بازگو نمیکرد. اگر ایشان شخصاً همانند امام مالک رحمهالله و دیگران، کتبی مستقل در اخبار و آثار تصنیف نکرد، اما شاگردان و یارانش احادیث ایشان را در کتابها و مسانید متعددی جمع آوری کردهاند که شمار آنها به حدود بیست مسند میرسد و در مباحث پیشین به تفصیل ذکر شدند.
موفق مکی از حسن بن زیاد نقل میکند که گفت: «امام ابوحنیفه رحمهالله چهار هزار حدیث روایت کرد که دو هزار مورد از آنها از استادش، حماد، و دو هزار دیگر از سایر استادان بود».[6]
خطیب بغدادی از ابونعیم محمد بن سعد کاتب روایت میکند که گفت: «از عبدالله بن داود خریبی شنیدم که میگفت: بر تمامی مسلمانان لازم است که در نمازهای خویش امام ابوحنیفه رحمهالله را دعا کنند؛ و یادآور شد که امام صاحب رحمهالله سنت و فقه را برای آنان حفظ و حراست نموده است».[7]
این سخنان دلالت بر آن دارد که علما مقام و منزلت امام ابوحنیفه رحمهالله را شناخته، او را ستوده و اعتراف کردهاند که امام صاحب رحمهالله فقه و حدیث را گرد آورده و سنت، اقوال و افعال رسولالله (صلیالله علیه وسلم) را محفوظ داشته است. این امر تنها با جمعآوری و حفظ دقیق احادیث میسر میگردد. همچنین دلایل استواری وجود دارد که نشان میدهد امام شخصاً به جمع آوری و حفظ احادیث مبادرت ورزیده است.
امام اعظم رحمهالله در شهر کوفه پرورش یافت؛ شهری که در آن دوران، کانون بزرگ علما، محدثان و فقیهان بود. امام ابوحنیفه رحمهالله جان خویش را وقف کسب علم و حفظ احادیث صحیح کرد. از همین رو، ایشان احادیث خود را از میان چهل هزار روایت برگزید و از کوفه، عراق و دیگر سرزمینها احادیث را جمع آوری نمود. هرگاه محدثی به کوفه میآمد و برای بیان احادیث مینشست، امام صاحب رحمهالله یاران و شاگردان خود را گسیل میداشت تا از او حدیث بشنوند؛ و هر حدیثی که نزد امام صاحب رحمهالله نبود و به ایشان میرسید، آن را به دست میآورد.[8]
بر پایهی این نوشته و تفصیلاتی که پیرامون ابعاد حدیثی شخصیت امام صاحب رحمهالله ارائه شد، به اثبات میرسد که امام ابوحنیفه رحمهالله احادیث بسیاری را جمع آوری کرده که در هفده یا بیست مسند تدوین شدهاند؛ برخی از این روایات در کتاب «الآثار» آمده و برخی دیگر توسط شاگردان ایشان جمعآوری شده است.
ابوالمؤید موفقالدین مکی (متوفی ۵۶۸ هجری) مینویسد: «امام محمد بن شجاع رحمهالله (متوفی ۲۶۶ هجری) نگاشته است: در تألیفات امام ابوحنیفه رحمهالله چهل و هفت هزار حدیث موجود است.»[9]
همچنین یادآوری شده است که این چهل و هفت هزار حدیث، تنها بخش اندکی از آن احادیثی است که امام اعظم رحمهالله از استادان خویش استماع نموده، گرد آورده و به حافظه سپرده بود. شمار واقعی احادیثی که امام اعظم رحمهالله شنیده، بسیار فراتر از اینهاست؛ چنانکه امام حافظ زکریا بن یحیی انصاری رحمهالله از اسنادِ یحیی بن نصر حاجب (متوفی ۲۱۵ هجری) روایت میکند که وی از امام ابوحنیفه رحمهالله شنیده بود که میفرمود: «من صندوقهایی از احادیث را گرد آوردهام؛ اما تنها شمار اندکی از آنها را باقی گذارده و [برای دیگران] روایت میکنم.» در جای دیگری نیز نقل شده است که امام اعظم رحمهالله خانهای داشت که از کتابهای حدیث پور بود.
نتیجهی تحقیق
در آخر، امام ابوحنیفه رحمهالله نه تنها در فقه، اجتهاد، احکام و استخراج پیشوا بود، بلکه در علم حدیث و روایت نیز مقام امامت داشت. ایشان در درک و فهمِ ظرایف احادیث در بخشی فقه، از استعداد و اهلیتی خاص برخوردار بود. از این رو، جایگاه و مقام امام ابوحنیفه رحمهالله در علم حدیث روشن و مبرهن است. امام ابوحنیفه رحمهالله از بزرگترین فقیهان علوم اسلامی و بنیانگذار مذهب حنفی بود. وی در علم حدیث جایگاهی منحصربهفرد دارد و بر اساس روش علمی خاص خود، در فقه بیش از هر چیز بر استخراج اصول فقهی از قرآن و سنت از طریق اجتهاد و قیاس تأکید میورزید.
امام ابوحنیفه رحمهالله یکی از بزرگترین فقیهانی بود که در تاریخ اسلام تأثیراتی عمیق و وسیعی بر جای گذاشته است. ایشان در علوم مختلف، بهویژه در فقه و حدیث، دانشی وسیع داشت و از طریق اجتهادهای دقیق و تحلیلهای علمی، مسیری نو پیش پای فقه اسلامی گشود.
در مسائل علمی، بهخصوص در بخشی جرح و تعدیل، ایشان مورد تأیید و ستایش فراوان قرار گرفته است. بسیاری از فقها و محدثان بزرگ اهلسنت به تمجید از ایشان پرداختهاند. امام ابوحنیفه رحمهالله در تطبیق احادیث بر مسائل فقهی مهارتی ویژه داشت و توانست فقه را به شیوهای علمی و منظم تدوین نماید.
از منظر اخلاقی، امام ابوحنیفه رحمهالله به عنوان شخصیتی زاهد، متواضع و پرهیزگار شناخته میشد که هرگز دلبستهی دنیای فانی نبود و همواره درپیافکندنِ جامعهای بر بنیاد اصول اسلامی بود.
در نهایت، مطابق با رهنمودهاي امام ابوحنیفه رحمهالله، نظریات و اجتهادات ایشان در جهان اسلام تا به امروز از اهمیتی خاخصي برخوردار است.
وفات: امام ابوحنیفه رحمهالله در سن ۷۰ سالگی، در حالی که در حبس به سر میبرد، وفات یافت؛ این فرجام، وفاداری ایشان به اصول و عدم تمکین در برابر قدرت به هر قیمتی را ثابت میکند. میراث علمی و اخلاقی امام ابوحنیفه رحمهالله تا به امروز در جهان اسلام ارزشی والا دارد و تأثیرات فقهی و علمی ایشان همچنان استمرار یافته است.
1. ابلاغ، عنایت الله، امام اعظم و افکار او، فضلی، فضل من الله، انتشارات کتاب بیهقی، بی جا، بی تا.
2. ابن ابی حاتم، عبدالرحمن بن محمد.(۱۴۲۳ق).الجرح والتعدیل، باب کل اسم ابتداء حروفه علی النون، رقم الترجمة: ۲۰۶۲، ۴۴۹/۸. بیروت: دارالفکر.
3. ابن حجر عسقلانی، احمد بن علی (۱۴۱۲ق).تهذیب التهذیب، حرف المیم، من اسمه مقاتل، رقم الترجمة: ۵۰۱، ۲۸۱/۱۰. بیروت: دارالمعارف.
4. ابن خلدون، عبدالرحمن.(۱۳۷۸ش).تاریخ ابن خلدون، العلوم وأصنافها، الفصل السادس: ۵۶۲/۱. ایران: رسالت.
5. ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، دار صادر، بیروت، بی تا.
6. ابن عابدین، محمد امین بن عمر بن عبدالعزیز.(۱۹۹۸م). ردالمحتار علی الدر المختار، دار احیاء التراث العربی، بیروت،
7. ابن عبدالبر القرطبی، يوسف بن عبدالله.(۱۴۴۰ق).الانتقاء في فضائل الثلاثة الأئمة الفقهاء مالک و الشافعي و أبي حنیفه رضي الله عنهم، بیروت: دار الکتب العلمیة.
8. ابو مظفر، عیسی بن سیف الدین، الرد علی الخطیب البغدادی، دارالکتب العلمیه، بیروت، بی تا.
9. أبو نعیم، احمد بن عبدالله.(۱۴۱۵ق). فی حلیة الأولیاء، شهر بن حوشب: ۶۴/۶. قاهره: دارالکتاب.
10. ابوزهره، محمد، ابو حنیفه حیاته و عصره، دار الفکر العربی، قاهره، بی تا.
11. بخاری، محمد بن اسماعیل.(۱۴۱۳ق).التاریخ الکبیر، رقم الترجمة: ۲۲۵۳، ۸۱/۸. بیروت: دارالکتب العلمیة.
12. البرنی، محمد عاشق الهی.(۱۴۱۵ق).تبیض الصحیفة فی مناقب الإمام أبي حنیفة النعمان.الناشر: ریاض:دارالأرقم.
13. بغدادی، ابوبکر احمد بن علی الخطیب، تاریخ بغداد، المکتلبة السلفیه، مدینه، بی تا.
14. بغدادی، اسماعیل بادشاه. هدیة العارفین.ج۴. دمشق:المجمع اللغة العربیة.
15. بیهقی، احمد بن الحسن.(۱۴۳۶ق). دلائل النبوة،: ۴۵/۱ بیروت:دارالفکر.
16. ترمذی، محمد بن العیسی .(۱۴۲۳ق).العلل الصغیر للترمذي ،، ص : ۷۳۹ .پشاور: مکتبه الحقانیه.
17. تهانوی، ظفراحمد.(۱۴۲۷ق).قواعد في علوم الحدیث ، الفصل التاسع ، ترجمة الإمام أبي حنيفة ، ص : ۳۱۵.
18. المزی، جمال الدین یوسف.تهذیب الکمال فی اسماء الرجال، الرقم : ۶۴۳۹ ، ۴۴۵/۲۹. بیروت: دارالکتب العلمیة
19. حَوّى، احمد سعید.( ۲۰۰۲ م).المدخل الي مذهب الامام ابي حنیفه النعمان، جدّه : الاندلس الخضراء.
20. خطیب بغدادی، احمد بن علی.(۱۴۱۴ق).الکفایة فی علم الروایة، باب في أن المحدث المشهور لا یتاج إلى تزکیة المعدل ، ص : ۸۶ – ۸۷ .قاهره : دارالکتاب.
21. الخیرات الحسان لابن حجر الهیثمي ، الفصل الثالث عشر في ثناء الأئمة عليه ، ص : ۳۳.
22. ذهبی، شمس الدین محمد، سیر اعلام النبلاء، موءسسه الرساله، بیروت، ۱۹۹۸.
23. ذهبی، شمس الدین.(۱۴۳۳ق). سیر أعلام النبلاء ، الطبقة الخامسة ، رقم الترجمة : ۱۶۳ ، ۳۹۶/۶.
24. ذهبی، محمد بن احمد.(۱۴۳۲ق).مناقب الإمام أبي حنيفة وصاحبيه للذهبي ، شیوخ أبي حنيفة ، ص : ۱۹ .بیروت: دارالکتاب.
25. ذهبی،شمس الدین أبو عبد الله محمد بن أحمد الذهبي(۱۴۱۷ق). تذکرة الحفاظ ، الطبقة الخامسة، الرقم : ۱۶۳ ، ۱۲/۱.بیروت:دارالکتب العلمیة.
26. سیوطی، جلال الدین، تبییض الصحیفه، ادارة القرآن والعلوم الاسلامیه، کراچی، ۱۹۹۰.
27. الشایع ، محمد بن عبدالعزیز بن محمد.(۱۴۲۸ق). الآثار الوارده عن السلف في الامام ابي حنیفه،
28. سیوطی، جلال الدین عبدالرحمن.طبقات الحفاظ للسیوطی ، الطبقة الخامسة ، رقم الترجمة : ۱۵۶ ، ص : ۸۰.
29. عبده الحارثي، محمد قاسم (۱۴۲۹ق)، مکانة الامام ابي حنیفه بین المحدّثین، پاکستان. کراچی: ادارة القرآن.
30. العجلی، أحمد بن عبد الله بن صالح .(۱۴۲۲ق).معرفة الثقات للعجلي ، باب النضر والنعمان ، رقم الترجمة : ۱۸۵۳ ، ۳۱۴/۲.
31. کردری، أبي عبد الله محمد بن محمد بن شهاب.(۱۴۲۰ق).مناقب الإمام الأعظم للکردريّ : ۲۱۸/۲ – ۲۴۳ .بیروت: الرسالة.
32. کردری، مناقب أبي حنیفة للموفق المکي ، فضائل سيدنا أبي بكر الصدیق واتباع الإمام له : ۹۵/۱.
33. مجله العلوم الشرعیه و اللغه العربیه بجامعه الامیر سطّام بن عبدالعزیز السعودیه.
34. محی الدین ابومحمد عبدالقادر بن محمد.(۱۴۱۸ق).الجواهر المضيئة في طبقات الحنفیة ، مقدمة المؤلف ، فصل (بدون عنوان) : ۳۱/۱ .بیروت:دارالفکر.
35. المزی، جمال الدین یوسف بن الزکی. (۱۴۳۴ق). تهذیب الکمال فی اسماء الرجال ، بیروت: دارالکتب العلمیة.
36. مناقب أبي حنیفة للموفق المکي ، فضائل سيدنا أبي بكر الصديق واتباع الإمام له : ۹۶/۱.
37. النعمانی، محمد عبدالرشيد. (۸۲۸۱ ق). مكانة الامام ابي حنيفه في الحديث، بيروت: دار البشائر
38. النقیب، احمد بن محمد. (۲۰۰۸ م). المذهب الحنفی، ریاض: مکتبه الرشد.
39. الوادعی، مقبل بن هادی. (۱۴۱۴ق). نشر الصحيفه في ذكر الصحيح من اقوال ائمه الجرح والتعديل في ابي حنيفه، قاهره: دار الحرمین.
40. یافعی، أبو محمد عبد الله بن أسعد اليافعي(۱۴۱۶ق). مرآة الجنان ، سنة إحدى وثلاثين ومأة : ۲۱۵/۱. بیروت: دارالفکر.
41. یمنی، محمد الیاس. مكانة الإمام الأعظم في الحديث | محمد إلياس اليمني / ۲۰۰۱ م
[1]محی الدین ابومحمد عبدالقادر بن محمد (۱۴۱۸ق)، الجواهر المضیئة فی طبقات الحنفیة، ۷۶/.